درباره کمپین دیپورتیها به وطن
در هفتههای اخیر، کارزارهایی در فضای عمومی شکل گرفته که خواستار پایان حضور فرزندان و اعضای خانواده برخی مسئولان و چهرههای سیاسی جمهوری اسلامی در کشورهای غربی است. امضاکنندگان این کارزارها از دولتهای غربی میخواهند، مزایای اقامتی این افراد را لغو و آنان را به ایران بازگردانند. همزمان گزارشهایی منتشر شده که نشان میدهد در ایالات متحده نیز بحثهایی درباره محدودسازی یا لغو برخی امتیازات برای خانواده مقامات ایرانی در جریان است. وزارت خارجه آمریکا نیز در موضعی رسمی اعلام کرده است که بررسیهایی در این زمینه انجام خواهد شد.
طرح این مطالبه، پدیدهای تازه نیست. سالهاست افکار عمومی ایران درباره حضور فرزندان مسئولان و سیاستمداران فعلی و سابق ایران در آمریکا و اروپا سخن میگویند و هر ازگاهی فهرستهایی از نامها و کشورها منتشر میشود. مسئله اصلی اما نه اشخاص مشخص بلکه یک الگوی ساختاری است که از شکاف میان زیست خصوصی مسئولان و زیست عمومی جامعه پرده برمیدارد.
در واقع این وضعیت را میتوان «ریای سیاسی» نامید. مسئولانی هستند که در گفتار رسمی خود، غرب را بهعنوان دشمن و منشأ مشکلات معرفی میکنند و از مردم میخواهند فشار اقتصادی، تورم مزمن، کاهش رفاه و مخاطرات سیاسی را بدون اعتراض بپذیرند اما همزمان فرزندان خود را برای زندگی و تحصیل به همان جوامع غربی میفرستند. این دوگانه صرفاً یک تناقض اخلاقی نیست؛ نشانهای از بحران اعتماد و فرسایش مقبولیت سیاسی است. اعتماد به همین سادگی از بین میرود و تنها زمانی پایدار میماند که میان «آنچه گفته میشود» و «آنچه زیسته میشود» همخوانی وجود داشته باشد. وقتی این همخوانی از میان میرود، باور عمومی به صداقت، رفتار و گفتار مسئولان و سیاستمداران تضعیف میشود. در نهایت، مسئله اصلی نه اخراج فرزندان مسئولان است و نه اقامت آنان در غرب؛ مسئله، بازسازی اعتماد عمومی است. اعتمادی که بدون پاسخ دادن به این شکاف ساختاری میان گفتار رسمی و زیست واقعی به سختی ترمیم خواهد شد.
