رنگ‌زمینه

صفحه اصلی > جامعه : قهوه و کمی حال خوب

قهوه و کمی حال خوب

چرا زندگی شهری علاقه زیادی به پاتوق دارد؟

پیش از آنکه رفت‌وآمد جوانان در سنایی و ایرانشهر موضوع هشدار پلیس شود، سال‌ها برای کشاندن مردم به این محدوده کتاب‌فروشی باز شده، سالن نمایش ساخته شده و برنامه هنری برگزار شده بود. کافه‌های تازه به محله‌ای بی‌سابقه نیامدند. در همسایگی آنها، کریم‌خان مشتریان کتاب را جمع می‌کرد و خانه هنرمندان و تماشاخانه ایرانشهر، مخاطبانی داشتند که دیدارشان لزوماً با پایان نمایش یا بازدید از گالری تمام نمی‌شد. رونق اخیر کافه‌ها این رفت‌وآمد را گسترش داده است. اکنون کسانی هم به محله می‌آیند که قصد خرید کتاب یا تماشای تئاتر ندارند. همین تغییر، سنایی و ایرانشهر را به موضوع اختلاف تبدیل کرده است: خیابانی که جمعیت جذب می‌کند تا کجا می‌تواند، جایی برای وقت‌گذرانی مردم باشد؟
سرهنگ علی رفیعی، رئیس اداره نظارت بر اماکن پلیس تهران، از بساط‌گستری، خدمات‌رسانی کافه‌ها در پیاده‌رو و رفت‌وآمد جوانانی که هدف مشخصی ندارند، انتقاد کرده است. او موضوع طرح مشترک با شهرداری را مقابله با سد معبر دانسته؛ اما سابقه پلمب کافه‌ها و حذف برخی محل‌های نشستن این نگرانی را نیز ایجاد کرده که برخوردها به محدود کردن خود پاتوق منجر شود.

پیش از قهوه، کتاب و تئاتر بود
ریشه این رفت‌وآمدها به دهه ۱۳۶۰ و گسترش کتاب‌فروشی‌ها در کریم‌خان برمی‌گردد. نام‌هایی مانند چشمه، ثالث و گویا در سال‌های بعد این محدوده را برای چند نسل از کتاب‌خوان‌ها آشنا کردند. خرید کتاب بهانه‌ای برای آمدن بود اما تماشای ویترین‌ها و سر زدن به فروشگاه‌های دیگر می‌توانست، حضور در محله را طولانی‌تر کند. کافه‌ها در کنار چنین کسب‌وکارهایی به مشتری امکان می‌دادند، بخشی از وقت‌شان را همان حوالی بگذرانند. در جنوب کریم‌خان، تأسیس خانه هنرمندان در سال ۱۳۷۸ و افتتاح تماشاخانه ایرانشهر در تیر ۱۳۸۸ دلیل‌های تازه‌ای برای آمدن به محله فراهم کرد. بوستان، گالری و سالن نمایش در کنار یکدیگر قرار گرفتند؛ ترکیبی که امکان گذراندن چند ساعت در محدوده را فراهم می‌کرد. از این سابقه می‌توان فهمید چرا رونق کافه‌ها در این بخش از تهران زمینه داشت. کسی که برای یک برنامه فرهنگی می‌آمد، می‌توانست پیش یا پس از آن با دیگران ملاقات کند. کسب‌وکارهای اطراف نیز از همین حضور سود می‌بردند. به‌تدریج قرار گذاشتن در محله می‌توانست از برنامه‌ای که نخستین بار افراد را به آن کشانده بود، مستقل شود. البته سابقه فرهنگی ایرانشهر، تاریخ دقیق پاتوق ‌شدن سنایی را تعیین نمی‌کند. گزارش‌های اخیر، تغییر محسوس سنایی را به افزایش کافه‌ها در یک سال گذشته پیوند می‌دهند. آنچه می‌توان گفت این است که این رونق در مجاورت محدوده‌ای اتفاق افتاده که مردم از قبل برای کتاب، هنر و معاشرت به آن مراجعه می‌کردند.

