رنگ‌زمینه

صفحه اصلی > سیاست : ٢٤٠ مصادره اموال

٢٤٠ مصادره اموال

نگاهی حقوقی به یک موضوع قضایی

گروه اجتماعی: در خبر تازه قوه قضائیه، عددی وجود دارد که به‌تنهایی می‌تواند، توجه را جلب کند: ۲۴۰ مورد از اموال افرادی که مقام‌های قضایی آنها را «خائن به وطن» و مرتبط با دولت‌های متخاصم توصیف کرده‌اند با دستور قضایی توقیف شده است. همزمان ۱۸۲ حساب بانکی نیز مسدود شده و بیش از دو هزار استعلام از بانک مرکزی درباره حساب‌های متهمان در حال پیگیری است. روایت رسمی می‌گوید، این اقدامات در چارچوب قانون تشدید مجازات جرم جاسوسی و همکاری با رژیم صهیونیستی و کشورهای متخاصم انجام شده و هدف، حفظ حقوق عامه و در مواردی جبران خسارت بزه‌دیدگان است. اما همین خبر پرسشی قدیمی‌تر را دوباره پیش می‌کشد؛ پرسشی که در پرونده‌ها معمولاً زیر سایه ضرورت برخورد با جرم قرار می‌گیرد. مجازات یک فرد تا چه اندازه می‌تواند به دارایی او تسری پیدا کند و چه تضمینی وجود دارد که مجازات از جرم فراتر نرود؟
روی این سخن و مطلب با کسانی که فعالیت‌های مسلحانه یا اقدامات مخرب‌ انجام داده‌اند یا در رسانه‌های جنگ‌طلب خارج از کشور دعوت به شورش و تخریب کردند نیست. درباره افرادی است که در داخل کشور ممکن است غفلت کرده باشند.
این پرسش وقتی جدی‌تر می‌شود که پرونده صادق ساعدی‌نیا را کنار این آمار قرار دهیم؛ پرونده‌ای که به گفته قوه قضائیه به صدور حکم ۱۲ سال و ۶ ماه و یک روز حبس تعزیری و مصادره کلیه اموال منقول و غیرمنقول او به‌نفع دولت منجر شده است. قوه قضائیه درباره ساعدی‌نیا اعلام کرد او از فعالان حوزه کافه‌داری بوده که با انتشار استوری‌هایی در فضای مجازی و هم‌صدایی با گروه‌های مخالف، همزمان با فراخوان‌ها به تحریک مخاطبان و شکل‌گیری ناآرامی‌ها در قم کمک کرده و در ادامه تخریب اموال عمومی و خصوصی رخ داده است. براساس همین روایت، اتهام او «فعالیت رسانه‌ای و تبلیغی علیه امنیت کشور به‌نفع گروه‌های معاند» عنوان شده است. در چنین پرونده‌ای، مسئله نخست این نیست که آیا رفتار مجرمانه باید بدون پاسخ بماند یا نه. هیچ نظام حقوقی نمی‌تواند در برابر اقدامات خشونت‌آمیز بی‌تفاوت باشد. صالح نقره‌کار، حقوقدانی که در این ‌باره با سازندگی گفت‌وگو کرده نیز بر ضرورت برخورد قانونی با خشونت، تخریب و تهدید امنیت شهروندان تأکید دارد. مسئله از جایی آغاز می‌شود که مجازات، علاوه بر آزادی فرد، تمام دارایی او را نیز دربر می‌گیرد. در اینجا اصل «تناسب جرم و مجازات» اهمیت پیدا می‌کند؛ اصلی که قرار است مانع از آن شود که واکنش کیفری بیش از اندازه لازم باشد. اگر قرار است مال فردی مصادره شود، پرسش حقوقی این است که آیا میان آن مال و جرم ارتکابی، رابطه‌ای مستقیم وجود دارد یا خیر.

