رنگ‌زمینه

صفحه اصلی > سرمقاله و سیاست : رودربایستی را کنار بگذاریم

رودربایستی را کنار بگذاریم

برای نوسازی جدی ایران
باید هزینه‌های سنگینی پرداخت شود

به قلم؛ سیدحسین مرعشی؛ دبیرکل حزب کارگزاران سازندگی ایران

ترکیب چندین عامل مختلف باعث شکل‌گیری بحران‌های اخیر در ایران شده است. یکی از مهم‌ترین این عوامل، افزایش تدریجی جمعیت بخشی از مردم است که خود را در تقابل با نظام جمهوری اسلامی می‌بینند. این گروه نه تنها با جمهوری اسلامی بلکه با دین و حتی با مفاهیمی چون استقلال، که از ارکان اصلی انقلاب ۵۷ بود، مخالفت دارند. این مخالفت‌ها ناشی از عملکردهای نادرست نظام جمهوری اسلامی طی دهه‌های گذشته و شرایط سخت معیشتی مردم است که موجب ‌شده این ارزش‌ها در ذهن بخشی از جامعه از بین بروند و در عین حال، مقاومت‌هایی شکل بگیرد. در واقع، جامعه به‌جایی رسیده که بخش قابل توجهی از آن خواهان مداخله خارجی هستند. این وضعیت نشان‌دهنده بن‌بست و شکست عمیق در درون نظام است. این مسئله تنها به تاریخ ۱۸ دی‌ ماه ۱۴۰۴ محدود نمی‌شود بلکه ریشه در رویدادهایی از گذشته دارد؛ از‌جمله مرگ مهسا امینی در ۱۴۰۱، افزایش قیمت بنزین در ۱۳۹۸، اعتراضات سال ۱۳۹۶ و حتی حوادث سال ۸۸. این اعتراضات، یک جریان ریشه‌دار است که از دیرباز در تاریخ کشور وجود داشته و هیچگاه با روش‌های کلاسیک جمهوری اسلامی که با پخش اطلاعات درست یا غلط به هواداران خود می‌کوشید اعتراضات را مهار کند، حل نشده است.

