درباره گشایش افقهای آینده حکمرانی ایران
به قلم؛ محمد عطریانفر؛ عضو شورای مرکزی و معاون سیاسی دبیرکل حزب کارگزاران سازندگی ایران

تاریخ سیاسی ملتها، بیش و پیش از آنکه با رویدادها و طوفانها شناخته شود، با شخصیتهایی سنجیده و تعریف میشود که در بزنگاههای مهم و سرنوشتساز، مسئولیت هدایت جامعه را بر عهده داشتهاند. ارزیابی نقش و مکانت این گونه شخصیتها نیز همواره فراتر از محاسبه و اثرگذاری هیجانات مقطعی و منازعات سیاسی روز صورت میگیرد؛ چرا که داوری تاریخ، برآیند واقعیتهای میدانی، دستاوردها، کاستیها و پیامدهای بلندمدت تصمیماتی است که مسیر ملتی را رقم زدهاند.
چهار دهه رهبری عظیمالقدر ایران سرافراز، آیتالله شهید سیدعلی خامنهای، رضوان الله تعالی علیه بیتردید از مهمترین و اثرگذارترین مقاطع تاریخ جمهوری اسلامی ایران به شمار میرود؛ دورهای که کشور با مجموعهای از پیچیدهترین تحولات داخلی، منطقهای و بینالمللی مواجه بوده است. از بازسازی پس از جنگ تحمیلی و بازتعریف ساختارهای اقتصادی و اجرایی گرفته تا مواجهه با تحریمهای فراگیر، مناقشات هستهای، تحولات ژئوپلیتیکی غرب آسیا، ظهور بازیگران جدید در نظام بینالملل و انقلاب فناوری اطلاعات، همگی در همین دوره به وقوع پیوسته است. از این رو، شخصیت سیاسی آیتالله خامنهای در حافظه تاریخی جهان، شخصیتی چندبعدی و تأثیرگذار بوده است؛ آنچنانیکه هم مورد حمایت بخشهای وسیعی از ملتهای محروم و دربند سلطه بوده و هم موضوع مورد نقد رقیبان و قدرتهای استکباری. چنین جایگاه و نگاهی نشاندهنده اثرگذاری قابلتوجه تدابیر فراملی این شهید مقتدر بر معادلات سیاسی منطقه و جهان طی چند دهه گذشته بوده است.
در چنین شرایطی، شاخصترین مؤلفههای حکمرانی آنجناب در این دوره، تأکید مستمر بر استقلال سیاسی، حفظ حاکمیت ملی، تقویت بازدارندگی دفاعی، توسعه ظرفیتهای علمی و فناوری و تلاش برای استحکام و استمرار ساختار جمهوری اسلامی بوده است. این رویکرد، از نگاه حامیان، زمینهساز حفظ ثبات سیاسی کشور در یکی از پرتلاطمترین ادوار منطقه و عاملی برای جلوگیری از آسیبپذیری ساختارهای حاکمیتی در برابر فشارهای خارجی تلقی میشود. گرچه منتقدانی هم هستند که برخی سیاستها و تصمیمات و تدابیر این دوره را در کنار فشارهای خارجی بر توقف روند توسعه اقتصادی، کاهش سرمایه اجتماعی، محدودیتهای سیاسی و برخی چالشهای حکمرانی اثرگذار دانستهاند. از این منظر، بررسی کارنامه این دوره، با توجه و نگرشی متقارن به فرصتها و محدودیتها، دستاوردها و هزینهها و همچنین لحاظ نمودن شرایط محیطی و بینالمللی است که امکان ارائه تصویری جامع و منصفانه را فراهم خواهد ساخت.
همزمان، رابطه جامعه ایران با نهاد رهبری نیز در طول این چهار دهه، متناسب با تحولات اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و نسلی، دستخوش تغییر و تحول بوده است. در سالهای نخست انقلاب و دوران دفاع مقدس، این رابطه عمدتاً بر پایه همبستگی انقلابی و ارزشهای مشترک شکل گرفت اما با گذشت زمان، با تغییر نسلها، گسترش ارتباطات، افزایش مطالبات عمومی و تحولات اجتماعی، طیف متنوعی از حمایت، اعتماد، نقد و مطالبهگری در فضای عمومی کشور و حافظه تاریخی مردم شکل گرفت. این تنوع دیدگاهها، پایهای برای رویشها و ریزشها بود. واقعیتی اجتماعی که مطالعه آن نیازمند رویکردی علمی، مبتنی بر دادهها و فارغ از سادهسازیهای سیاسی است.
