ژنرالی که خواب نتانیاهو را آشفته کرد

در آستانه یکی از حساسترین انتخابات پارلمانی اسرائیل معادلات سیاسی این رژیم با ظهور چهرهای تغییر کرده که تا همین چندی پیش در مرکز رقابتهای حزبی قرار نداشت. گادی آیزنکوت، رئیس پیشین ستاد کل ارتش اسرائیل، اکنون به یکی از جدیترین رقبای بنیامین نتانیاهو تبدیل شده؛ ژنرالی آرام و کمحرف که برخلاف نخستوزیر اسرائیل نه با سخنرانیهای پرشور و حضور رسانهای پررنگ بلکه با تصویر یک فرمانده نظامی و چهرهای خارج از ساختار سنتی قدرت، توانسته توجه بخش مهمی از جامعه اسرائیل را جلب کند. اهمیت این تحول، زمانی بیشتر میشود که نتایج تازهترین نظرسنجیها نشان میدهد، آیزنکوت نهتنها در محبوبیت شخصی از نتانیاهو عبور کرده بلکه حزب تازهتأسیس او «یاشار» نیز در برخی برآوردها از لیکود پیش افتاده است؛ رخدادی که میتواند، رقابت انتخاباتی پیشرو را به یکی از جدیترین آزمونهای سیاسی نتانیاهو در سالهای اخیر تبدیل کند.
عبور از نتانیاهو
براساس نظرسنجی منتشر شده از سوی روزنامه عبریزبان «معاریو» در پاسخ به این پرسش که چه کسی برای نخستوزیری ترجیح داده میشود، آیزنکوت با فاصله قابلتوجهی از نتانیاهو جلو افتاده است. در این نظرسنجی ۴۹درصد از اسرائیلیها، آیزنکوت را برای نخستوزیری ترجیح دادهاند، درحالی که نتانیاهو ۳۸ درصد آرا را به دست آورده و ۱۳ درصد نیز هنوز تصمیم مشخصی ندارند. انتخابات سراسری اسرائیل قرار است ۲۷ اکتبر برگزار شود و نتایج این نظرسنجی نشان میدهد، رقابت از سطح محبوبیت فردی عبور کرده و به تهدیدی مستقیم برای جایگاه سیاسی نتانیاهو تبدیل شده است. در سطح حزبی نیز «یاشار» با کسب ۲۳ کرسی در صدر قرار گرفته و لیکود با ۲۱ کرسی در جایگاه دوم ایستاده است.
ژنرالی با گذشته جنگی
اما صعود آیزنکوت را نمیتوان صرفاً نتیجه نارضایتی از نتانیاهو دانست. شخصیت و سابقه نظامی او، بخش مهمی از سرمایه سیاسی جدیدش را تشکیل میدهد. آیزنکوت ۶۶ ساله در طبریه متولد شد و از خانوادهای یهودی با ریشه مراکشی است. او در ۱۸ سالگی وارد ارتش شد و تقریباً تمام زندگی حرفهای خود را در ساختار نظامی اسرائیل گذراند. فرماندهی تیپ گولانی، فرماندهی جبهه شمال، معاونت رئیس ستاد و سرانجام ریاست ستاد کل ارتش، مهمترین مراحل کارنامه نظامی او بودند. او در سال ۲۰۱۵ بهعنوان بیستویکمین رئیس ستاد ارتش اسرائیل منصوب شد و تا سال ۲۰۱۹ در این سمت باقی ماند؛ دورهای که سیاست امنیتی اسرائیل بیش از هر زمان دیگری بر مقابله با نفوذ ایران در سوریه متمرکز بود.
«میانهرو» اما نه صلحطلب
تصویری که از آیزنکوت بهعنوان یک سیاستمدار میانهرو ساخته شده نباید با یک چهره صلحطلب یا چپگرا اشتباه گرفته شود. کارنامه نظامی او نشان میدهد که نگاهش به امنیت منطقه بر بازدارندگی، اقدام پیشگیرانه و تحمیل هزینه سنگین به دشمن استوار است. در دوران ریاست ستاد، او از معماران اصلی سیاست اسرائیل برای جلوگیری از تثبیت حضور ایران در سوریه بود. رویکردی که بعدها به «دکترین آیزنکوت» شهرت یافت بر این اصل استوار بود که اسرائیل نباید منتظر تبدیل شدن تهدیدها به خطر مستقیم بماند؛ بلکه باید پیش از رسیدن آنها به مرزهای اسرائیل اقدام کند. همین سابقه باعث شده که ظهور سیاسی او الزاماً به معنای تغییر بنیادین سیاست امنیتی اسرائیل نباشد؛ بلکه شاید نشاندهنده تلاش بخشی از جامعه اسرائیل برای جایگزین کردن یک سبک رهبری متفاوت با الگوی نتانیاهو باشد.
