پاسخ محسن امیریوسفی، نایبرئیس خانه سینما به جنجال فیلمهای زیرزمینی
انتشار فیلم «بیداد» به کارگردانی سهیل بیرقی روی یوتیوب، بار دیگر نزاع بر سر ساخت و پخش فیلمهای بدون مجوز در ایران را شعلهور کرده است؛ نزاعی که میان انتقادگران سانسور و مسئولان و رسانههای حکومتی رقم خورده است. آنچه چند سال پیش، بیشتر به کارگردانان سرشناسی چون جعفر پناهی و محمد رسولاف محدود بود، امروز به فعالیتی گسترده تبدیل شده و آمار نشان میدهد که تعداد فیلمهای زیرزمینی ساختهشده در ایران رو به افزایش است. فیلمهایی که بدون دریافت مجوزهای رسمی از وزارت ارشاد، تولید میشوند و بیشتر از طریق جشنوارههای بینالمللی یا پلتفرمهای دیجیتال به تماشای مخاطبان درمیآیند. محسن امیریوسفی، نایبرئیس خانه سینما، در واکنشی تازه به انتقادهای رسانههایی که خواهان کنترل این سینما هستند، اظهار کرد: «سینمای زیرزمینی، قسمتی مهم از سینمای امروز ایران است که در پاسخ به سالها محدودیت و توقیف و سانسور لجامگسیخته در سینمای ایران بهوجود آمده». بهنظر میرسد این اتفاق که برخی آن را بحران میدانند، عمیقتر از یک ساختار قانونی است. در دهههای شصت و هفتاد، هنگامیکه دوربینها آنالوگ بودند، فیلمسازان مجبور بودند برای تهیه نگاتیوهای گرانقیمت به دولت مراجعه کنند. دولت نیز این منابع را تنها در اختیار فیلمسازانی قرار میداد که طرحهایشان خطوط قرمز و محدودیتهای مدنظر را کاملاً رعایت کرده باشند. اما انقلاب دیجیتالی این معادله را تغییر داد. امروزه دوربینها کوچک، سبک و ارزاناند. فیلمسازان دیگر نیازی به مجوز دولتی ندارند. نتیجه این شد که یک سینمای «پنهانی» که میتواند از چشم و قیچی سانسورگران دور باشد، شکل گرفت.
اختلافنظر درباره راهحل
امیر یوسفی، بهعنوان یک عضو بلندپایه خانه سینما و شاید نماینده غیررسمی فیلمسازان، با بخشهای دولتی کاملاً مواضع متفاوتی دارد. امیر یوسفی در پاسخ به برخی مسئولان که درخواست کنترل سختگیرانه این فیلمها را کردهاند، میگوید: «ماهیت سینمای زیرزمینی، اصولاً کنترلنشدنی و ضدنظارت است». او بهجای کنترل، راهحلی متفاوت پیشنهاد میکند: «حذف پروانه ساخت! موضوعی که بسیاری از فیلمسازان را همواره آزرده است». امیر یوسفی معتقد است که خانه سینما در سالهای اخیر، برای برچیدن شورای پروانه ساخت تلاش کرده تا گامی برای تسهیل فرآیند ساخت برداشته باشد. هرچند تا امروز موفقیتی کسب نشده و با توجه به ساختار فرهنگی امروز، بعید بهنظر میرسد آن اتفاق ایدهآل فیلمسازان رخ بدهد. امیر یوسفی همچنین نوشته است «اگر هر نقدی هم به آن داشته باشیم، ابتدا باید درک کنیم» و بهنوعی مخالفان را دعوت میکند بهجای حذف و برخورد قهری، سعی در شناخت این پدیده رو به گسترش داشته باشند. او در این متن مینویسد که ایران در بحران معیشتی است و «امکانات عمومی و مجوزهای سینمایی بیشتر در اختیار گروهی خاص» است.
عطش جشنوارهها
فیلمهای زیرزمینی سینمای ایران، اغلب شامل موضوعاتی هستند که سینمای رسمی و تصمیمسازان فرهنگی معمولاً با اتهاماتی چون سیاهنمایی یا ضدملی بودن به آنها میتازد. موتیفهایی چون زندگی زنان، فقر، واقعیات تلخ و مشکلات اجتماعی و… در حالیکه حاکمیت و سینمای ایران عملاً به این فیلمها روی خوش نشان نداده و برخورد حذفی با آنها دارند، اما جشنوارههای بینالمللی علاقهمندی ویژهای به آنها نشان میدهند. البته نباید فراموش کرد که این علاقهمندی جشنوارههای معتبر بینالمللی، صرفاً برای کیفیت فنی این فیلمها نیست، بلکه بهخاطر زاویه دید متفاوتی است که نسبت به سینمای رسمی ارائه میدهند. این موضوع باعث شده تمایل فیلمسازان برای ساخت فیلمهای زیرزمینی بیشتر شود، چراکه شاید اکران رسمی در ایران را از دست بدهند اما در عوض، اکران بینالمللی و نمایش در جشنوارههای معتبر را دارند. آنها مخاطبان داخلی را هم دارند؛ چراکه فیلمهایشان در فضای اینترنتی در اختیار علاقهمندان ایرانی قرار میگیرد.
دوقطبی سینمایی
سینمای ایران در شرایط دوقطبی دشواری قرار گرفته است و باید دید آیا میتواند این چالش را حل کند. هرچند واقعیت این است که در حالحاضر هیچ دورنمای امیدبخشی در این رابطه دیده نمیشود. نکته اینجاست که در حالحاضر بزرگترین مشکل سینمای رسمی ایران، مواجهه با واقعیات اجتماعی است. این موضوعی است که طی دهههای اخیر، همواره وجود داشته اما واقعیت این است که تغییرات اجتماعی گسترده با سرعت بسیار زیادی، طی سالهای اخیر رخ دادهاند اما سینمایی که شاید در دهه شصت فاصله کمی با تصویر واقعی جامعه داشت، روز بهروز از این موضوع فاصله بگیرد، بهطوریکه امروز فیلمهایی که با مجوز، ساخته میشوند اغلب نمیتوانند تصویری واقعی و قابلباور را از اجتماع ایران بسازند. در آنسو، سینمای زیرزمینی است که شاید فیلمنامه و کارگردانی و تولید قدرتمندی نداشته باشد، اما دستکم تصویری که ارائه میدهد بهمراتب شباهت زیادی به زندگی جامعه ایران دارد. حالا این سوال پیش میآید که آیا تصمیمسازان و سینمای رسمی میتواند سینمای زیرزمینی ایران را که میتواند نشانههایی از یک جنبش سینمایی را داشته باشد، کنترل کند؟ یا به مسیری که خودش میخواهد ببرد؟ در حالحاضر، بهنظر میرسد دوربینهای دیجیتال و امکانات قابل دسترسی، علاقهمندی جشنوارههای بینالمللی و استقبال مخاطبان داخلی، باعث خواهد شد که شاهد تولید بیشتر فیلمهایی باشیم که امروز نامشان «فیلمهای زیرزمینی» است.

