نمایش سرمایه اجتماعی و اقتدار ملی
به قلم؛ سیدجلال ساداتیان؛ دیپلمات پیشین

تشییع پیکر رهبر شهید انقلاب را نمیتوان صرفاً یک مراسم سوگواری یا آئین بدرقه یک شخصیت سیاسی دانست. این رویداد در شرایطی برگزار شد که کشور از جنگی سنگین و دورهای پرتنش عبور کرده و همچنان با پیامدهای امنیتی، سیاسی و دیپلماتیک آن مواجه است. از همینرو حضور گسترده مردم در این مراسم، علاوه بر جنبههای عاطفی و مذهبی، حامل پیامهایی روشن برای بازیگران داخلی، منطقهای و بینالمللی بود. تجاوز مشترک آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران صرفاً حمله به مراکز نظامی یا تأسیسات دولتی نبود؛ بلکه بر پایه محاسبهای شکل گرفت که تصور میکرد با حذف فرماندهان ارشد و رهبر انقلاب، ساختار سیاسی کشور دچار فروپاشی خواهد شد و نارضایتیهای اجتماعی بهسرعت به بحران مشروعیت و تغییر حاکمیت منجر میشود. تجربه جنگ و تحولات پس از آن اما روایت دیگری را رقم زد. نیروهای مسلح در مدت کوتاهی خود را بازسازی کردند، فرماندهان جایگزین شدند، مدیریت کشور تداوم یافت و خدمات عمومی بدون اختلال گسترده ادامه پیدا کرد. این روند نشان داد که ساختار حکمرانی ایران از ظرفیت بازیابی و استمرار برخوردار است و اراده متجاوزان نتوانست بر معادلات داخلی کشور تحمیل شود. در چنین فضایی، حضور میلیونی مردم در مراسم تشییع، مهمترین پاسخ به همان محاسبه نادرست بود. این حضور، روایت آمریکا و اسرائیل مبنی بر گسست میان مردم و حاکمیت را با چالش جدی مواجه کرد. بیتردید وجود انتقادها نسبت به برخی شیوههای مدیریت کشور، واقعیتی انکارناپذیر است اما تجربه این مراسم نشان داد که در بزنگاههای مرتبط با امنیت، تمامیت ارضی و استقلال کشور، بخش بزرگی از جامعه میان نقد عملکردها و حمایت از اصل حاکمیت تفاوت قائل است. همین تمایز، سرمایهای راهبردی برای ایران در مواجهه با تهدیدهای خارجی بهشمار میرود. این سرمایه اجتماعی تنها در عرصه داخلی معنا پیدا نمیکند. در شرایطی که مذاکرات و تحولات دیپلماتیک پیشرو اهمیت ویژهای یافته است، نمایش انسجام ملی میتواند، پشتوانهای برای دستگاه سیاست خارجی باشد. کشوری که از حمایت مردمی در مقاطع حساس برخوردار است با قدرت بیشتری در مذاکرات حاضر میشود و طرف مقابل نیز ناگزیر است محاسبات خود را براساس واقعیتهای میدانی تنظیم کند، نه بر مبنای برداشتهای نادرست یا تحلیلهای آرزومندانه.از سوی دیگر این مراسم حامل پیام مهمی برای کشورهای منطقه نیز بود. ایران بارها بر توسعه همکاریهای امنیتی، سیاسی، اقتصادی و فرهنگی با همسایگان تأکید کرده است. حضور گسترده مردم نشان داد که طرح چنین همکاریهایی از موضع ضعف یا انفعال نیست بلکه بر پشتوانهای از ثبات داخلی و انسجام ملی استوار است. این واقعیت میتواند، زمینهساز شکلگیری مناسباتی واقعبینانهتر میان ایران و کشورهای منطقه باشد. در کنار این ابعاد سیاسی و امنیتی، جایگاه شخصیتی رهبر شهید انقلاب نیز در تحلیل این رویداد اهمیت ویژهای دارد. ایشان تنها رهبر یک کشور نبود بلکه در جایگاه مرجع دینی و شخصیتی اثرگذار در جهان اسلام شناخته میشد. استقبال و حضور شخصیتهای دینی در عراق، نفوذ فکری ایشان در میان شیعیان منطقه، جایگاه ویژه در پاکستان و کشمیر و سابقه مبارزه، زندان و تبعید همگی نشان میدهد که دامنه تأثیرگذاری ایشان فراتر از مرزهای ایران بود. تأکید بر مبارزه با استکبار، دفاع از ملتهای مظلوم و اهتمام به تقویت توان دفاعی کشور، میراثی است که همچنان در معادلات منطقهای و داخلی ایران نقشآفرین خواهد بود. در نهایت تشییع پیکر رهبر شهید انقلاب را باید بیش از آنکه پایان یک دوره تلقی کرد، نمادی از استمرار یک مسیر دانست؛ مسیری که بر حفظ انسجام ملی، تقویت اقتدار دفاعی، تداوم مشروعیت سیاسی و اتکا به سرمایه اجتماعی استوار است. پیام اصلی این مراسم آن بود که ایران، با وجود همه فشارها و تهدیدها، همچنان از ظرفیت همبستگی ملی برای عبور از بحرانها برخوردار است؛ ظرفیتی که میتواند، مهمترین پشتوانه کشور در مواجهه با چالشهای آینده باشد.
