خاتمی، احمدینژاد و روحانی سه سرمایه کشور هستند که مجموعا نزدیک به ۱۴۰ میلیون رأی
در مراحل مختلف کسب کردهاند. اینها جلسه بگذارند تا مسائل کشور سریع حل شود و از این حالت که «امشب ممکن است حمله بشود، فردا ممکن است حمله بشود» خارج شویم
به قلم؛ محسن رهامی؛ حقوقدان
اعتراضات دیماه از چند جهت با اعتراضات سالهای گذشته مانند اعتراضات ۱۳۸۸، ۱۳۹۶، ۱۳۹۸ و ۱۴۰۱ متمایز بود. یکی از تفاوتها، گستردگی اعتراضات بود. سطح اعتراضات اینگونه نبود که مانند اعتراضات سالهای گذشته محدود به کوی دانشگاه یا به چند خیابان تهران شود. این بار اعتراضات در بسیاری از شهرها و شهرستانهای کوچک نیز رخ داد، جایی که پیش از این شاهد چنین حضور گستردهای از مردم در اعتراضات نبودیم. تفاوت دوم، حجم اعتراضات بود؛ البته منظورم حجم معترضان است. بهرغم اینکه در گذشته مردم به یک خیابان شهر دعوت میشدند، در این اعتراضات، در هر شهر، مردم در چندین خیابان همزمان حضور داشتند. مثلاً در تهران، قم یا اصفهان، مردم در خیابانهای مختلف تجمع کردند و این برخلاف اعتراضات گذشته بود که معمولاً معترضان در یک یا دو خیابان متمرکز میشدند. تفاوت سوم، نوع خشونتی بود که بهکار رفت؛ زیرا در اعتراضات گذشته شاهد این حجم از خشونت نبودیم، نه اینکه خشونت وجود نداشت بلکه این بار با خشونت گستردهتری روبهرو بودیم. تعداد کشتهها طبق آمارهای رسمی، بیش از ۳۰۰۰ نفر بود و شمار زخمیها که بهطور دقیق نمیتوان آمار آن را تعیین کرد به بیش از ۱۰ هزار نفر رسید. تفاوت چهارم از حیث نوع برخورد با اماکن مذهبی و دولتی بود. در گذشته اگر تعرضی به اماکن مذهبی مانند مسجد صورت میگرفت کم و انگشتشمار بود. اما در این اعتراضات ما شاهد تعرضات گستردهای به مساجد، دفاتر ائمه جمعه و دیگر اماکن مذهبی بودیم. اینگونه تعرضات نه قبل از انقلاب و نه بعد از آن سابقه نداشته است. علاوه بر این، تعرض به اماکن و ماشینهای دولتی، آمبولانسها و حتی ماشینهای آتشنشانی که برای نجات مردم به خیابانها آمده بودند بهطرز بیسابقهای افزایش یافت. در این موارد این اعتراضات از همه تظاهرات گذشته، چه قبل از انقلاب و چه بعد از انقلاب، متمایز است. من در بسیاری از تظاهرات قبل از انقلاب حضور داشتم، هم بعد از انقلاب شاهد بودهام و هم از برخی وقایع مطلع بودهام اما این مواردی که اشاره کردم، ویژگیهای عمده اعتراضات اخیر بودند.
بخش عمدهای از علت این اعتراضات که در ادامه اعتراضات گذشته مانند سالهای ۱۳۹۶، ۱۳۹۸ و ۱۴۰۱ صورت گرفت، ناشی از نارضایتی عمومی بود؛ نارضایتی از اوضاع اقتصادی، نحوه مدیریت کشور و سیاستهای کلان جامعه که باعث بروز این وضعیت شد. این نارضایتیها بههم پیوسته بود و در کنار آن امیدی که دخالتهای خارجی ایجاد کرده بود نیز مؤثر واقع شد. به این معنا که در اعتراضات گذشته، دخالتهای خارجی بهصورت غیرمستقیم صورت میگرفت اما در این دوره رئیسجمهور آمریکا بهطور مستقیم وارد صحنه شد و با اظهاراتش به معترضان امید داد و به آنها گفت که من از شما حمایت میکنم و تنها نخواهید ماند!
این اعتراضات در تکمیل جنگ ۱۲ روزه صورت گرفت، اولین بار بود که اعتراضات باعث امیدوار شدن مخالفین و سازماندهی آنها شد. زیرا آنها فکر میکردند وعدههایی که آمریکا داده بعد از قضیه حمله آمریکا به ونزوئلا و دستگیری رئیسجمهور آنجا و بردنش به کشور خودشان نوعی امیدواری در مخالفان ایجاد کرده بود و فکر میکردند با یک حرکت وسیع شاید بتوانند به نتیجه برسند. البته موقعیت ایران بعد از حمله آمریکا و اسرائیل، یعنی جنگ ۱۲ روزه و آسیبهایی که در سوریه، لبنان و فلسطین دیدیم نیز نوعی تردید در اقتدار کلان جمهوری اسلامی ایجاد شده بود. این نیز در امیدوار کردن مخالفین و در اینکه آمریکاییها، اسرائیل و مخالفین بتوانند ضربه نهایی را بزنند، بیتأثیر نبوده است.
