در سکوت نهادهای نظارتی و قضایی، مداحان تندرو به صورت هدفمند، حملات توهینآمیزی را علیه رئیسجمهور و تیم مذاکرهکننده ایران آغاز کردهاند

پزشکیان اخیرا در سخنرانی خود درباره جنگ با اشاره به حمایت دولت از نیروهای مسلح گفته بود: «ما ۲۰ میلیون بشکه نفت به نیروی هوافضا دادیم تا برود بجنگد» همچنین اعلام کرده بود که دولت ارز مورد نیاز این نیرو را نیز تأمین کرده است. هدف رئیسجمهور، تشریح نقش دولت در پشتیبانی لجستیکی و مالی از نیروهای مسلح در جریان جنگ بود. سیدرضا نریمانی، مداح اما طی شبهای گذشته در یک مراسم عزاداری به این سخنان رئیسجمهور واکنش نشان داد و با لحنی تند گفت: «اگر در یک مقام رسمی هستید و میخواهید سخن بگویید باید ابتدا به دقت ببینید و بفهمید که چه میگویید». او سپس استدلال کرد که سخنان پزشکیان این برداشت را ایجاد میکند که اگر دولت نفت و ارز در اختیار نیروی هوافضا قرار نمیداد این نیرو توان دفاع از کشور را نداشت. بخش جنجالی دیگر اظهارات او به سیاست خارجی مربوط میشد. نریمانی مدعی شد که رهبر انقلاب با «مذاکره و توافق» مخالف هستند و خطاب به رئیسجمهور گفت، وقتی موضع رهبری روشن است دیگر چه چیزی برای مذاکره باقی میماند. اما این تنها حاشیه مراسمهای مذهبی روزهای اخیر نبود. همزمان انتشار تصاویری از مراسم شب عاشورا در یکی از هیئتهای قم که در آن افرادی با سلاح کلاشینکف حاضر شده بودند و شعارهای سیاسی علیه آمریکا و اسرائیل سر میدادند و بیعت خود را با رهبر انقلاب اعلام میکردند نیز قابل توجه بود و نمونهای از تهدید مقامات و آمیخته شدن بیش از پیش آیینهای مذهبی با نمایشهای سیاسی و امنیتی تلقی شد. چند روز پیش محمدعلی بخشی، مداحی در شهرری هم پزشکیان را با گفتن اینکه «اگر شروط رهبری محقق نشود، ما میدانیم و تیغ و حلقوم شما» تهدید کرده بود. این اظهارات البته واکنش تند مسئولان دولتی را هم در پی داشت. سیدمهدی طباطبایی، معاون ارتباطات دفتر رئیسجمهور این سخنان را «گستاخانه» خواند و خواستار برخورد قاطع و قانونی با تهدیدکننده شد. علی زینیوند، سخنگوی وزارت کشور نیز اگرچه این سخنان را «شوخی» توصیف کرد اما تأکید کرد چنین ادبیاتی از تریبونهای مذهبی قابل قبول نیست. خود این مداح نیز پس از بالا گرفتن انتقادها مدعی شد، منظورش تهدید نبوده و صرفاً احساساتش را بیان کرده است. اما این اولین بار نیست که بخشی از مداحان وارد منازعات سیاسی میشوند. طی سالهای گذشته، برخی از آنان بارها علیه دولتها و مسئولان و مذاکرهکنندگان موضع گرفتهاند. از حملات سعید حدادیان به محمدجواد ظریف سپس تهدیدهای او علیه مسئولان در جریان مذاکرات گرفته تا اظهارات اخیر علیه محمدباقر قالیباف و اعضای تیم مذاکرهکننده، همگی نشان میدهد بخشی از این جریان، هیئت را به سکویی برای اعلام مواضع سیاسی تبدیل کرده است. در مقابل، همه مداحان نیز همسو نبودهاند. حسین طاهری، از مداحان شناختهشده، تجمعات سازمانیافته علیه مذاکرهکنندگان را نقد کرد و گفت، کسانی که علیه تصمیمات نظام فراخوان میدهند، تفاوتی با مخالفان جمهوری اسلامی ندارند.
حمله همهجانبه به مسیر دیپلماسی
اما حملات تندروها در جایگاهها و تریبونهای مختلف فقط متوجه رئیسجمهور نیست. پس از آغاز روند جدید مذاکرات، دامنه انتقادات تندروها به تیم مذاکرهکننده هم رسید. میثم نیلی، مدیرمسئول رجانیوز و برادر داماد شهید رئیسی، اخیرا با حمله به ادبیات محمدباقر قالیباف در دفاع از مذاکرات نوشت که «رئیس تیم مذاکرهکننده ما با این ادبیات ضعیف، کانّه هنوز دنبال روزنه اعتماد و صداقت در دولت آمریکا میگردد»؟! کامران غضنفری، نماینده تهران، نیز با یادآوری سخنان گذشته قالیباف، او را به عدول از مواضع پیشین متهم کرد و گفت:«چه زود با قاتل شهید سلیمانی و قاتل امام خامنهای، دست دوستی دادی». محمود نبویان نیز بارها روند مذاکرات را زیر سؤال برد و تأکید کرد که مطالبهگری از تیم مذاکرهکننده را رها نخواهد کرد. در همین فضا حسن عباسی، سخنران تندرو جریان اصولگرا هم طرفداران مذاکره را با عمربن سعد مقایسه کرد و نوشت: «خون فرزندان امام حسین (ع) را با وعده گندم واشنگتن معامله میکنند. از این گندم هم نخواهید خورد!»
