درباره امیر سرتیپ دکتر عطاءالله بازرگان، بنیانگذار جهاد خودکفایی نیروهای مسلح که هفته پیش درگذشت
به قلم؛ سیدمحمود علیزادهطباطبایی؛ عضو شورای مرکزی و معاون حقوقی دبیرکل حزب کارگزاران سازندگی ایران

در روزهای آغازین پیروزی انقلاب، یکی از مهمترین نگرانیهای نیروی هوایی ایران در کارگاهها و آشیانهها شکل گرفته بود؛ جایی که هواپیماهای پیشرفته آمریکایی، بهویژه اف۱۴ها در انتظار قطعه، آموزش و پشتیبانی فنیای بودند که با پیروزی انقلاب دیگر خبری از آن نبود.
امیر سرتیپ دکتر عطاالله بازرگان، از رهبران جنبش همافران در پایگاه شاهرخی همدان و از پیشگامان بیعت با امام خمینی(ره) در همان روزها، مسیر متفاوتی را انتخاب کرد. او معتقد بود اگر نیروی متخصص ایرانی به میدان بیاید، میتوان پیچیدهترین تجهیزات نظامی را نیز بدون تکیه بر سازنده خارجی اداره کرد. بازرگان، رهبری گروهی از متخصصان را برعهده گرفت که بعدها جهاد خودکفایی نیروی هوایی را شکل دادند و قرار بود در شرایطی بیسابقه، بار سنگین نگهداری و ارتقای تجهیزات پیشرفته را به دوش بکشند.
اف۱۴ها در آستانه زمینگیری
اوایل سال ۱۳۵۸ ستاد نیروی هوایی در گزارشی اعلام کرد که ادامه بهرهبرداری از اف۱۴ها بدون پشتیبانی لجستیکی و آموزشی آمریکا بیش از سه ماه ممکن نیست. گزارش از ستاد مشترک به وزارت دفاع رسید و مصطفی چمران، وزیر دفاع وقت، آن را در شورای انقلاب مطرح کرد. مسئله جدی بود؛ ایران تازه از یک انقلاب عبور کرده بود و حالا ناوگانی از پیشرفتهترین هواپیماهای جهان را در اختیار داشت که قطعات، آموزش و پشتیبانی آنها وابسته به آمریکا بود.
در شورای انقلاب تصمیم گرفته شد که دکتر ابراهیم یزدی، وزیر امور خارجه وقت، موضوع استرداد هواپیماهای اف۱۴ را با آمریکاییها مطرح کند. آمریکاییها اما از بازپسگیری هواپیماها امتناع کردند و پیشنهاد دیگری دادند: ایران میتواند این هواپیماها را به دولت کانادا واگذار کند و در مقابل تجهیزات و حتی تراکتور دریافت کند. دولت ایران که تصور میکرد در آینده با دشمنی مواجه نخواهد بود و از سوی دیگر ادامه نگهداری اف۱۴ها را بدون پشتیبانی آمریکا بسیار دشوار میدانست با جدیت بهدنبال فروش این هواپیماها بود.
در همین مقطع، جهاد خودکفایی نیروی هوایی به فرماندهی همافر بازرگان وارد میدان شد. بازرگان که در فضای پرالتهاب روزهای نخست انقلاب با خطر جدی برای جان خود، حتی احتمال اعدام، روبهرو بود، تصمیم گرفت برای حفظ توان نظامی کشور و جلوگیری از فروش اف۱۴ها وارد عمل شود. او در پاریس حضرت امام خمینی(ره) را ملاقات و طرح جهاد خودکفایی را ارائه کرد. امام نیز او را به حضرت آیتالله خامنهای ارجاع دادند. بازرگان به دیدار شورای انقلاب رفت و با توجه به آشنایی قبلی و با همراهی مقامات عالی نظام، آنان را قانع کرد که نیروهای متخصص داخلی توان اداره و نگهداری تجهیزات پیشرفته نظامی ازجمله هواپیماهای اف۱۴ را دارند و نباید این سرمایه عظیم نظامی کشور به فروش برسد.
