تلاش برای اجرای موفق تفاهمنامه اسلامآباد، مستلزم شکلگیری و اجرای یک «تفاهمنامه ملی و داخلی» است
بهقلم؛ علیمحمد حاضری؛ دبیرکل انجمن اسلامی مدرسین دانشگاهها

کشور عزیزمان ایران، امروز با مخاطراتی عظیم روبهروست و تلاش برای عبور هرچه کمهزینهتر و کمخطرتر از این شرایط، وظیفه همه دلبستگان به رفاه ملت، آبادانی و سربلندی میهن عزیزمان است. در چنین شرایطی ملاحظات زیر قابل طرح و تأمل است:
ضرورت عبور عزتمندانه
از وضعیت «نه جنگ، نه صلح»
اصلیترین مسئله امروز جامعه ایران، عبور صلحآمیز و عزتمندانه از وضعیت «نه جنگ، نه صلح» و جنگ پراکندهای است که کشور با آن مواجه بوده است. خوشبختانه در پرتو مقاومت جانانه و شگفتآفرین نیروهای رزمنده همچنین دیپلماسی هوشمندانه، که با حمایت گسترده ملی مردم و تدبیر قابل تقدیر در اداره امور کشور از سوی دولت محترم همراه بود، دشمنان از تحقق اهداف خود از مسیر جنگ تمامعیار ناامید شدند و به تفاهمنامه اسلامآباد تن دادند؛ سندی که به اعتراف دوست و دشمن، بنیانهای مناسبی برای دستیابی به صلحی شرافتمندانه و پایدار برای ایران فراهم کرده است.
امروز وظیفه همه نیروهای وطنپرست، دفاع و حمایت از اجرای دقیق این تفاهمنامه از موضعی عزتمندانه است. باید هوشیارانه، هزینه نقض احتمالی آن را بر دشمنان تحمیل کرد؛ نه اینکه به بهانه نقض تعهدات از سوی دشمن، ما نیز متقابلاً اقداماتی انجام دهیم که در عمل هزینه نقض را برای طرف مقابل کاهش دهد. در این مسیر آنچه موجب نگرانی است، اقدامات به اصطلاح «دفاع پیشدستانه» یا خودسریهای غیرمسئولانهای است که ممکن است، زمینهساز و توجیهکننده تهاجمی گسترده و شکلگیری ائتلافی از سوی دشمنان علیه کشور شود. این امر بهویژه از آن جهت خطرناک است که با تهاجمات اولیه دشمنان در دو جنگ قبلی-که با ادعاهای دروغین «جنگ پیشگیرانه» توجیه شده بود- قرینهسازی میشود و میتواند مظلومیت ایران را نزد افکار عمومی جهانی خدشهدار کند. در هر حال، تأکید ما بر اهمیت راهبردهای دیپلماتیک و مذاکره در تداوم و حفظ دستاوردهای بهدستآمده، است. مقابله با بدعهدیهای طرف مقابل نیز حتیالامکان باید از مسیر دیپلماسی و مذاکره و با حفظ عزت و منافع ملی دنبال شود.
انسجام ملی؛
پشتوانه اصلی صلح و دفاع ملی
پشتوانه محکم دفاع از اجرای تفاهمنامه اسلامآباد، حفظ انسجام ملی و پاسخگویی مناسب به حرکت افتخارآفرین ملتی است که بهرغم نارضایتیها و حتی اعتراض به شیوههای حکمرانی صراحتاً تجاوز را محکوم کرد و دفاعی ملی و یکپارچه را به نمایش گذاشت. این همبستگی تا آنجا فراگیر شد که بسیاری از زندانیان سیاسی و امنیتی و نیز شمار زیادی از مهاجران خارج از کشور-که برخی در شرایطی شبهتبعید یا مهاجرتی ناخواسته بهسر میبرند- نیز به این دفاع ملی پیوستند و تجاوز مهاجمان را محکوم کردند. عظمت این امر آنگاه بهتر درک میشود که حوادث خونبار و ناگوار دیماه ۱۴۰۴ را بهیاد آوریم که به تعبیر آقای خاتمی «خط فاصل خونینی» را رقم زد و دشمن را به طمع انداخته بود.
به گمان ما، تلاش برای اجرای موفق تفاهمنامه اسلامآباد و دستیابی به صلحی پایدار مستلزم شکلگیری و اجرای یک «تفاهمنامه ملی و داخلی» نیز هست؛ تفاهمنامهای که میتواند از طریق مجموعهای از اقدامات زیر معنا و تحقق پیدا کند:
الف) عفو و گشایش در وضعیت زندانیان سیاسی و امنیتی
اعلام عفو عمومی همه زندانیان سیاسی و امنیتی که مرتکب اقدامات تروریستی و خشونتآمیز نشدهاند و در جریان دو جنگ اخیر موضعی صریح در محکومیت تجاوز داشته و عملاً وطندوستی و استقلالخواهی خود را نشان دادهاند، اقدامی ضروری و در راستای تقویت انسجام ملی است. بدیهی است در این زمینه، رفع حصر از محصورین بزرگوار، جناب آقای مهندس موسوی و سرکار خانم دکتر رهنورد، از اهمیتی ویژه برخوردار است.
