مذاکرات فنی و عمیق “سیدعباس عراقچی” و “رافائل گروسی” در ژنو، پیش از مذاکرات ایران و آمریکا، بیانگر آن است که ایران تلاش دارد تا مذاکرات را به نتیجه برساند

با این حال مقامات آمریکایی همیشه گفتهاند که برداشت آنها این است که ماده ۴ متضمن شناسایی حق ذاتی غنیسازی برای کشورها نیست و خود نیز هیچگاه چنین حقی را برای کشوری بهرسمیت نشناختهاند. به عکس، آنها همیشه غنیسازی را یک تکنولوژی حساس دومنظوره که باید تحت کنترل سختگیرانه باشد، دانسته و تنها غنیسازی در کشورهای دوست (ژاپن، برزیل، آرژانتین، هلند و آلمان) را در عمل و تحتنظارت سختگیرانه توسط آژانس پذیرفتهاند. لذا تاکنون موردی را سراغ نداریم که آمریکا بهنحوی حق غنیسازی را برای کشوری شناخته باشد.
از طرفی، تاکنون نه آمریکا و نه شورای امنیت، هیچگاه نفس حق غنیسازی را برای ایران نفی نکرده و خواستار توقف غنیسازی در ایران نشدهاند. آمریکا از ۲۰۰۲ به اینسو، همیشه مدعی بوده است که ایران بهخاطر تخلف از موافقتنامه پادمان باید غنیسازی را با هدف اعتمادسازی تعلیق کند. شورای امنیت از قطعنامه ۱۶۹۶ (ژوئیه ۲۰۰۶) بهبعد «تعلیق» غنیسازی را از ایران خواسته است. در توافق برجام نیز حق غنیسازی شناسایی نشده بلکه ادامه آن در ایران در عمل (دوفاکتو) و در سطح محدود پذیرفته شده است. درحالی که ترامپ در دوره اول ریاستجمهوریاش از «اصلاح برجام» سخن میگفت، که طبعاً نمیتوانست بهمعنی «غنیسازی صفر» باشد، او از فوریه ۲۰۲۵ تعبیر «غنیسازی صفر» را بهکار برده که هم میتواند بهمعنی «تعلیق» باشد، هم «توقف».
به لحاظ نظری هیچ قاعده یا حکم حقوقی یا سازوکار و نهادی در انپیتی، برای تعیینتکلیف وجود ندارد. تنها «نیت» یک کشور از غنیسازی و برداشت دیگران از «نیت» آن کشور، مبنای کار است. در برجام، بحث «نیت» کنار گذاشته شد و یک سال گریز هستهای مبنا قرار گرفت. اکنون سوال این است که آیا تجربه توافق سعدآباد ۱۳۸۲ میتواند الگو باشد و ایران یکبار دیگر تعلیق غنیسازی را بهعنوان «تدبیری داوطلبانه، موقت، غیرالزامآور از لحاظ حقوقی و برای اعتمادسازی» بپذیرد؟ اینکه به گفته آقای عراقچی در ۲۵ آبان «در حال حاضر هیچ غنیسازی در ایران انجام نمیشود»، آیا میتواند چنین تدبیری را تسهیل کند؟ آیا سیاست داخلی در ایران و آمریکا و افراطیهای دو طرف چنین اجازهای را میدهند؟ آیا اسرائیل و برخی دیگر در منطقه، دست از خرابکاری برمیدارند؟
