رنگ‌زمینه

صفحه اصلی > سیاست : شرایط بحرانی امروز ایران

شرایط بحرانی امروز ایران

مرزبندی بین «اغتشاش» و«اعتراض» و ضرورت بازتعریف انسجام ملی

به قلم؛ محمد عطریان‌فر؛ عضو شورای مرکزی و معاون سیاسی دبیرکل حزب کارگزاران سازندگی ایران

ایرانِ امروز در یکی از پیچیده‌ترین و حساس‌ترین مقاطع تاریخی خود قرار دارد؛ مقطعی که در آن فشارهای اقتصادی، تنش‌های سیاسی، تهدیدهای خارجی و شکاف‌های اجتماعی به‌گونه‌ای درهم‌تنیده شده‌اند که هرگونه خطای در تحلیل یا تصمیم شتاب‌زده، می‌تواند هزینه‌های سنگینی برای کشور به همراه داشته باشد. در چنین شرایطی، بیش از هر زمان دیگر، ضرورت انسجام ملی، عقلانیت سیاسی و بازسازی اعتماد میان ملت و حاکمیت به‌عنوان ستون‌ها و مؤلفه‌های پایداری کشور مطمح نظر قرار می‌گیرد.

۱. وضعیت بحرانی و چندلایه ایران
بحران امروز ایران، بحرانی تک‌‌ساحتی یا صرفاً اقتصادی نیست. این وضعیت حاصل هم‌افزایی چند بحران همزمان است:
فشار تحریم‌های خارجی،
ناکارآمدی‌های ساختاری در اقتصاد،
فرسایش سرمایه اجتماعی،
کاهش امید عمومی،
و تشدید جنگ روانی و رسانه‌ای علیه کشور.
در چنین فضایی، جامعه مستعد دوقطبی‌سازی، رادیکال ‌شدن مطالبات و سوءاستفاده بازیگران خارجی می‌شود. بنابراین مواجهه با بحران، نیازمند نگاهی کلان، ملی و فراتر از منازعات جناحی است.

۲. ضرورت انسجام ملی به‌ مثابه سرمایه راهبردی
انسجام ملی نه یک شعار بلکه سرمایه راهبردی برای بقا و پیشرفت کشور است. تجربه تاریخی ایران و دیگر کشورها نشان می‌دهد، در شرایط فشار خارجی، تضعیف همبستگی داخلی، خیانت و بزرگ‌ترین خدمت به دشمنان یک ملت است. انسجام ملی به‌معنای حذف اختلاف‌نظرها نیست بلکه به‌معنای مدیریت عقلانی تفاوت دیدگاه‌ها در چارچوب منافع کلان کشور است. دولت، حاکمیت، نخبگان و جامعه مدنی باید به این درک مشترک برسند که تضعیف پیوند ملت-دولت، امنیت و آینده همه را به مخاطره می‌اندازد.
در شرایط امروز ایران، دیگر بار این پرسش بنیادین پیش روی ملت و حاکمیت قرار دارد که آیا می‌توان در میانه فشار خارجی، بحران اقتصادی و نارضایتی اجتماعی، کشور را بدون انسجام ملی، از میان توفان‌ها به سلامت عبور داد؟
پاسخ این پرسش را نه فقط تحلیل‌های نظری بلکه تجربه‌های تاریخی ایران در دست به‌دست شدن قدرت‌ها و یا در مقاومت فراگیر آحاد ملت در برابر بیگانه به‌روشنی داده‌اند. از سال‌های سخت جنگ تحمیلی تا دهه ۱۳۹۰ و تحریم‌های فلج‌کننده، هرجا همبستگی ملی تقویت شد، کشور ایستاد؛ و هرجا شکاف‌های داخلی تعمیق یافت، هزینه‌ها چند برابر شد.

۳. اقتصاد؛ محور اصلی نارضایتی اجتماعی
واقعیت انکارناپذیر آن است که بخش مهمی از نارضایتی‌های اجتماعی ریشه در مشکلات معیشتی و اقتصادی دارد. تورم مزمن، کاهش قدرت خرید، بیکاری، شکاف طبقاتی و احساس بی‌عدالتی اقتصادی، فشار روانی سنگینی بر طبقات مختلف جامعه وارد کرده است. توجه جدی، شفاف و صادقانه به مشکلات اقتصادی مردم، نه یک انتخاب سیاسی بلکه یک ضرورت امنیت ملی است. هیچ گفتمان سیاسی یا ایدئولوژیکی نمی‌تواند جایگزین نان، کار و کرامت اقتصادی مردم شود.

همان‌گونه که در سال‌های اوج تحریم، تورم، بیکاری و کاهش ارزش پول ملی به کانون نارضایتی‌ها تبدیل شد، امروز نیز اقتصاد محور اصلی اعتراضات اجتماعی است. تاریخ دهه ۱۳۹۰ به ما آموخت که نادیده‌ گرفتن ریشه اقتصادی اعتراضات، خطایی پرهزینه است. امنیت پایدار، بدون تأمین حداقلی از امنیت معیشتی، امکان‌پذیر نیست.
آنهایی که عصر دفاع مقدس را در خاطره تاریخی خود دارند، فراموش نکرده‌اند، در جنگ تحمیلی نیز با وجود شرایط سخت، توزیع حداقلی کالاهای اساسی و حفظ عدالت اقتصادی از طریق بسیج عمومی منابع و ایجاد نوعی حس «برابری در سختی» مانع از فروپاشی روانی جامعه شد. امروز نیز اگر اصلاحات اقتصادی با شفافیت، عدالت و گفت‌وگوی صادقانه با مردم همراه نباشد، هیچ سیاست امنیتی یا رسانه‌ای جای آن را نخواهد گرفت.

