رنگ‌زمینه

رفیق سینما

گزارشی درباره شب عباس یاری؛ منتقد و روزنامه‌نگار قدیمی

ماهنامه فیلم، بخشی از حافظه تاریخی سینمای معاصر ایران است. مجله‌ای سینمایی که در روزهایی که صحبت از «بودن یا نبودن» اصل سینما و فیلم بود، کمک کرد چراغ این هنر-صنعت در دل علاقه‌مندان به فیلم و سینما روشن بماند. در کنار مسعود مهرابی، صاحب‌امتیار این مجله، چهره‌هایی بودند که مهم‌ترین مجله تخصصی سینمای ایران را شکل دادند. عباس یاری یکی از آنهاست. عباس یاری، متولد ۱۳۳۰ در اراک است و در سال ۱۳۵۴ از دانشکده تلویزیون و سینما فارغ‌التحصیل شد. او فعالیت روزنامه‌نگاری خود را با مجله صبح امروز، تهران‌مصور، فیلم و هنر، ستاره سینما و روزنامه آیندگان آغاز کرد و در سال ۱۳۶۱ یکی از بنیان‌گذاران مجله سینمایی فیلم بود که انتشار آن تا اسفند سال ۱۳۹۹ ادامه داشت.

شبی برای یک روزنامه‌نگار
«شب عباس یاری» در نهصد‌و‌هفتاد‌و‌ششمین شب از سلسله شب‌های مجله بخارا، عصر چهارشنبه ۸ مهر ۱۴۰۵ با حضور و سخنرانی امیر اثباتی، فرهاد توحیدی، شهرام مکری و علی دهباشی در سالن استاد شهناز، خانه هنرمندان ایران برگزار شد؛ شبی که بخش مهمی از آن به مرور بیش از چهار دهه فعالیت مطبوعاتی و فرهنگی عباس یاری و جایگاه او در تاریخ مطبوعات سینمایی ایران اختصاص داشت. علی دهباشی، در ابتدای این مراسم با اشاره به سال‌ها فعالیت حرفه‌ای و مطبوعاتی عباس یاری، از نقش او در شکل‌گیری و انتشار نشریات مهم سینمایی و همچنین فعالیت‌های صنفی و فرهنگی‌اش گفت و گستردگی و تداوم حضور او در عرصه فرهنگ و ادبیات سینمایی ایران را ستود. امیر اثباتی نیز با اشاره به اینکه این مراسم فرصتی برای گردهم آمدن بسیاری از دوستان و همکاران قدیمی عباس یاری بود، بر اهمیت خاطرات و تجربیات او به‌عنوان بخشی از تاریخ شفاهی مطبوعات و سینمای ایران تأکید کرد و خواستار ثبت و مکتوب شدن این خاطرات شد. او همچنین یاری را «حلقه وصل» و میانجی صلح دانست و از روحیه صمیمی، پرانرژی و شوخ‌طبع او گفت. فرهاد توحیدی نیز عباس یاری را با یک عبارت «رفیق وفادار» توصیف کرد؛ کسی که این وفاداری را نه فقط در ارتباط با دوستان سینمایی، بلکه در تمام روابط انسانی خود حفظ کرده است. او همچنین به نثر روان، ساده و بی‌تکلف یاری اشاره کرد و گفت که او همواره یاد رفیقان و دوستانش را زنده نگه می‌دارد.
هامون و مفهوم عشق
در این میان، سخنان شهرام مکری درباره عباس یاری، نگاهی متفاوت به جایگاه او داشت. مکری با اشاره به یادداشتی از یاری درباره «هامون» و مفهوم عشق و کشمکش درونی، رابطه انسان با سینما را نیز نوعی رابطه پیچیده و گاه متناقض دانست؛ رابطه‌ای که در آن ممکن است آدمی چیزی را دوست داشته باشد، از آن خسته شود، از آن فاصله بگیرد و دوباره به سراغش برود. مکری اما تأکید کرد که در میان این فراز و فرودها، یک ویژگی در عباس یاری ثابت مانده است: «تماشا، تماشاگر بودن». به اعتقاد او، مهم‌ترین ویژگی یاری نه تعداد سال‌هایی است که در یک مجله فعالیت کرده، نه تعداد شماره‌هایی که منتشر کرده و نه حتی گستردگی ارتباطش با سینماگران؛ بلکه این است که پس از گذشت این همه سال، هنوز یک فیلم خوب، یک اجرای خوب، یک بازی خوب یا حتی یک حرکت کوچک و درست در سینما می‌تواند او را تحت‌تأثیر قرار دهد. به تعبیر او، «هنوز چشمش کار می‌کند» و همین شاید دشوارترین و در عین‌حال ساده‌ترین شکل وفاداری به سینما باشد.
این کارگردان از یاری، برای سال‌ها فعالیتش در مجلات، نقدها، تحلیل‌ها، کارهای تحریریه و اجرایی و همراهی با سینماگران جوان و فیلم‌سازان تازه‌کار تشکر کرد، اما مهم‌تر از همه از او برای «تماشاگر ماندن» تشکر کرد؛ برای فیلم‌هایی که دید و باعث شد دیگران نیز آنها را ببینند، برای آدم‌هایی که به یکدیگر رساند و برای گفت‌وگوهایی که بعد از فیلم، تئاتر و جشنواره شکل داد. او یاری را کسی دانست که گاهی بدون آنکه نامش در تیتراژ بیاید، با ایجاد ارتباط میان آدم‌ها و جریان‌ها، بازی را جلو برده است. شهرام مکری در بخش دیگری از سخنانش گفت شاید بهترین توصیف درباره عباس یاری این نباشد که همیشه در کادر بوده و مورد تجلیل قرار گرفته، بلکه این باشد که او بارها کاری کرده تا «دیگران درست در کادر قرار بگیرند» و این، به اعتقاد او، یکی از سینمایی‌ترین شکل‌های دوست‌داشتن سینماست. او در پایان خطاب به یاری گفت: «این تجلیل بر شما مبارک باشد و ممنون که هنوز کار می‌کنید».

