برنامه ترامپ برای رویارویی با کوبا چیست؟
در هفتههای پایانی ژانویه ۲۰۲۶ روابط ایالات متحده و کوبا وارد مرحلهای بیسابقه از تنش شده است؛ مرحلهای که بسیاری از ناظران آن را خطرناکترین وضعیت در چند دهه اخیر توصیف میکنند. این تنش دیگر صرفاً محدود به اختلافات دیپلماتیک یا بنبستهای سیاسی نیست بلکه به تقابل فعال اقتصادی، امنیتی و لفظی تبدیل شده که پیامدهای آن میتواند، کل منطقه کارائیب و حتی فراتر از آن را تحتتأثیر قرار دهد. هرچند احتمال وقوع یک تهاجم نظامی کلاسیک و تمامعیار هنوز قطعی و قریبالوقوع ارزیابی نمیشود اما مجموعهای از تصمیمات سیاسی، اقدامات عملی و اظهارات تند مقامات دو کشور باعث شده است، سناریوی درگیری نظامی بیش از گذشته در محاسبات تحلیلگران منطقهای و بینالمللی جدی گرفته شود. نقطه عطف این مرحله جدید از تنش، اعلام «وضعیت اضطراری ملی» از سوی ایالات متحده در ۲۹ ژانویه ۲۰۲۶ است. کاخ سفید در فرمان اجرایی مربوطه، دولت کوبا را تهدیدی «غیرمعمول و فوقالعاده» علیه امنیت ملی آمریکا معرفی کرده و این ارزیابی را مبنای مجموعهای از اقدامات تنبیهی قرار داده است. این فرمان بخشی از چارچوبی گستردهتر موسوم به «دکترین دانرو» تلقی میشود؛ رویکردی که بهعنوان مکملی بر دکترین تاریخی مونرو، حق مداخله فعال واشنگتن در نیمکره غربی برای حفاظت از منافع خود را توجیه میکند. مهمترین ابزار عملی این وضعیت اضطراری، تهدید به اعمال تعرفههای سنگین و تنبیهی علیه هر کشوری است که به کوبا نفت صادر کند؛ اقدامی که عملاً با هدف خفهسازی اقتصادی هاوانا طراحی شده است.
این سیاست در ادامه تحولات مهمی قرار میگیرد که اوایل ژانویه ۲۰۲۶ با مداخله نظامی آمریکا در ونزوئلا رقم خورد. بازداشت نیکلاس مادورو و قطع جریان نفت یارانهای کاراکاس به کوبا، ضربهای جدی به ستون اصلی تأمین انرژی این کشور وارد و شرایط اقتصادی و اجتماعی آن را شکنندهتر کرد. در چنین فضایی، مقامات آمریکایی با لحنی آمیخته به اطمینان و تهدید از «فروپاشی اجتنابناپذیر» کوبا سخن میگویند. دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، بارها تأکید کرده که کوبا بدون حمایت ونزوئلا، توان ادامه مسیر را ندارد و «زیر وزن مشکلات داخلی خود سقوط خواهد کرد». همزمان مارکو روبیو، وزیر خارجه، در اظهارات خود در برابر کمیته روابط خارجی سنا تصریح کرده که واشنگتن بهدنبال حمله نظامی مستقیم نیست اما هدف نهایی آن تغییر رفتار یا حتی تغییر ساختار قدرت در کوبا از طریق «فشار حداکثری» است. در این چارچوب برخی تحلیلگران معتقدند، آمریکا خود را برای سناریویی آماده میکند که در آن کمبود انرژی و مواد غذایی به ناآرامیهای گسترده داخلی منجر شود و زمینه را برای مداخله محدود یا «کمک» نظامی فراهم آورد. در مقابل، واکنش هاوانا مبتنی بر مقاومت، انسجام داخلی و رد هرگونه عقبنشینی بوده است. میگل دیاس-کانل، رئیسجمهور کوبا و برونو رودریگز، وزیر خارجه، اقدامات اخیر آمریکا را تجاوز آشکار و ناقض اصول حقوق بینالملل دانستهاند. آنها هرگونه مذاکره پنهانی یا معامله پشتپرده را رد کرده و تأکید دارند که تنها چارچوب قابل قبول برای روابط، احترام متقابل و برابری حاکمیتی است. دولت کوبا با وجود فشارهای شدید اقتصادی و تهدید شرکای تجاریاش بر روایت دفاع ملی در برابر یک قدرت خارجی متجاوز تکیه کرده و تلاش میکند، انسجام اجتماعی را حفظ کند. در سطح تحلیلی، آینده این بحران به مرز باریک میان جنگ اقتصادی و درگیری نظامی مستقیم گره خورده است. راهبرد کنونی آمریکا بیشتر به یک محاصره همهجانبه شباهت دارد که هدف آن فروپاشی داخلی بدون شلیک مستقیم گلوله است. با این حال، حضور و فعالیتهای منتسب به روسیه و چین در کوبا، از جمله همکاریهای اطلاعاتی و دفاعی، سطح ریسک را بهطور قابلتوجهی افزایش داده است. اگر واشنگتن به این نتیجه برسد که رقبای راهبردیاش از بحران کوبا برای گسترش نفوذ نظامی خود استفاده میکنند، احتمال گذار از فشار اقتصادی به حملات محدود علیه زیرساختها یا بنادر افزایش خواهد یافت. در شرایط کنونی، جنگ بیش از آنکه در میدان نظامی جریان داشته باشد، در شبکه انرژی، نظام مالی و عرصه روانی دنبال میشود؛ اما ادبیات سیاسی دو طرف نشان میدهد که فاصله میان تقابل غیرنظامی و برخورد فیزیکی به طرز نگرانکنندهای کاهش یافته است.

