تنگه هرمز دوباره میدان تقابل تهران و واشنگتن شد

آتشبس هنوز به یک ماه نرسیده بود که نخستین ترک عمیق بر پیکره آن نمایان شد. شب جمعه، آبهای جنوب ایران که قرار بود پس از هفتهها درگیری به آرامش برسند بار دیگر به صحنه تقابل نظامی تهران و واشنگتن تبدیل شدند؛ تقابلی که نهتنها اعتبار تفاهمنامه ۶۰ روزه پایان جنگ را زیر سوال برد بلکه بار دیگر بازار جهانی انرژی، امنیت کشتیرانی در تنگه هرمز و آینده مذاکرات میان دو طرف را در هالهای از ابهام فرو برد. اکنون پرسش اصلی این است که آیا آنچه رخ داد یک حادثه محدود در دل آتشبس بود یا نخستین نشانه از فروپاشی توافقی که با دشواری بسیار شکل گرفته است.
ماجرا از جایی آغاز شد که دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، ایران را به نقض آشکار آتشبس متهم کرد. به گفته او، نیروهای ایرانی چهار پهپاد تهاجمی را به سمت کشتیهایی که از تنگه هرمز عبور میکردند، پرتاب کردند. سه فروند از این پهپادها توسط سامانههای دفاعی آمریکا رهگیری و منهدم شد اما پهپاد چهارم به یک کشتی کانتینربر با پرچم سنگاپور اصابت و خساراتی به آن وارد کرد. این کشتی از مسیر دریایی جایگزینی استفاده میکرد که با حمایت سازمان ملل، سازمان بینالمللی دریانوردی و دولت عمان برای کاهش خطرات امنیتی و خروج کشتیهای گرفتار در منطقه طراحی شده بود.
واکنش واشنگتن چندان طول نکشید. فرماندهی مرکزی ارتش آمریکا، سنتکام، ساعاتی بعد در بیانیهای رسمی اعلام کرد که در پاسخ به حمله علیه یک کشتی تجاری، عملیات هوایی گستردهای علیه اهداف نظامی ایران انجام داده است. براساس این بیانیه، جنگندههای آمریکایی تأسیسات موشکی، انبارهای پهپادی، سامانههای راداری و مراکز دیدهبانی ساحلی را در سواحل جنوبی ایران بهویژه در اطراف بندر سیریک هدف قرار دادند. سنتکام تأکید کرد که هدف این عملیات، کاهش توان عملیاتی ایران برای انجام حملات ضدکشتی و بازگرداندن بازدارندگی در چارچوب توافق آتشبس بوده است.
در تهران اما روایت کاملاً متفاوت بود. وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی ایران با انتشار بیانیهای، حملات آمریکا به چند نقطه در سواحل جنوبی کشور را بهشدت محکوم و آن را نقض آشکار منشور سازمان ملل متحد همچنین نقض صریح تفاهمنامه پایان جنگ دانست. در این بیانیه تأکید شد که حملات آمریکا تأسیسات نظارت ساحلی ایران را هدف قرار داده و جمهوری اسلامی براساس حق ذاتی خود در دفاع مشروع، مطابق ماده ۵۱ منشور ملل متحد از حاکمیت، امنیت و منافع ملی خود دفاع خواهد کرد. وزارت امور خارجه همچنین مسئولیت تمامی پیامدهای ناشی از تشدید تنش را متوجه آمریکا و کشورهایی دانست که در این عملیات با واشنگتن همکاری کردهاند.
اختلاف روایتها، تنها به بیانیههای رسمی محدود نماند؛ بلکه نشان داد که تهران و واشنگتن برداشتهای کاملاً متفاوتی از مفاد تفاهمنامه آتشبس دارند. از نگاه دولت آمریکا، حمله پهپادی ایران به کشتی تجاری، نقض مستقیم توافق و تهدیدی علیه آزادی کشتیرانی در یکی از مهمترین گذرگاههای انرژی جهان محسوب میشود. ترامپ این اقدام را «نقضی احمقانه» از آتشبس توصیف کرد و جیدی ونس، معاون رئیسجمهور آمریکا نیز هشدار داد که هرگونه خشونت با پاسخی متناسب روبهرو خواهد شد و اختلافات باید از مسیر کانالهای دیپلماتیک حلوفصل شود نه از طریق اقدامات نظامی. در سوی دیگر مقامهای ایرانی معتقدند، عملیات آمریکا نخستین اقدام ناقض تفاهمنامه بوده است. از نگاه تهران حملات هوایی آمریکا علیه تأسیسات دفاعی ایران، نهتنها با مفاد توافق سازگار نیست بلکه حاکمیت سرزمینی ایران را هدف قرار داده است. همین برداشت متفاوت از خطوط قرمز دو طرف، توافقی را که قرار بود، زمینه کاهش تنش را فراهم کند اکنون به بستری برای تفسیرهای متناقض و اقدامات متقابل تبدیل کرده است.