پایان یک رفاقت ۴۰ ساله
عباس یاری نیز در بخش پایانی مراسم، ضمن تشکر از حاضران، از خاطرات و تجربیات بیش از چهار دهه فعالیت مطبوعاتی خود گفت. او سخنانش را با یاد مسعود مهرابی و رفاقت نزدیک به ۴۰‌ساله‌اش با او آغاز کرد و جای خالی دوست و همکار قدیمی‌اش را در این مراسم یادآور شد. یاری از رفاقتی گفت که حتی اختلاف‌های کاری نیز نتوانسته بود به آن آسیب بزند و اشاره کرد که بسیاری از اختلاف‌ها با یک تماس خانوادگی و صمیمانه در همان شب برطرف می‌شد. او تأکید کرد که آدم‌ها، رفاقت‌ها و خاطرات پس از این‌همه سال، از قلب و ذهنش پاک نمی‌شوند و در ادامه از همراهی و صبوری همسرش نیز قدردانی کرد.
یاری در بخش دیگری از صحبت‌هایش، مجله را «خانه و وطن واقعی» خود دانست؛ تعبیری که شاید بیش از هر چیز نشان‌دهنده نسبت عمیق او با مطبوعات باشد. او گفت هر زمان نشریه سینمایی تازه‌ای در کشور متولد می‌شد، در همان روزها و هفته نخست، سبد گل تبریکی برای دفتر آن نشریه می‌فرستاد تا پیام‌آور دوستی، هم‌افزایی و استقبال از حضور همکاران جدید باشد. یکی از مهم‌ترین بخش‌های سخنان یاری، انتقاد او از رقابت ناسالم، حسادت و تنگ‌نظری در فضای فرهنگی و سینمایی بود. او با مقایسه فضای فرهنگ با کسب‌وکارهای سنتی و بازار، از این مسئله گلایه کرد که چرا در حوزه فرهنگ، گاهی «چشم دیدن موفقیت یکدیگر» وجود ندارد.
«شب عباس یاری» در نهایت با اهدای لوح و دسته‌گل از سوی علی دهباشی و مجله بخارا به پایان رسید؛ مراسمی که بیش از یک بزرگداشت، فرصتی برای مرور بخشی از تاریخ شفاهی مطبوعات و سینمای ایران و یادآوری نقش آدم‌هایی بود که سال‌ها در متن این جریان حضور داشته‌اند، گاه در قاب دیده شده‌اند و گاه، همان‌طور که شهرام مکری گفت، کاری کرده‌اند تا دیگران در کادر قرار بگیرند. از‌جمله مهمانان حاضر در مراسم «شب عباس یاری» می‌توان به امید روحانی، علی روئین‌تن، جابر قاسمعلی، هوشنگ گلمکانی، آنتونی شرکا، ذبیح‌الله رحمانی و مهرزاد دانش اشاره کرد. همچنین بسیاری از منتقدان و نویسندگانی که سال‌ها برای ماهنامه «فیلم» و «فیلم امروز» قلم زده‌اند، در این شب حضور داشتند.

sazandegi

«پست قبلی

پست بعدی»

پست های مرتبط

میانبر به آکادمی

«غذای نیمروز» ساخته مجید مجیدی چگونه راهی اسکار می‌شود؟ فیلم «غذای نیمروز»…

مدافع همیشگی ایران

پیروز مجتهدزاده استاد جغرافیای سیاسی و ژئوپلیتیک درگذشت پیروز مجتهدزاده، مورخ، استاد…

نوازندگی بدون زنان؟

اجرای سه گروه موسیقی لیان، پالت و قربانی به‌دلیل استفاده از زنان…

۲۳ مهر ۱۴۰۵

دیدگاهتان را بنویسید