در همین رابطه، یکی از بزرگ‌ترین فرصت‌سوزی‌ها در تاریخ جمهوری اسلامی، بعد از جنگ ۱۲‌ روزه رخ داد. جنگی که می‌توانست، فرصتی بی‌نظیر برای ایجاد وحدت و مقاومت در برابر تهدیدات خارجی باشد اما از آن هیچ استفاده‌ای برای حل مسائل داخلی و بهبود روابط مردم و نظام نشد. مشکلات انباشته و حل ‌نشده، جامعه را به بن‌بست خطرناکی رسانده است. از آن فرصت‌های تاریخی هیچ بهره‌ای برای رفع مشکلات داخلی و بهبود روابط بین مردم و حکومت برداشته نشد و امروز در این نقطه گرفتار آمده‌ایم.
در گذشته، آیت‌الله هاشمی‌رفسنجانی نیز تلاش‌هایی برای حل مسائل ایران با غرب داشت. اما این فرصت‌ها برای حل و فصل مشکلات داخلی و خارجی کشور از دست رفت. به یاد دارم که آقای هاشمی در زمان حادثه آرژانتین و بمب‌گذاری در مرکز یهودیان گفتند: «ما نمی‌توانیم کشور را برای مدت طولانی در لبه پرتگاه نگه داریم زیرا هر لحظه ممکن است، حادثه‌ای رخ دهد که کشور را به بحران بکشاند». حتی پیش از آن ‌هم فرصت‌های بزرگی بود که سوختند و نباید از آنها عقب‌نشینی می‌کردیم مثل ماجرای مذاکرات مک فارلین. در آن زمان، ما محکم ایستاده بودیم و تأکید می‌کردیم که مصلحت کشور در این است که با آمریکایی‌ها گفت‌وگو کنیم چون امام‌(ره) نیز در جریان بود. نباید از جو منفی که چپ‌ها و مرحوم آیت‌الله منتظری ایجاد کرده بودند و از مخالفت با آمریکا سخن می‌گفتند، می‌ترسیدیم. می‌گفتیم که این کار را کرده‌ایم و از آن دفاع می‌کردیم. اما متأسفانه این موقعیت‌ها از دست رفت.
فرصت بعدی برای حل مشکلات کشور در زمان آقای خاتمی فراهم شد اما این ‌هم از دست رفت. حتی پس از روی کار آمدن آقای رئیسی نیز فرصت‌هایی برای خروج از بحران وجود داشت. عقلای قوم به آقای رئیسی پیشنهاد کردند که با رهبر انقلاب صحبت کند تا اجازه دهند، آقای روحانی برجام را به پایان برساند و کشور از بحران‌ها خارج شود. اما این اتفاق نیفتاد و پس از آن، آقای رئیسی با آقای باقری درگیر پرونده هسته‌ای شدند. این پرونده ۸ ماه طول کشید و آقای باقری که خود از مخالفان برجام بود، در نهایت گزارش داد که هیچ چیزی بیشتر از برجام به ما نمی‌دهند و باید همان را احیا کنیم. اما باز هم تعلل شد و این فرصت نیز از دست رفت. پس از آن با روی کار آمدن ترامپ و تغییر سیاست‌ها، ایران همچنان در موقعیت‌های سختی قرار گرفت.
در حال حاضر نیز تحولات به‌گونه‌ای پیش رفته که ایالات متحده با بیشترین آرایش نظامی و بزرگ‌ترین لشکرکشی‌ها در منطقه، تهدیدهای جدی علیه ایران مطرح کرده است. در همین زمان ۴۰ کشور اروپایی توافق کرده‌اند که قطعنامه‌هایی علیه ایران را اجرا کنند. این اقدامات نشان‌دهنده احتمال محاصره دریایی ایران است که می‌تواند، مخاطرات بیشتری برای کشور ایجاد کند. حتی اتحادیه اروپا تصمیم گرفته که بعد از تروریستی اعلام کردن سپاه پاسداران، جمهوری اسلامی را نیز به‌عنوان یک دولت تروریستی معرفی کند. نخست‌وزیر آلمان نیز به‌صراحت گفته که «آخرین روزهای حکومت جمهوری اسلامی» فرا رسیده است. این تحولات نشان‌دهنده این است که کشور در شرایطی بسیار بحرانی و خطرناک قرار دارد.
اکنون ایران در اوج یک تهدید خارجی بی‌سابقه و بحران داخلی جدی قرار دارد. این دو عامل با هم ترکیب شده‌اند و وضعیت را پیچیده‌تر کرده‌اند. باید به شرایط بین‌المللی و تحولات جهانی توجه کنیم. در سطح جهانی، تغییرات بزرگی در حال وقوع است و ایران در برابر تهدیدات جدی قرار دارد. ترامپ با نظم جهانی در حال بازی است و ایران باید دقت بیشتری در برابر این تهدیدات داشته باشد.
