با برکناری مصطفی سالاری، غلامحسین محمدی سرپرست سازمان تأمین اجتماعی شد
گروه اجتماعی: صدور حکمی از سوی احمد میدری، وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی در یک روز تعطیل، سازمان تأمین اجتماعی را با جابهجایی مدیریتی تازهای روبهرو کرد. برکناری مصطفی سالاری و انتخاب غلامحسین محمدی برای سرپرستی این نهاد، در شرایطی انجام شد که این سازمان عظیم بیمهای مستقیماً با معیشت، امنیت روانی و خدمات درمانی بیش از ۴۸ میلیون ایرانی- ازجمله ۵ میلیون و ۲۰۰ هزار بازنشسته- گره خورده و بهنظر میرسد، این جابهجایی برای همین موضوع بوده است.
زمینههای یک برکناری
اگرچه وزارت کار هنوز شرح تفصیلی و رسمی درباره دلایل این تغییر ناگهانی ارائه نداده است اما گزارشهای اولیه و شنیدهها از محافل خبری نشان میدهد که یکی از علل اصلی این تصمیم به ایجاد اختلافنظرهای عمیق و گسست ارتباطی میان مصطفی سالاری و احمد میدری بازمیگردد؛ موضوعی که برخی منابع آگاه نیز به آن اشاره کرده و از کاهش فراوان و در نهایت قطع تعاملات مؤثر میان مدیریت وقت سازمان و وزیر کار خبر داده بودند. در مقابل، انتصاب غلامحسین محمدی با واکنش مثبت بدنه کارشناسی و رسانهای همراه شده است. محمدی ازجمله مدیران جوان دولت که دانشآموخته دکتری مدیریت و سیاستگذاری عمومی از دانشگاه تهران است، سوابقی چون ریاست مرکز ارتباطات و امور بینالملل شهرداری تهران، ریاست سازمان آموزش فنیوحرفهای کشور و معاونت وزیر کار را در کارنامه خود دارد.
تحلیلگران بر این باورند که اداره مجموعهای با ابعاد بیسابقه در درآمدهای بیمهای، سرمایهگذاریهای سنگین و تعهدات گسترده درمانی، نیازمند مدیری جوان و باانگیزه است که بتواند در حوزه اقتصاد بیمه، ریسک و مدیریت صندوقهای بازنشستگی، قدرت تصمیمگیری داشته باشد.
ضرورت ترمیم رابطه دولت- ملت
در مباحث رفاه و اجتماع همواره این اصل بنیادین مطرح است که آنچه بیش از هر چیز اهمیت دارد، ترمیم رابطه دولت- ملت است. زمانی که منفعت عمومی مردم بهطور ملموس تأمین شود، رضایت اجتماعی نیز حاصل خواهد شد. در سازمان تأمین اجتماعی نیز به هر نسبتی که میان تصمیمات سازمان با مطالبات واقعی مردم و بازنشستگان فاصله بیفتد احتمال بروز ناآرامی و تحصن افزایش مییابد؛ امری که در نهایت به ناخرسندی و افزایش نارضایتی عمومی دامن میزند.
در ماههای اخیر به دلیل عدم توجه به وضعیت بازنشستگان و مشکلات آنها یا عدم تصمیمگیری در این حوزه در شهرهای مختلف کشور، شاهد تجمعهای اعتراضی بازنشستگان تأمین اجتماعی و سایر صندوقها بودهایم. مطالبات معترضان کاملاً مشخص و شفاف است: متناسبسازی واقعی مستمریها با تورم، برخورداری از خدمات درمانی رایگان و پایان دادن به تأخیرهای مزمن در پرداخت حقوق و معوقات. همزمان شکلگیری کارزارهای اعتراضی درباره انضباط زمانی پرداختیها و بحثهای حقوقی بر سر برخی مزایای تبعی مانند «حق اولاد» و «حق بازماندگان»- که موضوع جلسات متعدد و بینتیجه کمیسیون اجتماعی مجلس نیز بوده- نشاندهنده حساسیت فوقالعاده جامعه ذینفعان و لزوم توجه ویژه، نه در شعار که در عمل، به خواستههای آنان است که محمدی باید بتواند، نیازهای آنان را برآورده کند.
ضرورتهای پیش روی مدیریت جدید
فارغ از نگاههای موافق و مخالف به این جابهجایی یا ارزیابی سوابق مدیران یکی از مسائل کلیدی، حیاتی و انکارناپذیر سازمان تأمین اجتماعی، مسئله «رفع ناترازی مالی» و مدیریت کسری بودجه مزمن است. این ناترازی که از انباشت مطالبات سنگین سازمان از دولت و رشد روزافزون هزینههای جاری نشأت میگیرد، شریان اصلی خدماترسانی صندوق به میلیونها بیمه شده را به شدت تحتفشار قرار داده است. اکنون باید دید، غلامحسین محمدی چگونه میتواند این ناترازی عمیق را کاهش دهد، تعاملات میان دستگاهی برای وصول مطالبات را بهبود بخشد و آرامش و پایداری را به بزرگترین نهاد بیمهای کشور بازگرداند.