مردم به‌جایی برمی‌گردند که دیگران هستند
تعداد کافه‌ها بخشی از توضیح است. برای شکل‌ گرفتن پاتوق بازگشت مشتری و عابر هم لازم است. یک‌بار برای قهوه، بار دیگر برای دیدن دوستی که آنجا می‌نشیند و دفعات بعد به این دلیل که احتمال دیدن چهره‌های آشنا وجود دارد. این تکرار به مکان معنایی می‌دهد که با طراحی دکور یا نصب تابلوی یک کافه به‌تنهایی ساخته نمی‌شود. تمرکز کسب‌وکارها نیز انتخاب را آسان‌تر می‌کند. پرشدن یک کافه لزوماً به پایان قرار منجر نمی‌شود؛ می‌توان سراغ واحد دیگری رفت یا بخشی از وقت را در خیابان گذراند. در چنین محله‌ای حتی عابری که خرید نمی‌کند از حضور دیگران سهم می‌برد. سنایی و ایرانشهر از این نظر فقط مجموعه‌ای از نشانی‌های تجاری نیستند. برای مشتری دائمی بخشی از جذابیت محله در آشنایی با فضا و آدم‌هاست. تعطیلی یک کافه ممکن است با مراجعه به کافه دیگری جبران شود اما جابه‌جا کردن این رابطه با محله همیشه به همان سادگی نیست.

تفریح با هزینه کم
کافه ‌رفتن برای همه ارزان نیست اما دیدار دوستان را می‌توان با سفارشی مختصر یا قدم‌ زدن در خیابان حفظ کرد. برای جوانانی که خانه کوچک یا فضای مستقلی برای میزبانی ندارند کافه و خیابان، امکان معاشرت فراهم می‌کنند. در روزگار فشار اقتصادی، محدود کردن این فضاها ممکن است به خانه ‌ماندن بیشتر بینجامد؛ زیرا همه توان جایگزین‌ کردن این تفریح را ندارند. اهمیت نیمکت و فضای عمومی نیز همین است: حضور در جمع نباید به خرید وابسته باشد. اگر جایی برای نشستن بیرون از کافه نماند، کسانی که توان پرداخت ندارند، سهم کمتری از زندگی اجتماعی شهر خواهند داشت؛ حتی برای یک دیدار ساده.
پاتوق چه مشکلی ایجاد می‌کند؟
یک محله پررفت‌وآمد می‌تواند برای ساکنان مزاحمت داشته باشد. سروصدا، انسداد ورودی ساختمان، زباله و اشغال پیاده‌رو مسائل واقعی‌اند. صاحب کافه حق ندارد با چیدن تجهیزات، عابران را به سواره‌رو براند. دفاع از پاتوق نیز بدون توجه به سالمندان، افراد دارای معلولیت و همسایه‌ها ناقص است. اما برای رسیدگی باید مشخص باشد کدام رفتار، در چه ساعت و کجا مزاحمت ایجاد کرده است. اگر مشکل میزهای کافه است موضوع با اصلاح محدوده خدمات ارتباط دارد؛ اگر مشکل عبور است، عرض مسیر و موانع آن باید بررسی شود. نارضایتی از یک تخلف مشخص، دلیل کافی برای نامطلوب‌ دانستن اصل جمع ‌شدن مردم نیست. پرسش از هدف عابر نیز کمکی به این تفکیک نمی‌کند. ممکن است کسی هیچ کاری جز گذراندن وقت با دوستانش نداشته باشد. چنین حضوری با مسدود کردن راه دیگران یکسان نیست. انتظام خیابان باید استفاده همزمان گروه‌های مختلف را ممکن کند. سنایی و ایرانشهر حاصل سال‌ها فعالیت فرهنگی، سرمایه‌گذاری کسب‌وکارها و انتخاب مکرر مردم‌اند. برای به‌دست‌ آوردن چنین مخاطبی در بخش‌های دیگری از شهر هزینه می‌شود. اینجا جمعیت آمده است؛ مسئله این است که برای حضورش چه تدارکی دیده‌اند. مردمی که برنامه عصرشان به دیدار، یک نوشیدنی و پیاده‌روی محدود شده نباید ناچار باشند برای اصل این تفریح نیز دلیل بیاورند.

برچسب ها :

sazandegi

پست های مرتبط

جامعه را به نقطه جوش نرسانید

چرا پیاده‌روی در خیابان باید به مسئله‌ای انتظامی تبدیل شود؟! به‌قلم؛ فرزانه…

۱۹ مهر ۱۴۰۵

همسریابی با کودکان

۲۴ سازمان مدنی خواستار حذف سایت «آدم و حوا» شدند گروه اجتماعی:…

۱۸ مهر ۱۴۰۵

ابهام ۱۱۰ هکتاری

ماجرای اختصاص زمین‌های چابهار به افغانستان چیست؟ یک روز پس از انتشار…

۱۷ مهر ۱۴۰۵

دیدگاهتان را بنویسید