یاسر جبرائیلی، دبیرکل حزب تمدن نوین اسلامی و از چهرههای اصولگرای تندرو با انتقاد از نحوه انتخاب مذاکرهکنندگان با لحنی تمسخرآمیز مدعی شد که در صورت تصمیم به توافق با آمریکا باید از محمدجواد ظریف استفاده شود. جبرائیلی همچنین ترکیب فعلی تیمهای مذاکرهکننده را زیر سوال برد و از آنها با تعابیری تند مثل کوتولههای سیاسی که کارشان پاساژداری و بساز و بفروشی بوده، یاد کرد. حسن رحیمپورازغدی، عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی نیز با ادبیاتی تند، مذاکره را نشانه سادهاندیشی یا حتی معامله بر سر خون شهدا توصیف کرد و گفت:«تف بر روزگاری که رهبر ما را بزنند و باز هم از صلح با آمریکا حرف بزنیم… آمریکا مذاکره نمیخواهد؛ برده میخواهد». در مقابل، واکنشهای حقوقی و سیاسی نیز شکل گرفت. حسین میرمحمدصادقی، حقوقدان و سخنگوی پیشین قوه قضائیه در گفتوگو با خبرآنلاین تصریح کرد که تهدید رئیسجمهور به قتل، مطابق ماده ۶۶۹ قانون مجازات اسلامی، جرم است و دستگاه قضایی موظف به برخورد با آن است. او همچنین هشدار داد که افشای اسناد محرمانه یا تهدید مسئولان صرفاً اظهارنظر سیاسی نیست بلکه میتواند واجد وصف کیفری باشد. محسن رهامی هم تأکید کرد که تصمیم درباره جنگ، صلح و مذاکره در چارچوب اختیارات کلان نظام اتخاذ میشود و حمله به مجریان این تصمیمات نهتنها کمکی به کشور نمیکند بلکه میتواند به منافع ملی آسیب بزند. در سوی دیگر، جبهه اصلاحات ایران نیز با صدور بیانیهای از رئیسجمهور و تیم مذاکرهکننده حمایت کرد و هشدار داد که تخریب دیپلماسی و دوقطبیسازی داخلی، بیش از هر چیز به سود مخالفان صلح و ثبات ایران خواهد بود.
مداحان و دخالت در تصمیمات کلان کشور
این مجموعه رخدادها یک پرسش اساسی را مطرح میکند اینکه اساساً مداحان چه نسبتی با سیاستگذاری کلان کشور دارند؟ مداحی، در ذات خود، یک فعالیت فرهنگی و مذهبی است و مخاطبان آن برای عزاداری و مناسک دینی گرد هم میآیند، نه برای شنیدن تحلیلهای سیاست خارجی یا صدور حکم درباره مذاکرات پیچیده بینالمللی. ورود مستقیم به این حوزه، آن هم بدون مسئولیت حقوقی و سیاسی تصمیمگیری، مرز میان تریبون مذهبی و فعالیت سیاسی را مخدوش میکند. از سوی دیگر، بخش مهمی از این حملات را میتوان در چارچوب رقابتهای سیاسی داخلی تحلیل کرد. هرگاه پروندهای مانند مذاکره یا تنشزدایی به نقطه حساسی میرسد، برخی جریانهای تندرو تلاش میکنند، روایت خود را بر فضای عمومی حاکم کنند و با تحت فشار قرار دادن دولت یا مذاکرهکنندگان، هزینه تصمیمات دیپلماتیک را افزایش دهند. این درحالی است که تصمیم درباره مذاکرات در ساختار جمهوری اسلامی، تصمیمی فردی یا جناحی نیست و در چارچوب نهادهای عالی کشور اتخاذ میشود. در چنین شرایطی حفظ مرز میان نقد و تهدید، اهمیت دوچندان پیدا میکند. نقد عملکرد دولت یا تیم مذاکرهکننده، حق هر شهروند و جریان سیاسی است؛ اما توهین، تهدید، تحریک به خشونت و استفاده از تریبونهای مذهبی برای تشدید شکافهای سیاسی، نه کمکی به حل مسائل کشور میکند و نه با ضرورت حفظ انسجام ملی در شرایط حساس سازگار است. اجرای بیطرفانه قانون درباره تهدید و توهین، پرهیز از سیاسی شدن تریبونهای مذهبی و تقویت فرهنگ گفتوگوی مسئولانه، میتواند از تکرار چنین تنشهایی جلوگیری کند؛ تنشهایی که در نهایت بیش از آنکه رقیب سیاسی را تضعیف کنند، سرمایه اجتماعی و وحدت ملی را هدف قرار میدهند.

