هرمز را گروگان نگیریم، بلکه معامله کنیم
بهقلم؛ علی بیگدلی؛ کارشناس مسائل بینالملل

مذاکرات ایران و عمان بر سر تنگه هرمز در یکی از حساسترین مقاطع خود قرار گرفته است؛ مذاکراتی که نتیجه آن، تنها به نحوه عبور کشتیها از یک آبراه راهبردی محدود نمیشود بلکه میتواند بر اقتصاد ایران، روابط تهران با آمریکا و حتی آینده جایگاه ژئوپلیتیکی ایران در منطقه اثر بگذارد. پرسش اصلی اکنون این است: آیا ایران میتواند از موقعیتی که در تنگه هرمز بهدست آورده یک دستاورد دیپلماتیک و اقتصادی پایدار بسازد یا آنکه این فرصت بهتدریج از دست خواهد رفت؟
تنگه هرمز برای ایران یک اهرم فشار است اما هیچ اهرمی تا ابد ارزش خود را حفظ نمیکند. اگر مسیرهای جایگزین بهویژه با هدف دور زدن تنگه توسعه پیدا کنند، بخشی از اهمیت راهبردی هرمز کاهش خواهد یافت. توافق احتمالی بر سر مسیرهای شمالی و جنوبی نیز اگر به شکلی تنظیم شود که بخش قابلتوجهی از کشتیها عملاً مسیرهای جنوبی را انتخاب کنند، میتواند موقعیت ایران را تضعیف کند. بنابراین مذاکره درباره هرمز نباید صرفاً به مسئله عبور و مرور کشتیها تقلیل یابد؛ این موضوع باید در چارچوب یک معامله بزرگتر و متوازنتر دیده شود. ایران اکنون میتواند از هرمز برای دستیابی به مجموعهای از امتیازات مشخص استفاده کند: لغو محاصره دریایی، تضمین توقف تهدید نظامی، فعال شدن مسیرهای بانکی، آزادسازی داراییهای ایران و پیشبرد سریعتر ترتیبات امنیتی در لبنان. لازم نیست، تهران در این مرحله همه تحریمهای جهان را یکجا مطالبه کند؛ بسیاری از تحریمها اساساً در اختیار واشنگتن نیستند. اما رفع تحریمهای آمریکایی، کاهش فشار اقتصادی و باز شدن مسیرهای مالی میتواند یک نقطه شروع واقعبینانه برای توافق باشد.
مسئله مهمتر، اقتصاد ایران است. ادامه محدودیتهای دریایی در شرایطی که کشور با مشکلات اقتصادی و کمبودهایی از جمله در حوزه سوخت مواجه است، میتواند هزینههای سنگینی بر جامعه تحمیل کند. اگر فشار دریایی با محدودیتهای احتمالی در مسیرهای زمینی به سمت چین و آسیای مرکزی همراه شود، مسئله از یک بحران اقتصادی به یک تهدید جدی برای امنیت ملی تبدیل خواهد شد. سیاست خارجی نمیتواند نسبت به چنین هزینههایی بیاعتنا باشد.
ایران پس از جنگ، اعلام پیروزی کرده و همین مسئله سطح انتظارات سیاسی را بالا برده است. اما پیروزی در میدان نباید بهمعنای از دست دادن فرصت در میز مذاکره باشد. دیپلماسی دقیقاً برای تبدیل دستاوردهای میدان به امتیازات پایدار اقتصادی و سیاسی بهکار میآید. اگر پنجرههای دیپلماتیک هنوز باز است، استفاده نکردن از آنها میتواند در آینده، هزینهای بسیار بیشتر از امتیازاتی داشته باشد که امروز برای رسیدن به توافق لازم است.
هرمز امروز یک اهرم است؛ اما اهرم زمانی ارزشمند است که پیش از فرسوده شدن به نتیجه تبدیل شود. اگر ایران نتواند از این فرصت برای تأمین منافع اقتصادی و امنیتی خود استفاده کند ممکن است، کشورهای منطقه در سالهای آینده مسیرهای جایگزین را چنان توسعه دهند که اهمیت هرمز کاهش یابد.
مسئله امروز، عقبنشینی نیست؛ مسئله اصلی تبدیل تهدید به فرصت و دستاورد است. سیاست خارجی موفق آن نیست که صرفاً اهرم فشار در اختیار داشته باشد بلکه سیاستی است که بداند چه زمانی و در برابر چه امتیازی باید از آن استفاده کند. هرمز نباید به یک برگ سوخته تبدیل شود؛ باید به توافقی تبدیل شود که امنیت، اقتصاد و جایگاه منطقهای ایران را همزمان تقویت کند.