از آنسو اعتراضات نیز به چند جهت به سرعت رنگ خشونت گرفت؛ یکی از جهت این است که ما احزاب و سازمانهای مردمنهادی نداریم که بتوانند، اعتراضات مردم را مانند همه دنیا جهتدهی و مدیریت کنند. اما در این حرکتهای اخیر چنین چیزی وجود نداشت. هیچ مسجد، امامجمعه و نهاد رسمی کنترل جمعیت را بهعهده نداشت، احزاب هم غایب بودند و نتواسته بودند در طول سالهای گذشته حضورشان را در سازماندهی حرکتهای مردمی نشان دهند، البته شاید هم فرصت نشد. در سایر کشورهای دنیا، احزاب و نهادهای غیردولتی برای راهپیمایی اصناف و مردم از دولت مجوز میگیرند و حتی خودشان امنیت را تضمین میکنند و گروههایی را برای حفاظت از خود مغازهها و نهادهای دولتی میگذارند.
در نتیجه، آن موجی که ایجاد شد، بلافاصله توسط جریانهای مخالف کشور و فرصتطلبها و کسانی که نمیخواهند به هر حال کشور و مردم ایران از بحرانهای اقتصادی عبور کنند و بهدنبال این هستند که کشور را به آشوب بکشانند، موج سواری کردند. این جریانها شاید میخواستند در ایران چیزی مثل سودان یا لیبی درست کنند بنابراین از فرصت برای موجسواری استفاده کردند. اگر در اعتراضات اخیر اصناف، احزاب، نهادهای عمومی و مدنی، روحانیت و دانشگاهها حضور داشتند و مدیریت سازماندهی میکردند که از کجا باید شروع کنیم تا کجا باید برویم و چه شعارهایی بدهیم قطعاً وضعیت به این شکل نمیشد.
بنابراین کمتحملی مسئولین در برابر اعتراضات و بیان خواستهها باعث تجمیع عقدهها میشود. حرفهایی که بهراحتی میشود با مدیریت دانشگاهیان، روحانیون و احزاب مدیریت کرد تا مردم حرفهایشان را بزنند و پلیس و نظام هم امنیت آنها را تضمین کنند. اما اگر کسانی بخواهند بهنفع حکومت و در حمایت از مسئولین تظاهرات کنند، هر اندازه لازم باشد به آنها میدان داده میشود که اشکالی ندارد اما باید به کسانی که منتقد هستند هم میدان داده شود. از این بهبعد این کار باید انجام شود و احزاب و گروهها را دعوت کنند و بگویند اگر خواستهای دارید، مکانی مشخص شود و مردم اعتراض خود را آنجا مطرح کنند.
در حال حاضر، سه نفر عمدتاً در صحنه و میدان هستند که عبارت هستند از آقای خاتمی، آقای احمدینژاد و آقای روحانی و اینها یک سرمایه برای کشور هستند. ممکن است کسی خط و ربط اینها را قبول داشته باشد یا نداشته باشد اما در خیلی کشورها رؤسایجمهور گذشته بهطور طبیعی در امور کلان و مشورت و مشارکت دارند. بنابراین ما هم میتوانیم یک شورای مشورتی از رؤسایجمهور گذشته تشکیل دهیم.
آقای خاتمی در دو انتخابات، یکی در خرداد ۷۶ و دیگری ۸۰، ۲۱ میلیون رأی در دور اول و ۲۴ میلیون رأی در دور دوم گرفتند که مجموعاً ۴۵ میلیون رأی است و حالا اگر رأی آقای احمدینژاد و آقای روحانی هم حساب کنیم، این سه بزرگوار مجموعاً نزدیک به ۱۴۰ میلیون رأی در مراحل مختلف کسب کردهاند. آقای خاتمی نماد جریان اصلاحات در کشور است، آقای احمدینژاد هم نماد جریان اصولگراست، آقای روحانی هم نماد جریان اعتدال در این کشور است. این سه اگر لازم باشد سفر کنند، جلسه بگذارند تا مسائل خارجی کشور سریع حل شود و از این حالت که «امشب ممکن است حمله بشود، فردا ممکن است حمله بشود» خارج شویم. این حالت، استرس روانی جامعه را بالا میبرد و فشار روانی ایجاد میکند. کسانی که میخواهند سرمایهگذاری کنند، جرأت نمیکنند سرمایهگذاری کنند و پولهایشان را وارد بازار نمیکنند. نه تنها سرمایه خارجی نمیآید بلکه سرمایه داخلی هم فرار میکند و مردم پولهایشان را به ترکیه، ارمنستان و حتی گرجستان میبرند. اصلاً در این شرایط کدام سرمایهگذار خارجی حاضر میشود در ایران سرمایهگذاری کند؟ باید یک مقدار بازی را وسیعتر کنیم؛ من قبلاً هم در ملاقاتهایی که با مسئولین کشور داشتم، خدمت رهبری عرض کردم که ما هم در این کشور مسئولیت داشتیم، تلاش و کار کردیم (من در مجلس اول و دوم در سختترین شرایط جنگ حضور داشتم) فرزندان همین خانهایم، اینجا خانه همه است. ما برای آنهایی که به هر حال از هر گروهی و از هر کسی بودند و آسیب دیدهاند، متأسفیم.
