سیاهنماییها علیه دولت و مذاکرات در صداوسیما و تریبونها توسط تندروها افزایش یافت
![]()
![]()

از سانسور بخشهایی از پیام اخیر رهبر انقلاب تا تریبون دادن به چهرههایی که مذاکره را «حرام» میدانند و تیم دیپلماسی را هدف حملات خود قرار میدهند، عملکرد صداوسیما در هفتههای اخیر بیش از گذشته در معرض انتقاد قرار گرفته است. روز گذشته نیز رئیسجمهور برای چندمین بار به عملکرد رسانه ملی اعتراض کرد و هشدار داد که صداوسیما حق ندارد با روایتهای یکجانبه و سیاهنمایی، علیه دولت عمل کند. این انتقاد که همزمان با جنجالهای مربوط به برنامه «خیابان انقلاب» و ماجرای حذف بخشهایی از پیام رهبر انقلاب مطرح شد، دوباره توجهها را به نقش و کارکرد رسانه ملی در قبال دولت، مذاکرات و مسئله وحدت ملی جلب کرد. صداوسیما از یک سو به سانسور برخی واقعیتهای کشور متهم است و از سوی دیگر با در اختیار قرار دادن تریبون به جریانهای مخالف مذاکره در برابر سیاستهای رسمی کشور و تیم دیپلماسی قرار گرفته است.
رئیسجمهور که در هفتههای اخیر بارها نسبت به نحوه پوشش اخبار و تحلیلهای سیاسی در رسانه ملی انتقاد کرده این بار نیز با اشاره به شرایط حساس کشور و محدودیتهایی که دولت به دلیل ملاحظات امنیتی و منافع ملی در بیان برخی واقعیتها با آن مواجه است، تأکید کرد هیچ رسانهای، بهویژه رسانهای که از بودجه عمومی استفاده میکند، حق ندارد با روایتهای یکجانبه و غیرمستند موجب تشویش افکار عمومی و سیاهنمایی عملکرد دولت شود.
اظهارات مسعود پزشکیان درحالی مطرح میشود که کشور همچنان با پیامدهای فشارهای اقتصادی، تحریمها، تنشهای منطقهای و مذاکرات حساس دیپلماتیک روبهرو است. از نگاه رئیسجمهور در چنین شرایطی انتظار میرود همه نهادها، بهویژه رسانه ملی، در جهت تقویت اعتماد عمومی، حفظ آرامش جامعه و حمایت از تصمیمات کلان کشور حرکت کنند. با این حال به نظر میرسد، فاصله میان این انتظار و آنچه در عمل از عملکرد صداوسیما مشاهده میشود روزبهروز در حال افزایش است.
هشدارهای بیپاسخ رئیسجمهور به رسانه ملی
پزشکیان پیشتر هم در دیدار با مدیران این سازمان با اشاره به برخی تحلیلها و مواضع مطرح شده در برنامههای رسانه ملی هشدار داده بود که هر سخن و تحلیلی که موجب شکاف و دوقطبیسازی در جامعه شود عملاً آب در آسیاب دشمن ریختن است.
رئیسجمهور در آن دیدار تصریح کرده بود که هیچ تصمیمی در جمهوری اسلامی خارج از چارچوب شورای عالی امنیت ملی و بدون اذن رهبری اتخاذ نمیشود. او همچنین نسبت به بازنشر گزینشی برخی بیانات درباره مذاکره انتقاد کرد و گفت در مواردی تلاش شده چنین القا شود که نظام بهطور مطلق مخالف مذاکره است درحالی که چارچوب سیاست خارجی کشور همواره بر مبنای حفظ عزت، حکمت و مصلحت تعریف شده است.
