پاسخ کوچکزاده به سازندگی
پس از انتشار گزارش «رویه ثابت یک نماینده» که درباره اظهارات مهدی کوچکزاده، نماینده مجلس علیه محمدجواد ظریف، وزیر اسبق امورخارجه بود، ایشان پاسخی برای روزنامه ارسال کرده است. متن توضیحات وی در پی میآید:
احتراماً در پاسخ به مطلب مندرج در صفحه دوم شماره ۲۱۳۸ آن روزنامه مورخ ۲۴ آذرماه ۱۴۰۴ پاسخ ذیل ارسال میگردد:
۱. مدعی شدهاید که من ظریف را «نوکر بیجیره و مواجب آمریکا» خواندهام، چنین نیست و شما سخن من را تحریف کرده و دروغ گفتهاید! من در مقام پاسخ به سوال ظریف که پرسیده «مگر میشود یک ارباب (در اینجا آمریکا) نوکرش را مورد ظلم (در مصداق مورد نظر ظریف «تحریم») قرار دهد» به مثل معروف «نوکر بیجیره و مواجب» ارجاع دادهام تا ایشان متوجه شوند بلی! میشود کسی به دیگری خدمت و بهعبارت واضحتر برای دیگری نوکری کند و نهتنها جیره و مواجبی دریافت نکند، بلکه مورد ستم و آزار نیز قرار گیرد. کما اینکه رویه همه اربابان و مستکبران در طول تاریخ و در رأس آنها در جهان امروز، آمریکای جنایتکار همین بوده و هست! و در این راستا مثال واضح شاه آمریکایی را مطرح کردم که بهرغم همه خوشخدمتیهایش به آمریکا بعد از فرار از ایران، حتی اجازه بستری شدن و درمان در آمریکا نیافت و در دربهدری مرد! و چه خوب است احزاب و افراد شیفته آمریکا عبرت بگیرند! در حقیقت من منطق و استدلال ظریف را با آوردن یک ضربالمثل و یک مثال عینی بهچالش کشیدهام و سستی آن را عیان ساختهام و بهتر است آقای ظریف اگر فکر میکند، اتهام آمریکایی بودنش در افکار عمومی جدی است و ضرورت دارد آمریکایی نبودنش را اثبات کند، به استدلالهای موجهتری تمسک جوید!
۲. مدعی شدهاید که: حمله لفظی به ظریف بهعنوان نماد دیپلماسی دولتهای میانهرو، رویه ثابت من است و در نقد عملکرد وی «عرف گفتوگوی سیاسی» را رعایت نکردهام و نتیجه گرفتهاید؛ مسئله اصلی اختلافنظر سیاسی نیست. از آنجا که رویه روزنامه شماست که هر نقد و نظری را که نپسندد، به آن برچسب بزند، پاسخ من را با برچسب «حمله لفظی» توصیف نموده و نظر به اینکه اقرار کردهاید، ظریف نماد دیپلماسی دولتهای میانهرو (بخوانید لیبرالهای مورد قهر امام رضوانالله علیه که فرمود: تا من هستم نخواهم گذاشت حکومت بهدست لیبرالها بیفتد) است، قطعاً مسئله من و همه باورمندان به راه و آرمان امام رضوانالله علیه با امثال ظریف و لیبرالهایی که اگر بتوانند، حاصل همه خونهای ریختهشده پای درخت تنومند انقلاب را یکشبه بر باد میدهند، یک «اختلاف نظر سیاسی» ساده نیست! که با رعایت عرف گفتوگوی سیاسی مدنظرتان مرتفع گردد!
۳. همان بهتر که: جماعت از خودراضیای که هر وقت در انتخاباتها شکست میخورند، زمین و زمان را متهم کرده و همه قواعد دموکراسی ادعایی خودشان را لگدمال میکنند و من و امثال مرا که قانوناً نماینده مجلسیم با برچسب «یدککش عنوان نمایندگی» خطاب میکنند؛ ادبیات ما را دون شأن نمایندگی و ما را فاقد بلوغ سیاسی بدانند که اگر غیر از این بود، باید عزا میگرفتیم!