آنچه این حادثه را فراتر از یک تبادل محدود نظامی قرار میدهد، اهمیت راهبردی منطقه وقوع درگیری است. تنگه هرمز همچنان مهمترین گلوگاه انتقال انرژی جهان بهشمار میرود و هرگونه ناامنی در این آبراه به سرعت آثار خود را بر بازارهای جهانی نشان میدهد. حمله به کشتیای که از مسیر جایگزین مورد حمایت سازمان ملل و عمان استفاده میکرد، از نگاه بسیاری از تحلیلگران صرفاً یک عملیات نظامی نبود؛ بلکه پیامی سیاسی درباره جایگاه ایران در معادلات امنیت دریایی منطقه محسوب میشود. تهران سالهاست بر این موضع تأکید دارد که امنیت تنگه هرمز باید در چارچوب ترتیبات منطقهای و با نقش محوری ایران مدیریت شود و ایجاد مسیرهای جایگزین را کاهشدهنده اهرم ژئوپلیتیکی خود میداند.
در مقابل، آمریکا تلاش دارد آزادی کشتیرانی را بهعنوان یکی از خطوط قرمز سیاست امنیتی خود در خلیجفارس حفظ کند. از همینرو حملات سنتکام را میتوان تلاشی برای جلوگیری از تثبیت هرگونه الگوی جدید در منطقه دانست؛ الگویی که ممکن است عبور کشتیهای تجاری را به پذیرش شرایط مورد نظر تهران گره بزند. این تقابل در واقع فراتر از یک حادثه نظامی، بخشی از رقابت گستردهتر دو کشور بر سر تعریف نظم امنیتی خلیجفارس است.
پیامدهای این درگیری به سرعت در بازارهای جهانی نیز نمایان شد. بهای نفت خام برنت تنها چند ساعت پس از انتشار اخبار حملات، روندی صعودی به خود گرفت و نگرانیها درباره اختلال دوباره در صادرات انرژی افزایش یافت. همزمان، برنامه خروج کشتیهای تجاری از منطقه که با هماهنگی سازمان بینالمللی دریانوردی در حال اجرا بود به دلیل نبود تضمینهای امنیتی متوقف شد. در نتیجه صدها کشتی همچنان در محدوده تنگه هرمز و آبهای اطراف آن باقی ماندند؛ وضعیتی که میتواند روند عادیسازی زنجیره تأمین جهانی را با چالش تازهای روبهرو کند.
زمان وقوع این تنش نیز بیارتباط با تحولات سیاسی منطقه نیست. همزمان با تلاش آمریکا برای پیشبرد توافقات امنیتی جدید در جبهههای دیگر خاورمیانه، از جمله میان اسرائیل و لبنان، افزایش فشار نظامی در خلیج فارس این پیام را منتقل میکند که پروندههای امنیتی منطقه به یکدیگر پیوند خوردهاند و نمیتوان آنها را بهصورت جداگانه مدیریت کرد. به همین دلیل بسیاری از ناظران معتقدند، آنچه در سواحل جنوبی ایران رخ داد صرفاً واکنشی تاکتیکی نبود بلکه بخشی از رقابت راهبردی گستردهتری است که آینده نظم امنیتی منطقه را شکل خواهد داد.
با وجود این هیچیک از دو طرف هنوز نشانهای از تمایل به پایان کامل مسیر دیپلماسی بروز ندادهاند. هم تهران و هم واشنگتن میدانند که فروپاشی کامل تفاهمنامه میتواند، منطقه را بار دیگر به چرخهای از درگیریهای پرهزینه بازگرداند. با این حال حوادث اخیر نشان داد، آتشبسی که قرار بود آغازگر دورهای از کاهش تنش باشد اکنون بر لبه تیغ حرکت میکند؛ جایی که یک حمله پهپادی، یک عملیات هوایی یا حتی یک سوءبرداشت از مفاد توافق میتواند مسیر مذاکرات را به سوی بحرانی تازه تغییر دهد. اکنون بیش از هر زمان دیگری روشن شده که دوام این تفاهمنامه نه به متن توافق بلکه به توان دو طرف در مهار بحرانهای میدانی و جلوگیری از تبدیل آنها به رویارویی مستقیم وابسته است.

