شرط بقاء و پایداری همبستگی ملی ایران در روزهای پرالتهاب
بهقلم؛ صالح نقرهکار؛ حقوقدان

مایه تأسف و تأثر است که در شرایط حساس کنونی، آنچه بیش از هر چیز دشمنان ایران را شاد میکند، بروز تفاوتها و تخاصمهای درونی میان شهروندان و پارههای تن ایران در برابر یکدیگر است؛ وضعیتی که بهجای صفآرایی در برابر متجاوزان و دشمنان واقعی ایران به تقابل درونی و تضعیف پیوست و همبستگی اجتماعی میانجامد. همبستگیای که ایرانیان از دیرباز در پرتو زبان، فرهنگ، آیین، تمدن، دین، اندیشه و ملیت مشترک خود تجربه کردهاند، امروز تحتتأثیر فضای خشم، کینه، نفرت و خشونت قرار گرفته است. درحالی که بیش از هر زمان دیگر، ایران به رواداری حکمتورزانه برای پایداری همبستگی ملی و مقابله با تهدیدهای خارجی و خطرهای تضعیفکننده امنیت شهروندی نیازمند است. این تقابلهای درونی اگر از منظر آسیبشناسانه واکاوی شوند، نشان میدهند که جامعه مدنی، نهادهای ترمیمکننده مودت اجتماعی و حوزه عمومی غیردولتی، بهویژه جامعه نخبگانی، وظیفهای بزرگ و مسئولیتی سهگانه برعهده دارند. نخست، تبیین و تقویت سویههای حمایتگرانه از حقوق و آزادیهای شهروندان؛ دوم، بهرسمیت شناختن همه صداها و احترام به تکثرهای هویتی در حوزه عضویت اجتماعی؛ و سوم، جلوگیری از گسترش خشم و انزجار اجتماعی که میتواند بهراحتی در چارچوب پروژههای تفرقهافکنانه دشمنان ایران تفسیر شود. جامعهای که به نقطه نفرت متقابل درونی برسد، ناخواسته در زمین طراحیهای بیرونی بازی خواهد کرد. در این وضعیت شکننده، آنچه پیرامون مرزهای ایران و در فضای ژئوپلیتیک منطقهای جریان دارد و نیز تلاشهای مکرر دشمنان برای ایجاد شکاف در همبستگی ملی ایرانیان، ما را به ضرورتی روشن رهنمون میکند: خشونتپرهیزی، رواداری، تحمل مخالف، شنیدن صداهای متنوع و بردباری در حل مسائل ایران باید به اصول راهنمای کنش اجتماعی و سیاسی بدل شود. حل مسائل پیچیده جامعه ایرانی جز در چارچوبی خردمندانه، آسیبشناسانه و دوراندیشانه ممکن نیست و هرگونه غلبه هیجانهای منفی بر عقلانیت جمعی، هزینههای جبرانناپذیر در پی خواهد داشت. در حوزه عمومی امروز ایران، نقشآفرینی جدیتر رسانهها و همه دلسوزان واقعی کشور اهمیتی دوچندان دارد. رسانهها باید شهروندان را به گفتوگو، مدارا، تحمل و خشونتپرهیزی دعوت کنند و از بازتولید ادبیات نفرت، تحقیر و دوقطبیسازی بپرهیزند. در کنار آن، نظام حقوقی، بهویژه در حوزه قضایی، لازم است با رویکردی مبتنی بر عدالت تحلیلی و ترمیمی (نه انتقامجویانه) با پدیدههای خشونتآفرین مواجه شود. هرگونه مشروعیتبخشی به خشونت، چه در قالب انتقام، چه در شکل خشونت کلامی، فیزیکی، حیثیتی یا روانی به فرسایش سرمایه اجتماعی میانجامد. در مقابل، آنچه جامعه در این برهه حساس نیاز دارد، تزریق عقلانیت، بردباری و اعتمادسازی است. از سوی دیگر، مسئولان کشور، بهویژه تصمیمگیران حوزه سیاست و مدیریت تعاملات شهروندی باید بسترهای نهادی لازم را برای گفتوگوی اجتماعی، مشارکت مدنی و حل مسالمتآمیز تعارضها فراهم کنند تا دیگر بار شاهد رخدادهایی که شکاف و رنج اجتماعی میآفریند، نباشیم. چنین رخدادهایی نهتنها دشمنان ایران را شاد میکند بلکه دل همه عاشقان وطن و هممیهنان را سرشار از اندوه و نگرانی میسازد. سرمایه عظیم ملی ایران (یعنی هویت و همبستگی شکل گرفته در چارچوب تمدنی دیرپا) دستاوردی تاریخی است که با هزینههای سنگین نسلهای متمادی حاصل شده و نباید با روشها و رویکردهای تضعیفکننده همبستگی اجتماعی دچار فرسایش شود. امروز ایران بیش از هر زمان دیگر به بازسازی اخلاق مدنی، تقویت اعتماد متقابل و احیای حس تعلق جمعی نیاز دارد. این مهم جز از مسیر رواداری، عدالت، گفتوگو و پرهیز از خشونت محقق نمیشود. پاسداشت همبستگی ملی، نه شعاری سیاسی بلکه ضرورتی راهبردی برای بقا و پیشرفت ایران است؛ ضرورتی که تحقق آن، مسئولیتی مشترک بر دوش حاکمیت، نخبگان و همه شهروندان قرار میدهد.