ب) تضمین حق بازگشت ایرانیان خارج از کشور
اعلام حق بازگشت دائم یا موقت مهاجران خارج از کشور به وطن برای آن دسته از هموطنانی که در آزمون وطندوستی طی تهاجمات اخیر سربلند بیرون آمدند و ایجاد اطمینان نسبت به محفوظ ماندن حق بازگشت آنان در صورت تمایل، موضوعیت ویژهای دارد. کشور در شرایط دشوار امروز بیش از هر زمان دیگری به سرمایه انسانی و فکری همه فرزندان خود نیازمند است.
ج) مدارا و رأفت با معترضان
برخورد رأفتآمیز با معترضانی که تحتتأثیر هیجانات قرار گرفتهاند اما آمادگی روحی و روانی آنان برای همدلی با اکثریت وفادار به منافع ملی قابل احراز است، کاملاً ضروری است. بهویژه دانشجویان عزیزی که از باب احساس مسئولیت اجتماعی یا تحتتأثیر فضای هیجانی اعتراضاتی داشتهاند، سزاوار رأفت و مدارا هستند. در همین راستا، انتظار میرود در رسیدگی به پروندههای قضایی دستگیرشدگان با مدارای بیشتری برخورد شود و قاعده فقهی احتیاط در حفظ نفوس و دماء مورد توجه جدی قرار گیرد.
د) اصلاح ساختاری و مدیریتی در رسانه ملی
اصلاحات ساختاری و مدیریتی در رسانه ملی ضرورتی اجتنابناپذیر است؛ بهگونهای که این رسانه با فاصله گرفتن از فرقهگرایی افراطی و طرح مواضع یک اقلیت خاص به جایگاه ملی و فراگیر خود بازگردد. رسانه ملی باید نماینده سلیقهها و رویکردهای طیفهای وسیع ملت باشد و در جهت تقویت انسجام و همگرایی ملی حرکت کند نه آنکه خود به عاملی برای تشدید شکافها و فاصلههای اجتماعی تبدیل شود.
هـ) نقش مجلس در تقویت انسجام ملی
مجلس محترم نیز شایسته است از طرح و پیگیری موضوعاتی که مقوّم انسجام ملی نیست، اجتناب کند. در این زمینه، بازنگری در محتوای طرح موسوم به «مقابله با نفوذ»-که عملاً زمینهساز برخی محدودیتهای مغایر با حقوق اساسی و مدنی شهروندان، بهویژه مخل تبادلات علمی فرهیختگان دانشگاهی است- کاملاً ضروری بهنظر میرسد.
و) توجه جدی به معیشت مردم و مقابله با فساد و تبعیض
اهتمام به رفع تنگناهای معیشتی و مقابله با فساد و تبعیض از مقتضیات اجتنابناپذیر حفظ تابآوری اجتماعی است. البته میدانیم که تحقق پایدار این اهداف در گرو اصلاح نظام حکمرانی و بهبود تعاملات در سیاست خارجی است؛ اموری که باید با پیگیری عزتمندانه تفاهمنامه و از مسیر دیپلماسی دنبال شود.
در همین جا ضمن تقدیر از مواضع کلان دولت و رئیسجمهور محترم، متذکر میشویم که در اتخاذ راهبردهای مختلف برای مقابله با مشکلات اقتصادی نباید از پیامدهای این سیاستها بر طبقات محروم و مردمی که گرفتار تنگناهای اقتصادی هستند، غفلت شود. تحمیل فشار بیشتر بر این اقشار علاوه بر آنکه میتواند، نوعی بیتوجهی به صبوری و همراهی مردم تلقی شود، ممکن است بستری برای گشودن ابعاد جدیدی از جنگ ترکیبی فراهم آورد و یکی از پشتوانههای اصلی دفاع ملی یعنی تحمل و تابآوری مردم را به مخاطره اندازد.
اصلاحات، مصالح ملی و آینده نظام حکمرانی
نکته مهمی که در پایان باید به آن اشاره کنم این است که شاید انتظار معقولانه از یک حزب سیاسی دانشگاهی چون انجمن اسلامی مدرسین دانشگاهها که دبیرکلی آن برعهده بنده بوده و مدافع اصلاحات حکمرانی است، این باشد که درباره بنیانهای اعتبار و صلاحیت نظام موجود که اصلاحات را در درون آن پی میگیرد، اعلام موضع کند؛ بهویژه هنگامی که تحولاتی اساسی روی داده و مسئله جانشینی و نحوه آن موضوعیت پیدا کرده است. اما خرد جمعی انجمن، آگاهانه و به دلیل درک شرایط خطیر کشور، که درگیر یکی از عمدهترین تجاوزات همهجانبه است، ورود به این بحث را در شرایط فعلی منطبق با مصالح ملی ندانست. ما معتقدیم پرداختن به این بحث بنیادی را بهتر است به زمانی موکول کنیم که از اضطرارهای فعلی، که موجودیت کشور را به خطر انداخته است، عبور کرده باشیم.