پزشکیان در نشست با مدیران وزارت علوم هم از «نیاز به بازنگری جدی در رسانه ملی» گفت و هشدار داد که برخی روایتها و تحلیلهای ارائه شده در این رسانه میتواند، تصویری غیرواقعی از شرایط کشور به جامعه منتقل کند. اهمیت این انتقادات زمانی بیشتر میشود که به سابقه برخورد صداوسیما با سخنان و مواضع رئیسجمهور توجه کنیم؛ از قطع پخش زنده برخی اظهارات او گرفته تا حذف یا کمرنگ شدن بخشهایی از مواضع دولت در بخشهای خبری همگی نشانههایی از برخورد سیاسی و جناحی رسانه ملی هستند.
با این حال دامنه انتقادات از صداوسیما در هفتههای اخیر تنها به نحوه پوشش اخبار دولت محدود نبوده است. یکی از مهمترین حاشیههای اخیر، حذف بخشهایی از پیام رهبر انقلاب در جریان پخش تلویزیونی بود. هرچند صداوسیما این اتفاق را «اشتباهی سهوی» دانست و بابت آن عذرخواهی کرد اما منتقدان معتقدند، بخش حذف شده اتفاقاً از مهمترین فرازهای این پیام بوده است؛ بخشی که در آن نسبت به ایجاد بدبینی، اختلاف، یأس و سرخوردگی در جامعه هشدار داده شده و تأکید شده بود هر اقدامی که موجب بدبینی مردم شود، در عمل کمک به دشمن محسوب میشود. همین موضوع باعث شده برخی تحلیلگران میان انتقادات اخیر رئیسجمهور و ماجرای حذف بخشهایی از پیام رهبری ارتباط برقرار کنند؛ بهویژه آنکه پزشکیان پیشتر نیز نسبت به تحریف یا بازنمایی ناقص برخی مواضع مرتبط با مذاکره و سیاست خارجی هشدار داده بود.
«خیابان انقلاب»؛ تریبونی علیه دیپلماسی
یکی از مهمترین مصادیق انتقادها به عملکرد اخیر صداوسیما، ماجرای برنامه «خیابان انقلاب» است؛ برنامهای گفتوگومحور که در تجمعات شبانه تهران برگزار میشود و با حمایت سازمان فرهنگی و هنری شهرداری تهران و بازتاب رسانهای گسترده در صداوسیما به تریبونی برای حمله به مذاکرات و تیم مذاکرهکننده تبدیل شده است.
در این برنامه، چهرههایی از جریان موسوم به سوپرانقلابی بارها مواضعی را مطرح کردند که تصمیمات رسمی کشور در حوزه سیاست خارجی را زیر سوال میبرد. از جمله غلامرضا قاسمیان، چهرهای که پیشتر اظهارات جنجالیاش در موسم حج علیه عربستان منجر به بازداشتش در این کشور شد همچنین در گفتوگویی خواهان اعدام روحانی و ظریف به دلیل برجام شده بود، جمعه ۱۵ خرداد ۱۴۰۵ در سخنرانیاش در برنامه «خیابان انقلاب» گفت: «هرکس که مذاکره میکند، مطمئناً بیباور به سنن الهی است» و حتی فراتر رفت و گفت «مذاکره حرام است». او سپس با طرح ادعاهایی جنجالی درباره روند تصمیمگیری در کشور مدعی شد، برخی تصور میکنند همه چیز تحت کنترل است درحالی که «امور زیادی در کشور از دست رهبری خارج شده است؛ از جمله انجام مذاکره». اظهاراتی که واکنشهای زیادی را به دنبال داشت و به حواشی پیرامون این برنامه دامن زد.
