رنگ‌زمینه

صفحه اصلی > جامعه : نشت «حیات» از رگ‌های نظام درمان

نشت «حیات» از رگ‌های نظام درمان

گزارش سازندگی از بحران فرسودگی و مهاجرت پرستاران

گروه اجتماعی:‌ در راهروهای باریک و نیمه‌تاریک بیمارستان‌های دولتی، جایی‌ که بوی تند ضدعفونی‌کننده با اضطراب همراهان بیمار گره خورده است، بحرانی خاموش در حال بلعیدن توان سلامت کشور است. امروز درحالی به استقبال روزهای پایانی سال می‌رویم که آمارهای رسمی و غیررسمی از وضعیت نیروی انسانی در بخش پرستاری، دیگر از مرحله «هشدار» گذشته و به مرز «فروپاشی ساختاری» رسیده است. سخنان اخیر عباس عبادی، معاون پرستاری وزارت بهداشت مبنی بر ترک خدمت بیش از ۲۱۵۰ پرستار طی چهار سال گذشته، تنها نوک کوه یخ بحرانی است که ریشه‌های آن در تبعیض صنفی، ناتوانی در جذب نیرو و فرسودگی مفرط جوانی نسلی نهفته است که میان «ایستادن در بالین» و «گریز به مرزها» یا «انزوا در خانه» دومی را برگزیده‌اند.

شکاف عمیق میان دانشکده و بالین
پارادوکس عجیبی بر نظام سلامت ایران حاکم شده است؛ از سویی ظرفیت پذیرش دانشجو در رشته پرستاری با رشدی ۶۰‌ درصدی از ۸ هزار نفر در سال ۱۳۹۶ به ۱۳ هزار نفر در سال جاری رسیده اما از سوی دیگر، خروجی این ماشین آموزشی گران‌قیمت در پیچ‌وخم بروکراسی جذب و استخدام گم می‌شود. طبق اعتراف صریح مقامات وزارت بهداشت، سالانه تنها ۴ تا ۵ هزار پرستار جدید جذب سیستم می‌شوند. این یعنی بیش از نیمی از فارغ‌التحصیلانی که با بودجه عمومی تربیت شده‌اند، یا جذب بازارهای غیرمرتبط می‌شوند، یا در صف طولانی انتظار برای مجوزهای استخدامی صادرنشده، می‌پوسند و یا در نهایت چمدان‌های خود را به مقصد کشورهایی می‌بندند که قدر این «سرمایه‌های آماده» را بهتر می‌دانند. درحالی ‌که سازمان نظام پرستاری از کمبود ۱۰۰ هزار نفری نیرو خبر می‌دهد، وعده استخدام ۱۵ هزار نفر که بارها در تریبون‌های مختلف تکرار شده همچنان در راهروهای سازمان برنامه و بودجه و سازمان امور اداری و استخدامی معطل مانده است. این شکاف عمیق، فشار را بر نیروهای موجود دوچندان کرده؛ پرستاری که باید طبق استانداردهای جهانی مراقب تعداد محدودی تخت باشد اکنون در ایران با نسبت ۰.۹۵ پرستار به ازای هر تخت (در مقابل استاندارد ۱.۸) عملاً نقش دو نفر را ایفا می‌کند. این «اضافه‌کاری اجباری» که گاه با مبالغی ناچیز و توهین‌آمیز پرداخت می‌شود، نه یک راهکار، که یک «شکنجه سیستماتیک» برای نیروی کار است.
فرسودگی؛ وقتی ایثار دیگر کافی نیست
ترک خدمت ۲۱۵۰ پرستار در چهار سال گذشته را نباید تنها یک عدد در جدول آمار دید؛ این عدد به‌معنای خروج ۲۱۵۰ تجربه، تخصص و نیروی محرکه از بخش‌های حساس مراقبت‌های ویژه و اورژانس است. دلایلی که معاون وزیر بهداشت بر آنها انگشت گذاشته (فشار کاری، فرسودگی شغلی و نابرابری در توزیع نیرو) در واقع کالبدشکافی یک شکست مدیریتی است. پرستاران ایرانی با بحرانی به‌نام «فرسودگی اخلاقی» روبه‌رو هستند؛ وضعیتی که در آن، فرد می‌داند بیمارش به چه مراقبتی نیاز دارد اما به دلیل کمبود نیرو و تجهیزات، توان ارائه آن را ندارد. گزارش‌های میدانی نشان می‌دهد که بیش از ۵۴‌ درصد پرستاران به‌طور جدی به مهاجرت می‌اندیشند. آمارهای نگران‌کننده نشان می‌دهد، ماهانه بیش از ۱۰۰ پرستار از کشور خارج می‌شوند. این مهاجرت تنها جابه‌جایی جغرافیایی نیست بلکه انتقال «ثروت ملی» است. تربیت هر پرستار برای دولت، میلیاردها تومان هزینه در بر دارد اما به دلیل عدم سرمایه‌گذاری در بخش «نگهداشت» این سرمایه به‌سادگی تقدیم سیستم‌های درمانی کشورهای توسعه‌یافته می‌شود. احمد نجاتیان، رئیس سازمان نظام پرستاری، با صراحتی گزنده هشدار می‌دهد که بخشی از این نیروها حتی مهاجرت هم نمی‌کنند بلکه «خانه‌نشینی» را به کار در شرایطی که کرامت انسانی و شغلی‌شان نادیده گرفته می‌شود، ترجیح می‌دهند.