قدرت «ضدکاریزما»
در واقع یکی از مهمترین ویژگیهای آیزنکوت، چیزی است که میتوان آن را «ضدکاریزما» نامید. نتانیاهو سیاستمداری است که دههها با سخنرانیهای حساب شده، حضور رسانهای گسترده و توانایی بالای ارتباط مستقیم با افکار عمومی شناخته شده است. آیزنکوت اما دقیقاً در نقطه مقابل قرار دارد: کمحرف، آرام، محتاط و عمدتاً متکی بر اعتبار نظامی. برای بخشی از جامعه اسرائیل که از سالها بحران سیاسی، جنگ و رقابتهای فرسایشی خسته شدهاند همین تفاوت میتواند مزیت باشد. آیزنکوت تلاش میکند، خود را نه بهعنوان سیاستمداری تشنه قدرت بلکه بهعنوان فرماندهای معرفی کند که تجربه جنگ، مسئولیت و هزینه تصمیمهای امنیتی را از نزدیک لمس کرده است. این تصویر با یک تراژدی شخصی نیز تقویت شده است. پسر ۲۵ ساله او، گال، و دو خواهرزادهاش در جریان جنگ غزه کشته شدند؛ موضوعی که جایگاه او را نزد بخشی از افکار عمومی بهعنوان پدری داغدار و فردی که هزینه جنگ را شخصاً پرداخته، تقویت کرده است.
شکاف با نتانیاهو
اختلاف آیزنکوت با نتانیاهو زمانی به اوج رسید که او از کابینه اضطراری جنگ استعفا داد. آیزنکوت، نخستوزیر را متهم کرد که دستاوردهای تاکتیکی در میدان جنگ را بر یک راهبرد منسجم و بلندمدت برای پایان دادن به جنگ ترجیح میدهد. پس از آن انتقادات او از دولت شدت گرفت. ناکامی در جلوگیری از حمله ۷ اکتبر و ضرورت بازنگری در سیاستهای امنیتی به محورهای اصلی فعالیت سیاسی او تبدیل شد. از سوی دیگر مطالبه آیزنکوت برای سربازی اجباری همه شهروندان، ازجمله حریدیها، مستقیماً یکی از حساسترین پایههای ائتلاف نتانیاهو را هدف قرار میدهد؛ چراکه احزاب مذهبی افراطی از مخالفان جدی گسترش خدمت نظامی به جامعه خود هستند.
حمله متقابل لیکود
با افزایش محبوبیت آیزنکوت، واکنش لیکود نیز تهاجمیتر شده است. حزب نتانیاهو ازجمله تبلیغاتی را با استفاده از هوش مصنوعی علیه رقیب جدید خود منتشر کرده که در آنها مواضع آیزنکوت درباره تعامل با جریانهای سیاسی عرب هدف حمله قرار گرفته است. این تبلیغات اما نتیجه معکوس نیز داشته و با انتقادهایی مواجه شده است؛ بهویژه آنجا که منتقدان، حزب حاکم را متهم کردند از سوگ و رنج شخصی آیزنکوت برای اهداف انتخاباتی بهرهبرداری کرده است.
مسیر سخت تا نخستوزیری
با این حال، جلو افتادن آیزنکوت در نظرسنجیها به معنای پیروزی قطعی او نیست. ساختار سیاسی اسرائیل همچنان یک معادله پیچیده ائتلافی است. هیچ حزبی به تنهایی به اکثریت نمیرسد و تشکیل دولت، نیازمند حمایت حداقل ۶۱ نماینده از مجموع ۱۲۰ کرسی کنست است. بنابراین حتی اگر یاشار در انتخابات اول شود، آیزنکوت باید ائتلافی متنوع و شکننده ایجاد کند؛ ائتلافی که ممکن است شامل احزابی با اختلافات جدی در موضوعات امنیتی، مذهبی و سیاست خارجی باشد. از سوی دیگر تحولات جنگ غزه، رابطه اسرائیل با آمریکا و وضعیت امنیتی منطقه میتواند در هفتههای باقیمانده، افکار عمومی اسرائیل را بار دیگر دگرگون کند.