خانه باید امن باشد و خطر جنگ را از کشور دور کنیم. برای دور کردنش باید توان مضاعفی گذاشته شود و اقدامات فعلی شورایعالی امنیت ملی و وزارت خارجه کفایت نمیکند. دلیل آن هم همین وضعیت نه جنگ است و نه صلح است که الان وجود دارد. آن زمان پیشنهاد من به آقای هاشمی «سفیران صلح» بود و به ایشان گفتم، شما با آقای خاتمی و با رهبری مذاکره کنید و به عربستان و سایر کشورهای عربی تشریف ببرید. به مصر بروید و رابطه برقرار کنید، ایشان گفت پیشنهاد خوبی است و صحبت میکنم ولی بعد دیگر خبری نشد که موافقت شد یا خیر.
وقتی بعد از این قضایا اروپا، سپاه پاسداران را که بخشی از نیروهای مسلح کشور است بهعنوان جریان تروریستی اعلام میکند، مسئله سنگینی و خطرناکی است و صلح جهانی را بهخطر میاندازد. چون وزارت خارجه به تنهایی زورش نمیرسد، آمریکا و اروپا هم این کار را میکنند. آمریکا در بعضی موارد، وزیر خارجهاش را نمیفرستد بلکه یک سفیر مثل آقای ویتکاف تعیین میکند؛ در بسیاری از کشورها از رؤسایجمهور گذشته یا افرادی در آن سطح استفاده میکنند. همچنین از سرمایهداران بزرگ دنیا دعوت کنیم تا برای سرمایهگذاری به ایران بیایند همانطور که پیش از حمله ۱۲ روزه، مقدمات آن فراهم شده بود. باید تضمین بدهیم به آنها که سرمایهگذاری کنند و بگوییم، سرمایهتان را همراه با سود معقول تضمین میکنیم بنابراین باید کاری در این سطح انجام بدهیم. اما این میزان که آقایان مدام سخنرانی میکنند و دعوت به مقاومت میکنند، ما هم قبول داریم و مقاومت کردهایم ولی مردم قبول نمیکنند که در معرض خطر قرار گیرند البته آنها میفهمند که خطر وجود دارد.
به نظر من، گام بسیار مهم در حال حاضر، اصلاح وضعیت اقتصادی است زیرا مردم نگران درآمد و سفره زندگیشان هستند؛ بسیاری از کارمندان و کارگران شرمنده زن و بچههایشان هستند. بنابراین باید اصلاحات اقتصادی اساسی صورت بگیرد و لازمه آن این است که به دنیا اطمینان دهیم که ما قصد جنگ نداریم. باید کمی با دنیا آشتی کنیم؛ فرمودهاند «با دوستان مروت، با دشمنان مدارا»! پس باید مدارا کنیم و علاجی نداریم.
جذب سرمایه خارجی و ایجاد بازار کار مستلزم این است که نهادهای مزاحم و پرهزینهای که میلیاردها میلیارد بودجه میگیرند و هیچ سودی برای مردم ندارند، حذف شوند. اگر بتوانیم فضایی ایجاد کنیم که تعدادی از شرکتهای بزرگ آمریکایی و اروپایی بیایند و اینجا سرمایهگذاری کنند تا بهجای جنسهای بنجل و دستچندم چینی که در هیچ جا مشتری ندارد و به ما صادر میشود به سمت بازار اروپا و آمریکا برویم، مردم احساس میکنند، تحولی صورت گرفته است.
اگر اقتصاد سر و سامان بگیرد و ببینند که ایران با مردم خودش در آشتی و صلح است و با دنیا هم در مسیر آشتی قرار گرفته، خودبهخود ناوگان آمریکا از منطقه دور میشود. اگر داخل خانه اصلاح شود و مردم امیدوار شوند که وضعشان درست میشود قطعاً مردم ما افراد نخبهای هستند و سابقه فرهنگی ۲۰۰۰ تا ۳۰۰۰ ساله دارند. این مردم کسانی نیستند که گوش به حرف فردی مثل رضا پهلوی بدهند که تا دیروز پیش نتانیاهو میرفت و از او خواهش میکرد به ایران حمله کند؟
منبع: ایرنا