عدالت در پرداخت؛ گرهی که کورتر شد
اجرای ناقص و بحث‌برانگیز قانون «تعرفه‌گذاری خدمات پرستاری» که قرار بود، ناجی معیشت این صنف باشد حالا خود به عاملی برای نارضایتی بدل شده است. آنچه تحت‌ عنوان کارانه و تعرفه به حساب پرستاران واریز می‌شود با واقعیت تورم سال ۱۴۰۴ و سختی کار در بخش‌های پرخطری مثل سوختگی یا اعصاب و روان هیچ نسبتی ندارد. تبعیض در پرداخت‌ها میان کادر درمان و شکاف طبقاتی داخل بیمارستان‌ها، انگیزه خدمت را در میان نیروهای جوان خشکانده است. در استان‌های محروم مانند سیستان‌وبلوچستان و هرمزگان، وضعیت از بحران به فاجعه پهلو می‌زند. نابرابری در توزیع نیرو باعث شده تا در برخی مناطق، بیماران عملاً از دسترسی به مراقبت‌های اولیه پرستاری محروم بمانند. اینجاست که سخن عباس عبادی معنای استراتژیک پیدا می‌کند: «توجه به پرستاری، توجه به سلامت جامعه است». وقتی پرستار نباشد، ضریب خطای پزشکی بالا می‌رود، عفونت‌های بیمارستانی گسترش می‌یابد و نرخ مرگ‌ومیر، به شکلی نامحسوس اما قطعی، صعود می‌کند. سرمایه‌گذاری در نظام پرستاری، هزینه‌کرد بودجه نیست؛ بلکه بیمه کردن امنیت جانی شهروندان است.

لایحه‌ای برای نجات یا مسکنی موقت؟
در روزهای اخیر، صحبت از تدوین «لایحه حمایت مادی و معنوی از پرستاران» و تشکیل کارگروه‌های ویژه به میان آمده است. اما پرسش اصلی اینجاست: آیا این لایحه‌ها می‌توانند سرعت گریز نیروها را کاهش دهند؟ تا زمانی ‌که نگاه سیاستگذاران به پرستار، نگاه به یک «اپراتور ارزان‌قیمت» باشد و نه یک «عضو کلیدی تیم درمان» هیچ تغییر ساختاری رخ نخواهد داد. صلاح فوری مبالغ اضافه‌کاری، حذف اضافه‌کاری اجباری، صدور مجوز استخدام برای حداقل ۲۰ هزار نفر در سال و ایجاد سیستم‌های حمایتی برای سلامت روان پرستاران حداقل‌هایی است که می‌تواند، مانع از خالی شدن کامل بیمارستان‌ها شود. امروز، زنگ‌های خطر با بلندترین صدای ممکن به‌صدا درآمده‌اند. اگر سیاست‌های کلان بودجه‌ای و استخدامی تغییر نکند، در آینده‌ای نزدیک، بیمارستان‌های ما با پیشرفته‌ترین تجهیزات، تنها بناهایی سنگی و سرد خواهند بود که هیچ «دستی» برای تسکین درد بیماران در آنها باقی نمانده است. امنیت سلامت کشور، امروز بیش از آنکه به تخت و دارو وابسته باشد، به لرزش دست‌های خسته‌ پرستارانی وابسته است که در مرز ماندن و رفتن ایستاده‌اند.

sazandegi

پست های مرتبط

زنان گمشده دی؟

پزشکی قانونی مجهول‌الهویه بودن ۵۰ زن کشته ‌شده در اعتراضات دی‌ماه را…

۲۶ بهمن ۱۴۰۴

سوگ جمعی؛ زخم ملی

جامعه نیاز دارد فقدان را از طریق آئین‌های نمادین به رسمیت بشناسد…

هم ملی، هم مذهبی

علی‌اکبر صالحی، رئیس بنیاد ایران‌‌شناسی می‌گوید: علامت شیر و خورشید متعلق به…

۲۰ بهمن ۱۴۰۴

دیدگاهتان را بنویسید