نگاهی به مستند برای ابراهیم

حضور علیمحمد صادقی در جشنواره نوزدهم سینماحقیقت با مستند «برای ابراهیم» ادامه مسیری است که او سال گذشته با «مامان» آغاز کرد؛ مسیری که بیش از هر چیز بر نزدیکی و قرابت فیلمساز با سوژه استوار است.
اگر در «مامان» این نزدیکی به مادر فیلمساز شکل گرفت در «برای ابراهیم» این قرابت به ابراهیم اصغرزاده، فیلمساز و دوست خانوادگی صادقی مربوط بوده است. چنین نزدیکیای به سوژه، امتیازی است که همیشه در دسترس مستندسازان نیست اما وقتی رخ میدهد، میتواند به شناخت دقیق فراز و فرودهای قصه و بازنمایی صادقانه آن منجر شود.
پیوند اصغرزاده و حاتمیکیا؛ روایت یک نسل
در این مستند، نزدیکی تنها به رابطه شخصی صادقی با اصغرزاده محدود نمیشود؛ بلکه پیوندی دیگر نیز شکل میگیرد: رابطه اصغرزاده با ابراهیم حاتمیکیا.
صادقی با هوشمندی این مسیر را دنبال کرده و روایت زندگی و زمانه اصغرزاده را در امتداد محبوبیت و تأثیر حاتمیکیا بر مخاطبان سینما قرار داده است. نتیجه، لحظاتی ناب و کمتر دیده شده از پشت صحنه فیلمهایی چون «آژانس شیشهای» و «مهاجر» است؛ لحظاتی که برای مخاطب سینمای دفاع مقدس، ارزشمند و نوستالژیک هستند. افزون بر این، صحنههای بهیاد ماندنی «بوی پیراهن» و حضور اصغرزاده بهعنوان جانباز شیمیایی در «از کرخه تا راین» نیز در مستند گنجانده شده تا هم پرترهای از اصغرزاده ساخته شود و هم خاطره جمعی مخاطبان با آثار حاتمیکیا دوباره زنده شود.
صادقی در ترسیم قهرمان زندگیاش از دام تعریفهای آسمانی و تحسینهای اغراقآمیز گریخته است. او اصغرزاده را زمینی، ملموس و باورپذیر تصویر میکند؛ رویکردی که به پرتره مستند وجهی رئالیستی و ناب میبخشد. نریشن محزون و صمیمی خود صادقی، یادآور لحن مستندهای «روایت فتح» مرتضی آوینی است؛ لحنی که به جای فاصلهگذاری، مخاطب را به درون تجربه و احساس فیلمساز میکشاند. این خلوص و صداقت، چهرهای مخلص و دوستداشتنی از اصغرزاده میسازد؛ چهرهای که شاید مخاطب عام جز حضور کوتاهش در «از کرخه تا راین» شناخت دیگری از او نداشته باشد.
یکی از دستاوردهای مهم مستند «برای ابراهیم» بازخوانی حافظه جمعی مخاطبان سینمای دفاع مقدس است. صادقی با انتخاب هوشمندانه لحظات پشت صحنه و سکانسهای شاخص نهتنها پرترهای از اصغرزاده ارائه میدهد بلکه مخاطب را به یاد روزگاری میاندازد که سینما در پیوندی عمیق با تجربه جنگ و دفاع مقدس شکل گرفته بود. این بازخوانی، مستند را از یک روایت شخصی فراتر میبرد و به سندی اجتماعی و تاریخی بدل میکند.
فوتبال به مثابه میدان جنگ
یکی از بخشهای خلاقانه مستند، سکانسهای مربوط به فوتبال ایران و آمریکاست. تدوین، موسیقی، اسلوموشن و تمرکز بر رشادت بازیکنان، آنها را بهمثابه سربازان جنگی تصویر میکند. این نگاه هنری با وجود شباهت به رویکرد فیلم سینمایی «پرویز خان» از افراط و اغراق آن دور است.
صادقی با پرهیز از ریا و رانت، تصویری صادقانه و هنرمندانه ارائه میدهد که برای مخاطب خسته از بیعدالتی و شعارهای سفارشی لذت دوچندان دارد. همین فاصلهگذاری از افراط و نگاه سفارشی، مستند را به اثری مستقل و قابل اعتماد بدل کرده است.
«برای ابراهیم» در نهایت بیش از آنکه صرفاً پرترهای از یک فیلمساز باشد، بازخوانی یک نسل و یک دوره از سینمای ایران است؛ نسلی که با حاتمیکیا و سینمای دفاع مقدس پیوند خورده و در حافظه جمعی مخاطبان جایگاهی ویژه دارد. صادقی با ترکیب روایت شخصی، نوستالژی سینمایی و نگاه انتقادی به افراط و ریا، توانسته اثری بسازد که هم به لحاظ سینمایی جذاب است و هم به لحاظ اجتماعی و تاریخی ارزشمند.
این مستند نهتنها ادای دین به قهرمان زندگی فیلمساز است بلکه بازتابی از دغدغههای یک نسل در برابر حقیقت، عدالت و سینماست.

