ظریف: در صحنه واقعیت موفق اما در روایت همیشه بازنده بودیم
گروه سیاسی: در سیاست، پایان یک رویداد لزوماً پایان ماجرا نیست؛ آنچه پس از یک اتفاق در ذهن جامعه میماند، میتواند به اندازه خود آن اتفاق تعیینکننده باشد. محمدجواد ظریف، وزیر امورخارجه پیشین، در مراسم چهلمین روز درگذشت ابوالقاسم قاسمزاده، پیشکسوت روزنامهنگاری در مؤسسه اطلاعات، از همین زاویه به یکی از چالشهای مهم سیاست ایران یعنی فاصله میان «واقعیت» و «روایت» پرداخت. او معتقد است ایران در بسیاری از مقاطع در میدان عمل توانسته نقش مؤثری ایفا کند اما در انتقال آنچه بهدست آورده به افکار عمومی، چه در داخل و چه در عرصه بینالمللی، موفق نبوده است. ظریف در این باره گفت: «در صحنه واقعیت توانستیم، نقش خوبی ایفا کنیم اما در صحنه روایت همیشه بازنده بودیم».
این نگاه در شرایطی مطرح میشود که «روایت» در جهان امروز به بخشی از قدرت سیاسی کشورها تبدیل شده و در منازعات سیاسی و امنیتی، آن طرفی که بتواند تصویر خود از یک رویداد را به روایت غالب تبدیل کند عملاً بخشی از میدان را نیز در اختیار گرفته است. به همین دلیل یک دستاورد میدانی بدون روایت مؤثر، ممکن است نتواند به سرمایه اجتماعی و سیاسی تبدیل شود.
ظریف، زندگی این روزنامهنگار را تبلور دو نیاز جامعه ایران دانست و گفت: «نیاز اول آگاهی و نیاز دوم روایت جامعه ما از ادراک است. ما با کمبود ادراکی مواجه هستیم و نیاز به فهم و دیدن آنچه در جهان میگذرد، داریم». در این نگاه، رسانه فقط انتقالدهنده خبر نیست؛ بلکه بخشی از فرآیند شکلگیری ادراک سیاسی جامعه است. قاسمزاده، به روایت ظریف، سالها تلاش کرد این نقش را جدی بگیرد. چه در صداوسیمای برونمرزی و چه در روزنامه اطلاعات، تلاش او این بود که تصویری روشن از واقعیتهای بیرونی ارائه دهد و روشنگری و راستگویی را قربانی مصلحت نکند. ظریف نیز تأکید کرد: «جامعهای که قاسمزاده را برنتابد و تعدادی متملق را به جایگاه رفیع برساند حتماً کمبودی دارد». او ادامه داد: «قاسمزاده این کمبود را به خوبی درک میکرد و تا آخر عمر تلاش کرد که این کمبود را جبران کند».
ظریف در ادامه، بحث خود را به تحولات اخیر کشور پیوند زد و با اشاره به جنگ اخیر گفت: «در جنگ اخیر مقاومت مردم و ایستادگی در برابر دو قدرت بزرگ شیطانی توانست خیلی اثرگذار باشد اما در صحنه روایت نتوانستیم آنگونه که باید موفق باشیم».
این بخش از سخنان ظریف را میتوان، نقدی به یکی از ضعفهای مزمن سیاستورزی در ایران دانست: تصور اینکه موفقیت در میدان عمل، خودبهخود به موفقیت در افکار عمومی منجر میشود. درحالی که میان این دو فاصله وجود دارد. دستاورد سیاسی، امنیتی یا نظامی زمانی به قدرت پایدار تبدیل میشود که بتوان درباره چرایی، هزینهها، نتایج و معنای آن برای جامعه، روایتی روشن و قابل فهم ارائه کرد.
به همین دلیل است که ظریف «روایت» را در کنار «ادراک» قرار میدهد. اگر جامعه نتواند واقعیت را درست بفهمد، روایتهای رقیب جای آن را پر خواهند کرد و اگر روایت رسمی نتواند واقعیت را دقیق، صادقانه و قابل فهم توضیح دهد دیگران روایت خود را بهجای آن خواهند نشاند. ظریف در پایان بر همین نیاز تأکید کرد: «جامعه ما نیازمند ادراک و روایت است و بزرگمردان و بزرگزنان این جامعه باید در این حوزه فعال باشند».