۴. شنیده‌ شدن اعتراضات؛ پیش‌شرط بازسازی اعتماد
اعتراض مدنی، در ذات خود، بخشی از حیات اجتماعی و نشانه زنده‌ بودن جامعه است. شنیده‌ شدن صدای معترضان، به‌ویژه زمانی ‌که مطالبات آنان اقتصادی، اجتماعی و معیشتی است نه تهدید بلکه فرصت اصلاح است. نادیده ‌گرفتن یا امنیتی‌سازی یک‌دست اعتراضات، می‌تواند زمینه رادیکال ‌شدن جامعه و گسترش شکاف‌ها را فراهم کند. حاکمیت خردمند، میان اعتراض مسئولانه و تخریب‌گرایانه تمایز قائل می‌شود و کانال‌های قانونی، رسانه‌ای و نهادی برای بیان مطالبات را تقویت می‌کند.
ضرورت مرزبندی روشن میان معترض و اغتشاش‌گر
در عین حال، یکی از الزامات ثبات اجتماعی، مرزبندی شفاف و قاطع میان معترض و اغتشاش‌گر است. معترض کسی است که مطالبات خود را حتی اگر تند و انتقادی هم باشد در چارچوب منافع ملی و بدون توسل به خشونت بیان می‌کند. اغتشاش‌گر اما با تخریب اموال عمومی، ایجاد ناامنی و پیوند خوردن با پروژه‌های بی‌ثبات‌ساز خارجی، عملاً در مسیر تضعیف کشور حرکت می‌کند. این مرزبندی باید هم در عمل و هم در گفتمان رسمی به‌روشنی تبیین شود تا حقوق معترضان واقعی قربانی اقدامات اقلیت خشونت‌طلب نشود.

۵. مرزبندی با اپوزیسیون برون‌مرزی و پروژه دروغ‌پردازی
بخش قابل‌توجهی از اپوزیسیون خارج از کشور، نه دغدغه اصلاح بلکه پروژه فشار، تحریم و حتی فروپاشی ایران را دنبال می‌کند. دروغ‌پردازی رسانه‌ای، بزرگ‌نمایی بحران‌ها، تحریف واقعیت‌ها و دعوت به مداخله خارجی، بخشی از این راهبرد است. مرزبندی ملی با این جریان‌ها ضروری است؛ چراکه نقد درون‌زا و اصلاح‌طلبانه، تفاوت ماهوی با براندازی وابسته و هم‌راستا با منافع قدرت‌های خارجی دارد. جامعه ایران باید هوشیار باشد که هر صدایی که از «نجات ایران» سخن می‌گوید، الزاماً خیرخواه این سرزمین نیست.
در دوران جنگ تحمیلی، همکاری برخی گروه‌های مخالف با دشمن خارجی، خاطره‌ای تلخ اما روشنگر برای تاریخ ایران بر جای گذاشت. در دهه ۱۳۹۰ نیز بخش‌هایی از اپوزیسیون خارج از کشور، آشکارا از تشدید تحریم‌ها حمایت کردند؛ تحریم‌هایی که مستقیماً زندگی مردم را هدف قرار داد.

۶. وحدت ملت و حاکمیت در برابر دخالت خارجی
اظهارات و مواضع مداخله‌گرانه چهره‌هایی مانند دونالد ترامپ و پس‌مانده‌های فراری از کشور که روزان و شبان جز فریاد بی‌پایه براندازی چیزی در انبان سیاست خود ندارند، بخشی از سنت دیرینه فشار و تحقیر سیاسی علیه ایران است. پاسخ مؤثر به این دخالت‌ها، نه در تشدید شکاف‌های داخلی بلکه در نمایش وحدت ملی میان ملت، دولت و حاکمیت نهفته است. اختلافات داخلی، هر چقدر هم جدی، باید در چارچوب گفت‌وگوی ملی حل‌وفصل شود، نه در تریبون‌های دشمنان ایران. ایستادگی در برابر تحریکات خارجی، نیازمند اجماع داخلی و بازسازی اعتماد متقابل است.
و آخرین کلام اینکه ایران امروز بیش از هر زمان دیگر به عقلانیت، شجاعت در اصلاح، صداقت با مردم و انسجام ملی نیاز دارد. توجه همزمان به معیشت مردم، شنیدن اعتراضات، مرزبندی با خشونت و وابستگی خارجی و ایستادگی متحد در برابر مداخلات بیرونی، می‌تواند کشور را از این شرایط پرصعوبت تاریخی عبور دهد.
آینده ایران نه در حذف دیگری بلکه در بازتعریف یک «ما»ی ملی، فراگیر و مسئولانه در سطح نخبگان ملی، مدیران ارشد نظام و اندیشمندان ساحت سیاسی و اجتماعی، مدیران ارشد حوزه اقتصاد، چهره‌های مؤثر در حاکمیت و قاطبه طبقات شهروندان در سراسر کشور رقم خواهد خورد.

sazandegi

پست های مرتبط

آینده سرمایه‌های ایران

آیا دارایی‌های ایران در ونزوئلا و سوریه سوخت می‌شود؟ گروه بین‌‌الملل: روابط…

۱۷ دی ۱۴۰۴

اعتراض بازاری ها

تعطیلی برخی واحدهای صنفی و تجمع‌های پراکنده در مرکز تهران گروه سیاسی:…

۱۷ دی ۱۴۰۴

در ایلام چه‌ خبر بود؟

رئیس‌جمهور طی دستوری ویژه به وزیر کشور خواستار پیگیری وضعیت درگیری در…

۱۷ دی ۱۴۰۴

دیدگاهتان را بنویسید