در کنار او، شیخ اسماعیل رمضانی نیز در یکی از برنامههای «خیابان انقلاب» با انتقاد تند از روند مذاکرات، گفت: «میگویند این بار دست برتر را داریم؛ خب دست برتر یعنی چه؟ ۹۰ روز کاسبی کشور را تعطیل کردهاند، رهبرت را شهید کردهاند، فرماندهها را شهید کردهاند، محاصره دریایی کردهاند و هر شب آتشبس را نقض میکنند؛ دیگر چه باید بکنند تا بگویید شرایط به نفع ما نیست؟»
حاشیههای ناتمام
طرح چنین مواضعی در شرایطی صورت میگیرد که مذاکرات و تصمیمات دیپلماتیک کشور در چارچوب مصوبات شورای عالی امنیت ملی و با هماهنگی ارکان عالی نظام دنبال میشود. از اینرو منتقدان معتقدند، تبدیل شدن یک برنامه رسانهای به تریبونی برای حمله به این تصمیمات عملاً به تشویش افکار عمومی و ایجاد چندصدایی در سیاست خارجی کشور دامن میزند؛ آن هم در شرایطی که رهبر انقلاب و دیگر مسئولان ارشد نظام همواره بر حفظ انسجام ملی و حمایت از تیم مذاکرهکننده تأکید کردهاند.
حاشیههای «خیابان انقلاب» اما تنها به سخنرانان آن محدود نشد. محسن مقصودی، مجری برنامه «ثریا» و از چهرههای نزدیک به برگزارکنندگان این برنامه، در نامهای سرگشاده از مهدی محمدی، مشاور محمدباقر قالیباف و از چهرههای نزدیک به تیم مذاکرهکننده، دعوت کرد تا در جمع مردم حاضر شود و به انتقادها و ابهامهای مطرح شده درباره مذاکرات پاسخ دهد. محمدی اما این دعوت را نپذیرفت و در واکنش از محتوای برنامه انتقاد کرد. او تأکید کرد تنها چند ساعت پس از پیام رهبر انقلاب درباره ضرورت حفظ انسجام ملی و پرهیز از تفرقه در همین برنامه، شعارهایی مانند «مذاکره خیانت به خون امام شهید است» مطرح شده و برخی سخنرانان عملاً درحال تضعیف اعتماد عمومی نسبت به تصمیمات کشور هستند.
با افزایش انتقادها، محل برگزاری «خیابان انقلاب» چندین بار تغییر کرد و در نهایت هم برگزاری و هم پخش تلویزیونی آن لغو شد. محمدی نیز پس از انتشار خبر لغو برنامه تأکید کرد نه در لغو آن نقشی داشته و نه اساساً اختیاری برای چنین اقدامی دارد. با این حال، او هشدار داد کسانی که «بذر تفرقه» میپاشند باید نسبت به پیامدهای اقدامات خود پاسخگو باشند. او شب بعد از این ماجرا نیز شخصاً در میدان ولیعصر حاضر شد و در استوری اینستاگرام خود نوشت: «در میدان ولیعصر نشستهام و بابت این حجم از بیاطلاعی، بیانصافی و بیتقوایی که مردم مؤمن ناچارند بنشینند و آنها را اجباراً گوش کنند، غصه میخورم». محمدی همچنین با انتقاد از محتوای برنامه نوشت: «دقت کردم ببینم حرف حسابی مطرح میشود یا نه؛ خبری نبود. بعد گفتم شاید دستکم منصف باشند؛ نبودند. نمیدانم چه کسانی درباره برگزاری این برنامهها در میادین تصمیم میگیرند. آیا نمیبینند که دشمن در کمین است تا انسجام شکلگرفته را بر هم بزند؟ آیا پیام امروز رهبری درباره برنامه دشمن را ندیدند؟ اگر به مصالح کشور و فرامین رهبری توجهی ندارند، امیدوارم دستکم از خدا بترسند».
رسانه ملی و چالش بیطرفی
یکی از مهمترین انتقادهایی که در سالهای گذشته به صداوسیما وارد شده، غلبه نگاه سیاسی و جناحی بر اصول حرفهای رسانهای به ویژه در ارتباط با دولت است. آنچه مشخص است اینکه رسانه ملی به جای بازتاب متوازن دیدگاههای مختلف در بسیاری از موضوعات به تریبون جریان خاصی تبدیل شده و همین مسئله بر میزان اعتماد عمومی به آن تأثیر گذاشته است. این انتقادات البته به دولت فعلی محدود نمیشود. در دولتهای گذشته بهویژه در دولتهای اصلاحطلب و میانهرو نیز رؤسای جمهور و اعضای کابینه بارها نسبت به نحوه پوشش اخبار، انتخاب کارشناسان و جهتگیری برخی برنامهها اعتراض کردهاند. با این حال به نظر میرسد در سالهای اخیر این شکاف بیش از گذشته نمایان شده است.
