رنگ‌زمینه

صفحه اصلی > سیاست : معمار ساکت مذاکرات

معمار ساکت مذاکرات

“جرد کوشنر”، مشاور ارشد و داماد “ترامپ” که نقش مهمی در طرح صلح خاورمیانه ایفا کرده است، این روزها به‌دنبال اجرایی شدن ایده «توافق دیپلماتیک» با ایران است. “سازندگی” به نقش این یهودی ضدجنگ که مذاکره را بر جنگ مقدم می‌داند، پرداخته است

در ماه‌های آغازین سال ۲۰۲۶ نشانه‌هایی از شکل‌گیری یک مسیر دیپلماتیک تازه در سیاست خارجی ایالات متحده در قبال ایران دیده می‌شود؛ مسیری که در آن، ترکیبی از دیپلماسی رسمی، مشورت‌های غیررسمی و نقش‌آفرینی چهره‌های نزدیک به رئیس‌جمهور آمریکا در حال ترسیم چارچوبی برای یک توافق بالقوه است. گزارش شبکه سی‌بی‌اس به نقل از یکی از متحدان دونالد ترامپ، که نام او فاش نشده، حاکی از آن است که جرد کوشنر، داماد رئیس‌جمهور آمریکا و از اعضای حلقه نزدیک تصمیم‌سازی در کنار برخی مقام‌های ارشد دولت در حال مشارکت در طراحی یک توافق دیپلماتیک احتمالی با تهران است. این گزارش، تصویری از فضای درون کاخ سفید ارائه می‌دهد که در آن تصمیم‌گیری‌ها بیش از آنکه حاصل مناظره‌های کلاسیک سیاست خارجی باشند، نتیجه ارائه مداوم آخرین تحولات و داده‌ها به رئیس‌جمهور و واکنش او به این اطلاعات است.