در حال حاضر، دوره‌ پایبندی به قوانین و تعهدات بین‌المللی به پایان رسیده است و قدرت‌های بزرگ به‌راحتی حقوق کشورهای کوچک و میانه را پایمال می‌کنند. به‌عنوان مثال، همان عراقی که این قدرت‌ها به آنجا رفتند و صدام را برکنار کردند حالا وقتی نخست‌وزیر جدید می‌خواهد بر سر کار بیاید، ترامپ اعلام کرده که با او همکاری نخواهد کرد. این مسائل نشان‌دهنده، تغییرات جدی در نظم جهانی است که ایران باید آنها را در نظر بگیرد. اما نکته‌ای که اکنون برای ایران اهمیت دارد این است که آیا می‌توان از وقوع کشتارهای گسترده در بحران‌ها جلوگیری کرد؟ من به هیچ عنوان از کشته شدن ۱۱ میلیون نفر صحبت نمی‌کنم اما باید تلاش کرد تا جلوی کشتار ده‌ها هزار نفر گرفته شود. این موضوع به شرایط داخلی و خارجی بستگی دارد.
در شرایط فعلی، فرصت‌های بازسازی داخلی به این سرعت فراهم نمی‌شود و باید با تدبیر در مسائل خارجی عمل کرد. باید از هر فرصتی برای جلوگیری از عملیات احتمالی آمریکا علیه ایران استفاده کرد. اگر آمریکا حمله کند، به احتمال بسیار زیاد، هم معترضان و هم حامیان نظام وارد خیابان‌ها خواهند شد و این وضعیت ممکن است به جنگ داخلی شدید تبدیل شود.
بنابراین تلاش برای جلوگیری از یک جنگ وسیع باید در اولویت قرار گیرد. اگر از این مرحله عبور کرده و جنگ آغاز شود، پیش‌بینی اینکه چه هزینه‌های سنگینی برای کشور به همراه خواهد داشت، دشوار است. در حال حاضر اولویت باید جلوگیری از جنگ‌ها و تشدید بحران‌ها باشد.
اکنون باید شخصیت‌های سیاسی ایران بدون رودربایستی با رهبری و نظام، پای اصلاحات واقعی بایستند. به‌طور قطع امکان بازسازی روابط جمهوری اسلامی‌ای که امروز با آن مواجه هستیم با همان ادبیات و رویکردهای دهه ۶۰ وجود ندارد. در سال ۱۴۰۵ نمی‌توان با همان شیوه‌ها با مردم وارد تعامل شد. نسل‌ها تغییر کرده‌اند. امام در اولین سخنرانی خود پس از ورود به ایران در بهشت‌زهرا گفتند: «ما هیچگاه به محمدرضا شاه و پدرش رأی نداده‌ایم که آنها سلطان ما باشند». حالا در شرایطی که بیش از ۸۰‌ درصد مردم امروز در ایران حتی در ۱۲ فروردین ۱۳۵۸ حضور نداشته‌اند باید توجه کنیم که جامعه و شرایط جهانی نیز تغییر کرده‌اند. نظام اطلاع‌رسانی تغییر کرده، دیدگاه‌ها متفاوت شده و نسل‌ها دگرگون شده‌اند.
امروز نیاز است که مسئولان ایران از هر طیف و گرایشی، چه چپ و چه راست، تلاش کنند تا جمهوری اسلامی را با فرهنگ و خواسته‌های امروز نوسازی کنند. نیازی نیست که این موضوع تنها توسط اصلاح‌طلبان پیگیری شود. حتی سران کشور نیز باید خواسته‌های جامعه امروز را در نظر بگیرند و جمهوری اسلامی را به‌گونه‌ای نوسازی کنند که با نیازهای امروزی منطبق باشد. این فرآیند، پیچیدگی‌هایی دارد که باید در زمان مناسب به آن پرداخته شود.
اگر از این بحران عبور کردیم، برای نوسازی جدی ایران، باید هزینه‌های سنگینی پرداخت شود. هزینه‌ای که به جلب حمایت حداقل ۶۵‌ درصد از مردم منجر شود. ممکن است گروهی هرگز قانع نشوند اما باید تلاش کنیم که بیش از ۶۰ درصد مردم را با خود همراه کنیم و این تنها با امتیاز دادن‌های بسیار سنگین و پرداخت هزینه‌های واقعی امکان‌پذیر است. امتیازهایی که باید برای اصلاحات داخلی و با مشارکت مردم در نظر گرفته شود، نه با قدرت‌های خارجی.

sazandegi

«پست قبلی

پست بعدی»

پست های مرتبط

هاوانا زیر ضرب

برنامه ترامپ برای رویارویی با کوبا چیست؟ در هفته‌های پایانی ژانویه ۲۰۲۶…

۱۱ بهمن ۱۴۰۴

بیانیه‌های سه چهره و یک جبهه

میرحسین موسوی، مهدی کروبی، سیدمصطفی تاج‌زاده و جبهه اصلاحات در واکنش به…

۱۱ بهمن ۱۴۰۴

نقطه عطف؟

در شرایطی که تنش‌های میان ایران و آمریکا به بالاترین سطح خود…

۱۱ بهمن ۱۴۰۴

دیدگاهتان را بنویسید