رنگ‌زمینه

داستان عینیت ذهنی و هستی اجتماعی

نگاهی به نمایش داستان جوانگ تسو

به قلم؛ حسین سلیمی؛ استاد دانشگاه و مدیر فرهنگی

از گذشته‌های دور، عده‌ای هنر و هنرمند تئاتر را تخطئه می‌کنند. برخی از عوام که گاه بر صدر سازمان‌های فرهنگی نیز می‌نشینند، تئاتر را هنری می‌دانند که در آن عده‌ای اهل فکر که ارتباط خود را با جامعه قطع کرده‌اند، حرف‌های عجیب و غریبی با روش‌های عجیب و غریب بر روی صحنه می‌زنند. برخی از اهل اندیشه که گاه از جامعه گسسته‌اند نیز تئاتر به‌خصوص تئاتر امروز را به‌نوعی ابتذال محکوم می‌کنند که برای جذب مخاطب دست به هر عملی بر روی صحنه می‌زنند که آنها را از ساحت تفکر و تعالی دور می‌کند. اما به‌نظر می‌رسد هیچ‌یک از این دو گروه، جوهر تئاتر را به‌عنوان هنر اندیشه‌ورزی درنیافته‌اند و برداشت درستی از تئاتر ایران ندارند. هنری که هنوز نمایه جست‌وجوی انسان برای حقیقت است.
نمایش داستان جوانگ تسو که به نویسندگی داریوش رعیت و کارگردانی حامد عقیلی در تالار سایه تئاتر‌شهر تهران به روی صحنه رفت، نمونه‌ای است از تئاتر اندیشه، که یکی از مهم‌ترین مسائل جهان جدید و یکی از اصلی‌ترین موضوعات مطرح برای متفکران امروز را در قالب نمایشی شیرین به تصویر می‌کشد و در عین حال ارتباطی مناسب با مخاطب برقرار می‌کند. این دو هنرمند دست در دست هم تماشاگر را در عمق تفکر فرو می‌برند و این کار را نه با زخم زدن بر روح او بلکه با برساختن اوقاتی شیرین و دلنشین به انجام می‌رسانند. این شیرینی با بازی خوب و ستودنی اتابک نادری و آرش نوذری و هنرمندی پریزاد سیف و جواد اسماعیلی دو‌چندان می‌شود و دکور ساده و پرمعنی و حرکات موزون درخشان، زیبایی و فکر را در هم می‌آمیزند و نشان می‌دهند که تئاتر امروز نه سخنانی موهوم با اجراهایی نافهمیدنی است و نه ابتذال منقطع با اندیشه بلکه نمایشی از ایده‌های تازه در بستر زیبایی است.
امانوئل کانت در سرآغاز اندیشه مدرن گفت: اگر از انسان آرزو و خواب گرفته شود، بيچاره‌ترين موجود روي زمين است. اما امروز این تفکر دگرگون شده و تکامل یافته است. این دگرگونی سبب شده که برخی از متفکران بدین مفهوم رسیده‌اند که انسان چیزی جز آرزو و خواب نیست و در واقع چیزی واقعی است که برساخته ذهن انسان باشد. به همین دلیل اندیشه‌ورزانی چون ژاک دریدا، ساحت اندیشه را برای خود این‌گونه ترسیم می‌کند: من با خودم در نبرد هستم. و اندیشمند بودن را نیز اینطور توصیف می‌کند که «شبحی تعلیم‌ناپذیر که هیچ‌‌وقت چگونه زیستن را نخواهد آموخت». با این نگرش این پرسش مطرح می‌شود که واقعیت آنگونه که دکارت در دوالیسم خود توضیح می‌داد در خارج از ذهن انسان وجود ندارد. واقعیت آن چیزی است که ذهن انسان بر مبنای ارزش‌ها و تخیلات خود می‌سازد. از این‌رو نزد گروهی از فلاسفه جدید این نکته مطرح است که واقعیتی متعین وجود ندارد و هر آنچه هست، محصول ذهن و ایده‌های بشر است. از همین‌رو جمله مشهور جورج بارکلی دوباره در صدر دستورکار متفکران قرار گرفته است که: «بودن یعنی ادراک شدن». به همین دلیل نیز از منظر او جهان صحنه یک نمایش بزرگ است که وجود تمام اشیاء آن (مانند صحنه و وسایل) وابسته به ادراک شدن توسط ذهن است.
این همان تفکری است که نویسنده و کارگردان داستان جوانگ تسو سعی می‌کنند در نمایش خود بیان کنند. آنها نویسنده و روانپزشکی را تصویر می‌کنند که گاه به فیلسوفی با نام جوانگ تسو می‌اندیشند. در جریان گفت‌وگوهای آنها چیزهایی مطرح می‌شود که در نظر اول توهم دانسته می‌شود. تمام آنچه در دنیای آنها مطرح است، زائیده تخیل است و به همین دلیل روانپزشکی مدرن نام توهم بر آن می‌گذارد. اما وقتی خود روانپزشک با این موجودات مواجه می‌شود، بنیاد دانشش متزلزل می‌شود و جهانی دیگر برایش متولد می‌شود که مرز میان خیال و واقعیت عینی را نزد او از میان می‌برد. روانپزشک علم‌گرا در مواجهه با موجودات ذهنی، خود به شرایطی می‌افتد که از نظر روانپزشکی مدرن اختلالی روانی است. در اینجا این پرسش عمیق مطرح می‌شود که واقعاً آیا هستی‌ای فارغ از ایده‌ها و تخیلات انسانی وجود دارد؟ آیا فیلسوفانند که تخیلات را می‌آفرینند و یا تخیلات برسازنده فیلسوفان هستند؟ این سوالات عمیقی است که تماشگر نمایش جوانگ تسو با آنها از تالار سایه خارج می‌شود بدون آنکه تحت فشار صحنه‌های خفقان‌آور و شلاق‌های نمایشی قرار گرفته باشد. در جان تماشاگر این نمایش نوعی حس شیرین که محصول میزانس مناسب و بازی‌های روان بازیگران است، می‌نشیند و اندیشه‌اش سخت درگیر مهم‌ترین پرسش فلسفه معاصر می‌شود. و نشان می‌دهد که تئاتر می‌تواند هم‌زمان تفکر و احساسی خوش را در سخت‌ترین شرایط اجتماعی در انسان ایرانی برانگیزد و نشان دهد که این هنر تعالی‌بخش می‌تواند، داروی درمان بسیاری از دردهای جامعه باشد. تا درستی این سخن رالف والدو امرسون (فیلسوف تعالی‌گرا) بیشتر نشان داده شود که هنر و زیبایی بازتابی از «روح اصیل» و ساختار درونی خود انسان است.

sazandegi

پست های مرتبط

کاوش در عمق تاریکی‌ها

نگاهی به فیلم بحث‌برانگیز سال؛ «نورنبرگ» در دنیای سینما، فیلم‌هایی که به…

جوانمرد مظلوم

روایت فرید مرادی از چرایی ماندگاری غلامرضا تختی در حافظه جمعی جامعه…

۱۸ دی ۱۴۰۴

خداحافظی با رئیس

سعید پیردوست در ۸۵سالگی درگذشت درست در روز تولد ۸۵‌ سالگی، سعید…

دیدگاهتان را بنویسید