براساس این روایت، ترامپ در جلسات توجیهی به تحولات واکنش نشان می‌دهد و گزینه‌های پیش‌رو را سبک و سنگین می‌کند اما حتی نزدیک‌ترین افراد به او نیز از پیش‌بینی تصمیم نهایی رئیس‌جمهور اطمینان ندارند. متغیر بودن شرایط منطقه‌ای، تحولات میدانی و تغییر داده‌های اطلاعاتی، فضای تصمیم‌گیری را سیال کرده و باعث شده که مسیر نهایی سیاست آمریکا در قبال ایران همچنان در هاله‌ای از عدم قطعیت باقی بماند. در این چارچوب، کوشنر به همراه مقام‌هایی چون مارکو روبیو، وزیر امور خارجه، به‌عنوان چهره‌های کلیدی در کمک به رئیس‌جمهور برای ترسیم شالوده یک توافق دیپلماتیک مطرح شده‌اند؛ توافقی که در صورت تحقق، می‌تواند یکی از مهم‌ترین نقاط عطف سیاست خارجی دولت دوم ترامپ باشد.
مارکو روبیو به‌طور علنی بر تمرکز دولت بر مسیر مذاکرات تأکید کرده است. او در اظهاراتی در اسلواکی در میانه فوریه گفت که دولت آمریکا در حال حاضر بر گفت‌وگوها تمرکز دارد و رئیس‌جمهور نیز این رویکرد را روشن کرده است. در عین ‌حال، منابع آگاه می‌گویند که روبیو تلاش کرده است هر دو وجه دیپلماسی و تقابل را برای ترامپ تشریح کند و همزمان پیت هگست، وزیر جنگ، گزینه‌های نظامی و جدول زمانی آمادگی تجهیزات و نیروها را ارائه داده است. این دوگانه‌سازی میان مسیر دیپلماتیک و سناریوهای نظامی نشان‌دهنده رویکردی است که در آن فشار و گفت‌وگو به‌صورت همزمان دنبال می‌شوند.
در همین‌ حال، جی.‌دی ونس، معاون رئیس‌جمهور آمریکا نیز در جلسات خصوصی دیدگاه خود را مطرح کرده و به گفته منابع، ترجیح داده که از حمله نظامی علیه ایران پرهیز شود. یک مقام کاخ سفید نیز گفته است که معاون رئیس‌جمهور با ارائه سناریوها و زوایای مختلف تلاش می‌کند، رئیس‌جمهور را در تصمیم‌گیری آگاهانه یاری دهد. این مقام تأکید کرده که ترامپ به طیف گسترده‌ای از نظرات گوش می‌دهد اما در نهایت بر‌اساس آنچه برای امنیت ملی آمریکا بهتر می‌داند، تصمیم خواهد گرفت. در این میان، نقش جرد کوشنر به‌عنوان یکی از چهره‌های اثرگذار در حلقه قدرت ترامپ، توجه رسانه‌ها و تحلیلگران را به‌خود جلب کرده است. کوشنر در هر دو دوره ریاست‌جمهوری ترامپ، حضوری پررنگ و بحث‌برانگیز داشته و ترکیبی از نزدیکی خانوادگی، دیپلماسی غیرمتعارف و پیوند با بخش خصوصی را در ساختار تصمیم‌سازی دولت وارد کرده است. او برخلاف بسیاری از کارمندان حرفه‌ای دولت یا منصوبان سیاسی سنتی، اقتدار خود را نه از یک مأموریت بروکراتیک مشخص بلکه از ارتباط مستقیم و بی‌واسطه با رئیس‌جمهور گرفته و همین امر جایگاه او را به‌عنوان یک بازیگر منحصر‌به‌فرد در سیاست خارجی آمریکا تثبیت کرده است.
در دولت نخست ترامپ، نفوذ کوشنر گستره‌ای وسیع داشت؛ از اصلاحات داخلی و رهبری دفتر نوآوری آمریکایی گرفته تا نقش‌آفرینی در تصویب قانون اصلاح عدالت کیفری. اما آنچه نام او را در سیاست خارجی برجسته کرد، مشارکت در تدوین طرح «صلح برای شکوفایی» سپس میانجیگری در توافق‌های ابراهیم بود. او با دور زدن کانال‌های سنتی وزارت خارجه و تکیه بر روابط شخصی با رهبران خلیج‌فارس، به‌ویژه ولیعهد عربستان سعودی، مدلی از عادی‌سازی روابط منطقه‌ای را پیش برد که بر ادغام اقتصادی و امنیتی بیش از راه‌حل‌های کلاسیک سیاسی تأکید داشت. در دولت دوم ترامپ، اگرچه کوشنر عنوان رسمی ندارد اما گزارش‌ها نشان می‌دهد که عمق نفوذ او افزایش یافته است. او به‌عنوان مشاور غیررسمی و بدون حقوق در مأموریت‌های حساس دیپلماتیک نقش ایفا کرده و از‌جمله در مذاکرات آتش‌بس