در عرصه بینالملل نیز، جایگاه آیتالله خامنهای همواره فراتر از مرزهای ایران مورد توجه بوده است. نزد بخشی از دولتها و جریانهای سیاسی، ایشان نماد استقلالخواهی، مخالفت با سلطهپذیری و حمایت از بازیگران همسو در منطقه محسوب میشوند؛ در مقابل، برخی دولتهای وابسته، سیاستهای جمهوری اسلامی این دوره را بعضاً منشأ بخشی از تنشهای منطقهای و اختلافات با غرب ارزیابی کردهاند.
همین تفاوت برداشتها، نشان میدهد که تأثیرگذاری تدابیر نظام جمهوری اسلامی در معادلات منطقه و بینالملل، چه در مقام حمایت و چه از منظر نقد، واقعیتی انکارناپذیر در ادبیات سیاسی معاصر است که نمیتوان نقش کلیدی ایران و تاثیر گذاری آن را در ترتیبات امنیتی و ژئوپلیتیک منطقه از نظر دور داشت و یا به حساب نیاورد.
در علوم سیاسی و مطالعات حکمرانی، شخصیتهای اثرگذار معمولاً بهدور از قضاوتهای زودگذر و در پرتو گذر زمان و بر اساس اسناد، پژوهشها و تحلیلهای تاریخی ارزیابی میشوند. از همین رو، داوری نهایی درباره این دوره نیز به پژوهشهای آینده و روایتهایی بستگی خواهد داشت که با فاصله گرفتن از داوریهای نارسا و فضای رقابتهای جناحی روزمره، تصویری دقیقتر از ابعاد مختلف آن ارائه کند.
با این حال، آنچه امروز بیش از هر زمان دیگری اهمیت دارد، نگاه به آینده است. تجربه کشورهای مختلف نشان داده است که در هر مرحله از تحول یا انتقال مسئولیت در ساختارهای حکمرانی، مهمترین سرمایه یک کشور، حفظ ثبات ملی، اجرای دقیق قانون، تقویت اعتماد عمومی و انسجام اجتماعی است. این اهداف، زمانی تحقق مییابد که همه بازیگران سیاسی و اجتماعی، منافع ملی را بر رقابتهای جناحی و مقطعی ترجیح دهند و سازوکارهای قانونی، پایه و مبنای اداره امور قرار گیرد.
در چنین چشماندازی، ارتقای کارآمدی نهادهای عمومی، بهبود شاخصهای اقتصادی، افزایش شفافیت، مبارزه مؤثر با فساد، تقویت سرمایه اجتماعی، بهرهگیری از ظرفیت نخبگان، بهخصوص سامانیابی تحزب بهمعنای واقعی کلمه و دستبهدست شدن قدرت اجرایی کشور از طریق رقابتهای شرافتمندانه احزاب، توسعه تعامل سازنده با جهان بر پایه منافع ملی و ایجاد زمینه مشارکت گستردهتر شهروندان در فرآیندهای تصمیمسازی و تصمیمگیری، میتواند افقهای تازهای را پیش روی ایران بگشاید.
سرانجام، آنچه از منظر تاریخ باقی خواهد ماند، روایت موافقان یا مخالفان نیست، بلکه مجموعهای از واقعیتها، دستاوردها، چالشها و پیامدهایی است که در کنار یکدیگر، تصویر یک دوره تاریخی را شکل میدهند. چهار دهه رهبری شهید والامقام آیتالله سیدعلی خامنهای، فارغ از داوریهای سیاسی، بخش مهمی از تاریخ معاصر ایران است؛ فصلی که مطالعه آن، همچنان در کانون توجه پژوهشگران، سیاستگذاران و ناظران داخلی و بینالمللی باقی خواهد ماند و فهم دقیق آن، نیازمند نگاهی جامع، منصفانه و آیندهنگرانه است.
شهادت مظلومانه رهبری ارجمند انقلاب ایران، بی تردید رسواگر و پردهدرِ چهره ننگین اسرائیل در منطقه و حامیان ستمپیشه این رژیم اشغالگر در عرصه جهانی خواهد بود.

