چرا این تصمیم فراتر از یک تصمیم حقوقی است؟
بهقلم؛ عمادالدین باقی؛ جامعهشناس و پژوهشگر حقوق بشر

چند روز پیش، خبر لغو مجازات اعدام در لبنان منتشر شد و در رسانههای داخلی مورد توجه قرار گرفت. دفتر رئیس پارلمان لبنان اعلام کرد پارلمان، مجازات اعدام را لغو کرد. براساس این قانون، حبس ابد جایگزین همه احکام اعدامی میشود که پیش از این صادر شده بودند. فراکسیون حزبالله در پارلمان با این لایحه مخالف بود. البته اجرای احکام اعدام در لبنان از سال ۲۰۰۴ عملاً متوقف شده بود و دو دهه است که گرچه احکام اعدام برای دهها نفر صادر شده اما حکم اعدامی اجرا نمیشود و اکنون این رویه تبدیل به قانون شده است. در لبنان معمولاً برای قتلعمد و خیانت به کشور، حکم اعدام صادر میشد.
البته در شرایطی که ۱۴۵ کشور از ۱۹۵ کشور جهان، یعنی حدود سهچهارم کشورها، لغو مجازات اعدام را یا تبدیل به قانون کردهاند و یا در عمل این مجازات را اجرا نمیکنند، پیوستن لبنان به آنها، رخداد فوقالعادهای از نظر جهانی نیست اما در برخی از نوشتهها و تعدادی از رسانهها، از آن بهعنوان اولین لغو مجازات اعدام در خاورمیانه یاد کردهاند که سخن درستی نیست؛ زیرا پیشتر کشورهای دیگری مانند ترکیه و اسرائیل، مجازات اعدام را لغو کرده بودند. هرچند در اسرائیل اخیراً با وضع قانونی، مجازات اعدام برای فلسطینیها را برگرداندند. البته ترکیه، تنها کشور مسلمان نیست بلکه کشورهای اسلامی دیگری مانند مالزی و قزاقستان هم مجازات اعدام را لغو کردهاند و تونس سالهاست که اعدام را اجرا نمیکند. در مالزی، افزون بر اعدام، حبس ابد را هم لغو کردهاند. این اقدام در کشورهای یادشده مورد حمایت بسیاری از فقهای دینی در این کشورها نیز بوده است.
اینکه لبنان هم به کشورهای ملغیکننده مجازات اعدام پیوست از نظر حقوق بشری، خبر مهمی است اما در مورد خاص لبنان این خبر از جنبههای دیگری هم دارای اهمیت است و میتوان گفت، کارکردهایی بیش از الغای مجازات در کشورهای دیگر دارد. کسانی که از ستیزههای خونبار دهههای ۵۰ و ۶۰ شمسی در لبنان و جنگ داخلی میان مسلمانان و مسیحیان همچنین سنی و شیعه و در برههای هم جنگ داخلی میان خود شیعیان حزبالله و امل (که بعدها بهنوعی ائتلاف و هماهنگی رسیدند) اطلاع دارند احتمالاً این جنبه از رخداد حقوقی تازه در لبنان برایشان بیشتر قابلتوجه باشد. در کشوری که در پیشینه اخیرش برای حل مشکلات داخلی خود، متوسل به اسلحه، جنگ و کشتار شده، اعدام همواره میتواند ابزار خطرناکی برای تسویهحسابهای سیاسی باشد و نفس وجود نگرانی استفادههای ابزاری از مجازات اعدام، خود یک عامل برای دوام گارد گرفتنهای متقابل، تفکر حذفی و خشونت است. بهطور کلی، جوامعی که نظم سیاسی آنها بر گسلهای مذهبی و قومی قرار گرفته در معرض چنین خطراتی قرار دارند. لغو اعدام در این کشورها درست برعکس این تصور که حذف شدن ترس از اعدام موجب تشدید گسلها و ستیزهها میشود، اتفاقاً تجربه جوامع دیگر نشان داده که کنار گذاشتن ترس از حذف و کشتن، راه را برای تحمل، مدارا، گفتوگو و یافتن شیوههای بهتری برای همزیستی میگشاید. به همین دلیل ترکیه نهفقط برای جلب موافقت اتحادیه اروپا جهت عضویت بلکه از لغو اعدام و حتی تعلیق حبسهای سنگین سیاسی علیه کردها بهعنوان ابزاری برای کاهش تضادها، تقابلها و تنشها و شکل دادن فرآیند همزیستی و ادغام تجزیهطلبان در دولت-ملت بهره میگیرد.