با آغاز جنگ ایران و عراق همان هواپیماهایی که قرار بود پس از چند ماه از کار بیفتند به یکی از ارکان توان هوایی ایران تبدیل شدند. متخصصان داخلی تعمیر و بازسازی آنها را برعهده گرفتند، قطعات مورد نیاز را ساختند و بهتدریج بخشی از نیازهای فنی و پشتیبانی را در داخل تأمین کردند. اما این اقدامات تنها به تعمیر هواپیماها محدود نبود. جهاد خودکفایی بهتدریج به مجموعهای گسترده از پروژههای فنی، آفندی و پدافندی تبدیل شد؛ پروژههایی که هرکدام بخشی از وابستگی فنی کشور را هدف گرفته بودند.
طراحی و ساخت قطعات مورد نیاز هواپیماها، رادارها و موشکها، روزآمدسازی سامانههای هوایی و پدافندی، جایگزینی تجهیزات قدیمی با سامانههای جدید، تجهیز هواپیماها به انواع موشکها و تسلیحات، طراحی و ساخت موشکهای هوا بهزمین و سامانههای هدایت، افزایش برد عملیاتی هواپیماها و توسعه توان سوخترسانی هوایی، ارتقای تجهیزات جنگ الکترونیک، طراحی و ساخت شبیهسازهای پروازی و تعمیر و بازسازی صدها هزار قطعه و سامانه، بخشی از پروژههایی بود که جهاد خودکفایی دنبال کرد. دامنه این فعالیتها نیز به نیروی هوایی محدود نماند و از نصب موشک ماوریک روی قایقهای تندروی سپاه و اورهال هواپیمای P-3F نیروی دریایی تا تجهیز بالگردهای کبرا و H-3 ساخت ماشین مینروب، توسعه سامانه شباهنگ و پروژههای پدافندی و آفندی را نیز دربر گرفت. مجموعهای از طرحها که بهتدریج تجربه تعمیر و نگهداری را به توان طراحی، ساخت و ارتقای تجهیزات نظامی تبدیل کرد.
از تعمیر تا خودکفایی
آیتالله خامنهای نیز بعدها از روزهایی روایت کردند که فرماندهان نیروی هوایی درباره محدودیت شدید قطعات و زمان اندک باقیمانده برای ادامه پرواز برخی هواپیماها هشدار داده بودند؛ اما مسیر تعمیر و بازسازی ادامه یافت. همکاری با دانشگاهها و مراکز صنعتی و میدان دادن به متخصصان جوان نیز بهتدریج این حرکت را از یک راهحل اضطراری به یک تفکر پایدار در نیروهای مسلح تبدیل کرد.
اگر امروز، بعد از نزدیک نیمقرن از پیروزی انقلاب اسلامی، نیروی هوایی ایران همچنان میتواند از بخشی از تجهیزات پیشرفتهای که در دهههای پیش از انقلاب خریداری شده، استفاده و برای ارتقای آنها نیز اقدام کند، بخشی از آن نتیجه تلاشهای امثال سرتیپ دکتر عطاالله بازرگان و متخصصانی است که در آن روزهای سخت به جای تسلیم شدن در برابر تحریم و قطع پشتیبانی خارجی، راه خودکفایی را انتخاب کردند. هواپیماهایی که قرار بود بدون پشتیبانی آمریکا زمینگیر شوند، سالها در خدمت ماندند و حتی ارتقا پیدا کردند و از همین تجربه بود که ایدهای بزرگتر شکل گرفت: اینکه میتوان با تکیه بر دانش داخلی، بخشی از پیچیدهترین نیازهای دفاعی را در داخل کشور پاسخ داد.
امیر سرتیپ دکتر عطاالله بازرگان از پیشکسوتان شهادت و خون بود؛ مردی از نسلی که در روزهای انقلاب و جنگ، هم در میدان مبارزه حضور داشت و هم در میدان علم و تخصص. او در سال ۱۳۷۵ لقب پرچمدار خودکفایی ایران را از رهبر شهید گرفت و دارای نشان فجر و دانش بود. بازرگان سرانجام پس از تحمل دورهای از بیماری ناشی از جانبازی و ایثارگری به دوستان شهیدش پیوست؛ اما میراثش فقط در یک عنوان یا یک نشان خلاصه نمیشود. جهاد خودکفایی برای نسلی از متخصصان، تجربهای ماندگار از مدیریت، خلاقیت، سازماندهی و اعتماد به توان داخلی بود. شاید برای ادای دین به چنین نسلی همان جمله امام خمینی(ره) کافی باشد: «نگذارید پیشکسوتان شهادت و خون در پیچ و خم زندگی روزمره به فراموشی سپرده شوند».