موضوع مذاکرات هم یکی دیگر از نمونههای این اختلاف است. بخشی از برنامههای صداوسیما به جای بازتاب سیاستهای رسمی کشور به محلی برای طرح دیدگاههای جریانهایی تبدیل شده که اساساً با هرگونه مذاکره یا کاهش تنش در روابط خارجی مخالف هستند. نتیجه چنین رویکردی نیز شکلگیری تصویری دوگانه و گاه متناقض از سیاست خارجی کشور است که میتواند هم در داخل و هم در عرصه بینالمللی پیامدهایی به همراه داشته باشد. همزمان با افزایش انتقادها به عملکرد برخی برنامهها و چهرههای رسانهای این پرسش نیز مطرح است که چرا در برابر اقداماتی که از نگاه منتقدان به تشویش افکار عمومی، تضعیف انسجام ملی یا زیر سؤال بردن تصمیمات رسمی کشور منجر میشود، واکنش جدی و مؤثری دیده نمیشود؟ منتقدان تأکید دارند اگر حفظ وحدت ملی و جلوگیری از دوقطبیسازی یک ضرورت ملی است این اصل باید درباره همه جریانها و همه تریبونها بهطور یکسان اجرا شود. در مقابل، گروهی دیگر معتقدند، راهحل این مسئله الزاماً در برخوردهای امنیتی یا قضایی خلاصه نمیشود و اصلاح سازوکارهای نظارتی و حرفهای در رسانه ملی میتواند اثربخشتر باشد.
بازگشت به منافع ملی؛ مطالبه مشترک از صداوسیما
مسئله صداوسیما فراتر از یک اختلاف مقطعی میان دولت و یک رسانه است و به چالشی بنیادیتر درباره مفهوم «رسانه ملی» برمیگردد؛ رسانهای که از بودجه عمومی استفاده میکند و انتظار میرود، نماینده همه مردم و همه دیدگاههای موجود در چارچوب نظام باشد نه سخنگوی یک جریان سیاسی خاص. در چنین شرایطی به باور تحلیلگران رسانه، نخستین گام برای کاهش انتقادها و افزایش اعتماد عمومی، شفافیت بیشتر در عملکرد رسانه ملی است. افکار عمومی حق دارد بداند که معیار انتخاب کارشناسان، نحوه تعیین موضوعات و چارچوب پوشش اخبار بر چه اساسی است و چه سازوکارهایی برای جلوگیری از جانبداری سیاسی وجود دارد. گام بعدی، تقویت نهادهای نظارتی حرفهای و مستقل است؛ نهادهایی که بتوانند عملکرد رسانه ملی را بر پایه معیارهای تخصصی و رسانهای ارزیابی کنند نه ملاحظات سیاسی و جناحی. همچنین افزایش تنوع دیدگاهها در برنامههای مختلف میتواند به تقویت جایگاه صداوسیما به عنوان رسانهای فراگیر کمک کند؛ بهویژه در موضوعات حساسی مانند سیاست خارجی، مذاکرات و مسائل راهبردی کشور. در نهایت، آنچه بیش از هر چیز اهمیت دارد، توجه به منافع ملی است. در شرایطی که کشور با چالشهای متعدد اقتصادی و سیاسی روبهروست، انتظار میرود هر رسانهای که از امکانات عمومی بهره میبرد، در جهت تقویت انسجام اجتماعی، افزایش اعتماد عمومی و حمایت از تصمیمات قانونی کشور حرکت کند.