مصادره با جبران خسارت یکی نیست
در خبر قوه قضائیه، توقیف اموال با هدف حفظ حقوق عامه و حتی جبران خسارت بزه‌دیدگان توضیح داده شده است. سخنگوی قوه قضائیه نیز گفته، اموال در نهایت باید در جهت جبران خسارت بزه‌دیدگان مورد استفاده قرار گیرد.
اما از منظر حقوقی، این دو موضوع را نمی‌توان به‌سادگی یکی گرفت. جبران خسارت نیازمند تعیین مسئولیت و میزان خسارت است؛ مصادره، اقدامی بسیار گسترده‌تر است که می‌تواند، مالکیت فرد را به‌طور کامل از میان ببرد.
نقره‌کار بر همین تفاوت دست می‌گذارد. به گفته او، فلسفه مصادره باید محروم کردن مجرم از عواید ناشی از جرم یا ابزار ارتکاب آن باشد نه اینکه تمام دارایی فرد، صرف‌نظر از ارتباطش با جرم، مشمول مجازات شود. او هشدار می‌دهد که در غیر این ‌صورت، حقوق خانواده و اشخاص ثالث نیز ممکن است تحت‌تأثیر قرار گیرد. این همان نقطه‌ای است که خبر ۲۴۰ مورد توقیف را از یک آمار قضایی به مسئله‌ای درباره امنیت حقوقی تبدیل می‌کند. هرچه دامنه توقیف‌ها گسترده‌تر شود، اهمیت تشخیص دقیق اینکه کدام مال، متعلق به چه کسی و مرتبط با چه جرمی است نیز بیشتر می‌شود.

قانون باید حتی در شرایط سخت هم محدودیت داشته باشد
قوه قضائیه تأکید کرده که تصمیم درباره توقیف یا رفع توقیف اموال، متناسب با شرایط و مستندات هر پرونده و پس از بررسی قضایی انجام می‌شود. این بخش از روایت رسمی مهم است چون نشان می‌دهد، اصل تصمیم‌گیری موردی دست‌کم در بیان حقوقی دستگاه قضایی، پذیرفته شده است.
اما نگرانی حقوقدانان دقیقاً از همین‌ جا آغاز می‌شود: «تناسب» چگونه سنجیده می‌شود و چه مرزی برای آن وجود دارد؟
نقره‌کار می‌گوید حتی در شرایط جنگی و اضطراری، تشدید برخورد کیفری نباید به کنار گذاشتن اصول دادرسی عادلانه، حق مالکیت و حقوق شهروندی منجر شود. از نگاه او، حق مالکیت تنها زمانی می‌تواند، محدود شود که مبنای قانونی روشن، حکم دادگاه صالح و رعایت اصل تناسب وجود داشته باشد. این بحث البته به‌معنای نادیده گرفتن خسارت‌هایی که ممکن است در جریان ناآرامی‌ها یا اقدامات خشونت‌آمیز به افراد و اموال عمومی وارد شده باشد، نیست. مسئله این است که مسئولیت باید شخصی و مستند باشد. کسی که مرتکب تخریب شده باید در چارچوب قانون پاسخگو باشد؛ اما تبدیل این مسئولیت به مجازاتی که به اموال نامرتبط یا حقوق اشخاص ثالث سرایت کند، بحث دیگری است.
پرونده ساعدی‌نیا و آمار ۲۴۰ مورد توقیف بنابراین یک سوال مشترک را پیش روی افکار عمومی می‌گذارند: در جایی‌ که امنیت ملی در میان است، خط میان برخورد قاطع با جرم و گسترش مجازات کجاست؟

saazandegi

پست های مرتبط

جلوگیری از سفر!

رئیس سازمان انرژی اتمی ایران از سفر به سازمان ملل بازماند محمد…

۲۴ شهریور ۱۴۰۵

توافق عمان در کما

نقش عربستان در تعویق نشست وزرای خارجه کشورهای خلیج‌فارس و توافق عمان…

۲۳ شهریور ۱۴۰۵

تنگنای آژانس

پیش از آنکه فرصت مذاکره از بین برود باید کانال‌های دیگری را…

۲۳ شهریور ۱۴۰۵

دیدگاهتان را بنویسید