غزه و گفت‌وگوهای پس از آن مشارکت داشته است. این وضعیت به او انعطاف‌پذیری و محرمانگی بیشتری می‌دهد اما همزمان پرسش‌هایی درباره شفافیت و نظارت نهادی ایجاد کرده است. یکی از محورهای فعالیت او نهادی موسوم به «شورای صلح» است که با ریاست شخصی ترامپ شکل گرفته و بر امنیت و بازسازی غزه تمرکز دارد. طرح «غزه نو» که از سوی کوشنر معرفی شده، این منطقه را به‌عنوان یک پروژه بزرگ اقتصادی و صنعتی تصور می‌کند و نمونه‌ای از رویکردی است که بر حل منازعات از طریق سرمایه‌گذاری و مدیریت خصوصی تأکید دارد.
با این‌ حال، هم‌پوشانی فعالیت‌های دیپلماتیک کوشنر با منافع مالی بخش خصوصی او، موضوع بحث‌برانگیزی بوده است. شرکت سرمایه‌گذاری او از صندوق‌های ثروت ملی کشورهای خلیج‌فارس تأمین مالی می‌شود؛ کشورهایی که همزمان در تلاش‌های دیپلماتیک او نقش دارند. منتقدان این وضعیت را نمونه‌ای از تلاقی سیاست خارجی و منافع تجاری می‌دانند و معتقدند که چنین پیوندی می‌تواند بر جهت‌گیری‌های سیاست آمریکا تأثیر بگذارد. در مقابل، حامیان او این مدل را بخشی از یک رویکرد عمل‌گرایانه و معامله‌محور در سیاست خارجی می‌دانند.
ورود کوشنر به مذاکرات هسته‌ای با ایران در سال ۲۰۲۶ نیز در همین چارچوب قابل تحلیل است. این اقدام نشان‌دهنده گرایش دولت ترامپ به دیپلماسی شخصی‌محور و معامله‌گرایانه است که تلاش می‌کند از موانع نهادی سنتی عبور کند. قرار دادن کوشنر در کنار فرستادگان رسمی مانند استیو ویتکاف، پیام روشنی درباره ترجیح دولت برای چارچوبی مبتنی بر معامله و مصالحه تجاری در عرصه ژئوپلیتیک ارسال می‌کند. در این راهبرد، کوشنر به‌عنوان بخش نرم‌تر یک سیاست فشار همزمان عمل می‌کند؛ درحالی‌ که حضور نظامی آمریکا در منطقه تقویت شده و تجهیزات و نیروهای بیشتری مستقر شده‌اند، او تلاش می‌کند چشم‌اندازی از پاداش‌های بالقوه کاهش تنش ارائه دهد.
گزارش‌ها نشان می‌دهد که رویکرد پیشنهادی او بر خطوط قرمز سخت‌گیرانه در حوزه هسته‌ای تأکید دارد اما همزمان وعده‌هایی درباره ادغام اقتصادی منطقه‌ای و تبدیل ایران به یک بازیگر اقتصادی مطرح می‌کند؛ رویکردی که شباهت‌هایی با طرح‌های پیشین او در دیگر پرونده‌های خاورمیانه دارد. این ترکیب فشار و انگیزه اقتصادی، بخشی از راهبردی است که تلاش دارد با بهره‌گیری از فشارهای داخلی و خارجی، تهران را به سمت توافق سوق دهد.
در مجموع، تحولات اخیر نشان می‌دهد که سیاست آمریکا در قبال ایران در سال ۲۰۲۶ در نقطه‌ای حساس قرار دارد؛ جایی‌ که مسیر دیپلماسی و تقابل نظامی همزمان بر میز تصمیم‌گیری است و نقش‌آفرینی چهره‌هایی مانند جرد کوشنر، مارکو روبیو و دیگر اعضای تیم سیاست خارجی، در کنار محاسبات شخصی رئیس‌جمهور، مسیر آینده را شکل خواهد داد. نتیجه این روند هنوز روشن نیست اما آنچه مشخص است این است که دیپلماسی شخصی‌محور و معامله‌گرایانه، بار دیگر به یکی از عناصر اصلی سیاست خارجی دولت ترامپ تبدیل شده و پیامدهای آن می‌تواند، فراتر از روابط واشنگتن و تهران بر معادلات گسترده‌تر خاورمیانه و نظم بین‌المللی تأثیر بگذارد.

sazandegi

پست های مرتبط

چالش تعرفه‌ها

ترامپ در واکنش به مخالفت دیوان‌عالی آمریکا با تعرفه ۲۵درصدی، تعرفه ۱۰درصدی…

۲ اسفند ۱۴۰۴

درگیری در سه جبهه

روایت معاون اول رئیس‌جمهور از تلاش دولت برای مقابله با جنگ، مدیریت…

۲ اسفند ۱۴۰۴

تقریر مسأله و راه حل

آیا زندان و اعدام چاره‌ساز است؟ عمادالدین باقی؛ جامعه‌شناس و پژوهشگر حقوق…

۲ اسفند ۱۴۰۴

دیدگاهتان را بنویسید