نعمت میرزازاده در پاریس درگذشت
نعمت میرزازاده، متخلص به م. آزرم شاعر، نویسنده، مترجم، پژوهشگر، استاد زبان و ادبیات فارسی و از بنیانگذاران کانون نویسندگان ایران ۱۳ بهمن در پاریس چشم از جهان فروبست. او در بیش از ۶ دهه فعالیت ادبی ۲۲ مجموعه شعر و ۸ دفتر پژوهش از خود بر جای گذاشت. کارنامۀ نعمت میرزازاده تنها به شعر خلاصه نمیشود؛ همکاری در ویرایش علمی شاهنامه زیر نظر مجتبی مینوی، تدریس در دانشگاههای هنر و شهید بهشتی (ملی سابق) و نگارش دهها مقاله پژوهشی از او چهرهای جامعالاطراف ساخته بود.
شاعری از تبار مشروطه
نعمت میرزازاده، اول اسفند ۱۳۱۷ در مشهد و در خانوادهای با تبار سیاسی به دنیا آمد. پدربزرگ مادریاش، معروف به آقا شیخ حسین تهرانی، از نمایندگان دورۀ اول مجلس شورای ملی ایران در جریان به توپ بستن مجلس در زمان محمدعلی شاه قاجار زخمی شد و به خراسان پناه آورد و در آنجا با میرزای سرابی، دبیر کمیتۀ حزب دموکرات خراسان آشنا شد. پسر میرزای سرابی در ۲۰ سالگی تصمیم داشت برای تحصیل به فرانسه برود اما با معصومه، دختر ۱۴ ساله آقا شیخ حسین تهرانی ازدواج کرد. نعمت، پنجمین فرزند این ازدواج بود.
نعمت میرزازاده ۱۵ ساله و دانشآموز یکی از دبیرستانهای مشهد بود که فضای سیاسی کشور به دلیل وقایع مربوط به ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ ملتهب شد. او بعداً در کتاب «چگونه شاعر شدید؟» در گفتوگو با رحمت بنیاسدی، گفته: «حکومت مصدق، مشروطیت دوم بود و برای من، که از یک خانوادۀ با ارث و میراث مشروطیت برخاسته بودم، مسألۀ خیلی حساس بود.» در نوجوانی عضو سازمان دانشآموزی حزب ایران و همزمان به شعر و ادبیات علاقهمند شد: «هنوز سیکل اول دبیرستان را تمام نکرده، شاهنامه را تمام خوانده بودم. حافظ را از حفظ بودم.» و سال ۱۳۳۹ فعالیت فرهنگیاش را با سردبیری خراسان ادبی و ماهنامۀ «هیرمند» آغاز کرد.
شاعری در زندان
آشنایی و دوستی با محمدرضا شفیعی کدکنی تأثیر زیادی بر فعالیتهای ادبی نعمت میرزازاده داشت و اولین کتاب خود را با نام «شعر امروز خراسان» در اسفند ۱۳۴۲ با همکاری شفیعی کدکنی منتشر کرد. این کتاب گزیدهای از شعر شاعران خراسانی مثل شرفالدین خراسانی، غلامحسین یوسفی، عماد خراسانی، نادر نادرپور و محمود کیانوش است. سال ۱۳۴۴ «مقدمهای بر حماسه آرش» را منتشر کرد و دو سال بعد، مجموعه شعر «گذربان» در همان مرحلۀ چاپخانه توقیف شد و به بازار کتاب نرسید. آزرم در دهۀ ۴۰ قصیدۀ بلند «پیام» را منتشر کرد و کتابی به نام «لیلهالقدر» را هم نوشت که مانند مجموعه شعر «گذربان» توقیف شد. پاییز ۱۳۴۹ مجموعه شعر او با عنوان «سحوری» در تهران منتشر شد؛ مجموعهای که تنها یک هفته پس از انتشار به چاپ دوم رسید و بلافاصله توسط ساواک توقیف شد. با این حال، چاپ زیرزمینی این کتاب ادامه یافت. کمی پس از انتشار این کتاب، واقعۀ سیاهکل در اسفند همان سال رخ داد. در همین مقطع بود که برای اولین بار بازداشت و زندانی شد. در گفتوگو با پروژه تاریخ شفاهی دانشگاه هاروارد گفت از جمله به «تشکیل شاخه سیاهکل در خراسان» و «ایجاد دسته و مرام اشتراکی و تبلیغ آن» متهم شده بود اما او این اتهامها را رد کرد و گفت دلیل اصلی، انتشار مجموعه «سحوری» بود که بعضی از اشعارش مضامین سیاسی داشت. سال ۱۳۵۲ که م. آزرم از زندان آزاد شد به تهران مهاجرت کرد. در همان سال بار دیگر به اتهامهای سیاسی بازداشت شد. در سال ۱۳۵۴ از زندان آزاد شد م. آزرم در ۱۹ مهر ۱۳۵۶ دومین شب از «شبهای شاعران و نویسندگان ایران» که به کوشش کانون نویسندگان ایران و با همکاری انستیتو گوته برگزار شد؛ شعرخوانی کرد و آخرین بار در زمان دولت نظامی غلامرضا ازهاری بازداشت شد.
شاعر مهاجر
نعمت میرزازاده پس از انقلاب نیز در سال ۱۳۵۸ دو مجموعه شعر «گلخون» و «گلخشم» در ستایش آزادی سروده بود. او تا سال ۱۳۶۰، زمان تعطیلی دانشگاهها، استاد درس تاریخ فرهنگ و هنر و زبان و ادبیات فارسی در دانشگاههای هنر و ملی ایران بود. همچنین بهعنوان عضو هیأت علمی بنیاد شاهنامه فردوسی در ویرایش علمی شاهنامه همکاری داشت و نیز در بخش جامعهشناسی شهری موسسه مطالعات و تحقیقات اجتماعی دانشگاه تهران فعالیت میکرد اما در نهایت با توجه به فضای آن سالها، سال ۱۳۶۱ ناچار به ترک ایران و زندگی در تبعید شد. میرزازاده در این سالها، افزون بر فعالیتهای ادبی و فرهنگی گسترده، بارها بهعنوان شاعر برگزیدۀ ایرانی در جشنوارههای بینالمللی شعر شرکت کرد و بهعنوان استاد مهمان در دانشگاههای آمریکا و اروپا به تدریس پرداخت. سال ۲۰۰۰ با تأسیس «ایرانکدۀ فرهنگ و زبان فارسی» در پاریس، آموزش زبان و ادبیات فارسی را با رویکردی تاریخی و فرهنگی پی گرفت و درسگفتارهایی دربارۀ «چهرۀ فرهنگ و تاریخ ایران در آینۀ شعر فارسی(از رودکی تا فروغ)» و نیز حافظشناسی با عنوان «حافظ، حافظهی تاریخی ایران» ارائه کرد.
شعر، ترجمه و پژوهش نعمت میرزازاده برآمده از زیستی آگاهانه، معترض و انسانی بود؛ صدایی مستقل که در برابر سانسور و تحمیل سکوت ایستادگی کرد و سهمی ماندگار در شکلگیری حافظۀ تاریخی و ادبی معاصر ایران داشت. م. آزرم در دنیای شعر، همزمان استادِ سنت و نوآوری بود. او در قصاید استوارش، فخامت سبک خراسانی را زنده میکرد و در اشعار نیماییاش، نبضِ زمانه و دردهای مردم را بازتاب میداد. او از معدود شاعرانی بود که میتوانست روح حماسی را در کالبد مفاهیم ملی و مذهبی بدمد و از آن برای ستیز با بیعدالتی بهره بگیرد.
