مسعود پزشکیان، در آئین بازگشایی دانشگاهها از مشکلات و موانعی سخن گفت که از گذشته به او رسیده است. او میگوید: من مقصرم که وارث چنین وضعیتی هستم؟ سازندگی به بررسی این موضوع پرداخته است

رئیسجمهور روز گذشته، در آئین بازگشایی دانشگاهها، بار دیگر از دشواری اداره کشور گلایه کرد؛ از شرایطی که به گفته او، دولتش وارث آن شده و موانعی که حتی اصلاحات و تغییر مدیران را هم دشوار کرده است. پزشکیان با اشاره به انتقادهایی که متوجه اوست، گفت: «در چنین وضعیتی هر کسی بخواهد از من انتقاد کند، میتواند انتقاد کند؛ اما آیا من مقصرم که وارث چنین وضعیتی هستم؟ در این شرایط باید چهکار کنم؟» او همچنین از پیچیدگی تصمیمگیری در ساختار اجرایی کشور انتقاد کرد و گفت: «به هر کسی میخواهی دست بزنی، یکجایی مسئله درست میکند». پزشکیان در ادامه تأکید کرد که انتخاب مدیران بر اساس شایستگی و توانایی، آنطور که باید، ساده و بیمانع نیست. این گلایه رئیس دولت چهاردهم البته تازه نیست. او مرداد ۱۴۰۴ نیز از بحرانهایی گلایه کرده بود که یکی پس از دیگری از راه میرسند: «ما بدجوری گیریم، از روزی که آمدیم همهاش مصیبت میبارد و دستبردار هم نیست و تا میخواهیم به یک ساحل برسیم، یکی دیگر میآید». بنابراین برای فهم آنچه پزشکیان دیروز از آن بهعنوان «وضعیت بهارث رسیده» یاد میکند باید به مرداد ۱۴۰۳ بازگشت؛ زمانی که او سکان ریاستجمهوری را در دست گرفت. دولت چهاردهم از همان آغاز با مجموعهای از مشکلات اقتصادی و زیرساختی روبهرو بود؛ مشکلاتی که در ادامه با تشدید بحرانهای امنیتی و منطقهای و وقوع دو جنگ، ابعاد پیچیدهتری یافت و مسیر اجرای وعدههای انتخاباتی پزشکیان را دشوارتر کرد.
پزشکیان در انتخابات ریاستجمهوری با وعده بهبود وضعیت اقتصادی، کاهش تنشهای خارجی و اصلاح شیوه اداره کشور به میدان آمد؛ اما آغاز به کار دولت او با تحولاتی همراه شد که از همان ابتدا، اولویتهای اجرایی را تحتتأثیر قرار داد. هفتم مرداد ۱۴۰۳ در روزی که حکم ریاستجمهوری پزشکیان تنفیذ شد، گرمای شدید و فشار بر شبکه برق به تعطیلی ادارات و بانکهای سراسر کشور انجامید. روز قبل هم ساعت کاری ادارات به همین دلیل کاهش یافته بود. این اتفاق یکی از مهمترین چالشهای پیش روی دولت جدید را بهروشنی نشان میداد: ناترازی انرژی؛ مشکلی که نه در یک تابستان شکل گرفته بود و نه با تصمیمهای کوتاهمدت برطرف میشد.
دو روز بعد، در نهم مرداد، مراسم تحلیف برگزار شد؛ اما درست ساعاتی پس از آن، اسماعیل هنیه، رئیس دفتر سیاسی حماس که برای حضور در این مراسم به تهران آمده بود، ترور شد. این رخداد آغاز ریاستجمهوری پزشکیان را با یک بحران امنیتی و منطقهای گره زد. در ماههای بعد نیز ترور سیدحسن نصرالله، عملیات وعده صادق ۲، تحولات سوریه و تشدید تنشهای ایران و اسرائیل، فضای سیاست خارجی را پیچیدهتر کردند. در چنین فضایی، دولت ناچار بود همزمان با پیگیری برنامههای داخلی، پیامدهای امنیتی و سیاسی بحرانهای منطقهای را نیز مدیریت کند. این تحولات بر مسیر دیپلماسی و مذاکرات هستهای هم اثر گذاشت. تلاش برای کاهش تنش با غرب و رفع تحریمها، که یکی از محورهای وعدههای انتخاباتی پزشکیان بود، در شرایطی دنبال میشد که هر تحول امنیتی میتوانست، محاسبات طرفها را تغییر دهد و روند مذاکرات را با مانع تازهای روبهرو کند.
اقتصادی که با تورم و محدودیت منابع تحویل شد
پزشکیان در شرایطی دولت را تحویل گرفت که اقتصاد ایران با وجود ثبت رشد مثبت در برخی شاخصها همچنان با مشکلات ساختاری دستبهگریبان بود. تورم بالا، کاهش قدرت خرید خانوارها، وابستگی رشد اقتصادی به درآمدهای نفتی، کسری بودجه و دشواری تأمین مالی تولید از جمله مسائلی بودند که دولت جدید باید برای آنها راهحل پیدا میکرد.
براساس دادههای اقتصادی گردآوری شده در آستانه تشکیل دولت چهاردهم، رشد اقتصادی زمستان ۱۴۰۲ به ۵.۷ درصد رسیده بود؛ اما حدود نیمی از این رشد، به گفته داوود منظور، رئیس سازمان برنامه و بودجه وقت، از بخش نفت ناشی میشد. به این ترتیب بخشی از بهبود شاخصهای کلان به صادرات نفت وابسته بود؛ بخشی که همچنان زیر فشار تحریمها و نوسانات بازار جهانی قرار داشت.
در بازار ارز هم دولت جدید با دلار حدود ۵۸ هزار و ۷۰۰ تومانی مواجه شد. بورس نیز در روزهای پایانی دولت سیزدهم، روندی نزولی داشت و قیمت طلا و سکه از تداوم انتظارات تورمی حکایت میکرد. در بازار کالاهای اساسی، گوشت قرمز با قیمتهایی از حدود ۷۰۰ هزار تومان تا یک میلیون تومان در هر کیلو عرضه میشد و برنج ایرانی در بازه ۹۰ تا ۱۲۰ هزار تومان قرار داشت. میانگین قیمت اعلام شده هر مترمربع آپارتمان در تهران نیز به حدود ۸۵ میلیون تومان رسیده بود. این ارقام تنها تصویری از قیمتها در مقطع انتقال دولت ارائه میکنند اما در کنار هم نشان میدهند که مسئله معیشت، از همان ابتدا یکی از اصلیترین آزمونهای دولت چهاردهم بود. افزایش هزینه مسکن، خوراک و حملونقل نیز فشار زیادی بر خانوارها وارد میکرد؛ آن هم در شرایطی که افزایش متناسب درآمدها با رشد هزینههای زندگی با محدودیت روبهرو بود.
وضعیت منابع مالی دولت نیز محل بحث بود. در روزهای انتقال قدرت، مقامهای دولت سیزدهم ارقام متفاوتی درباره موجودی خزانه اعلام کردند؛ از ۳۰ هزار میلیارد تومان که رئیس سازمان برنامه و بودجه مطرح کرده بود تا حدود ۱۸.۵ هزار میلیارد تومان که وزیر اقتصاد وقت براساس محاسبات خزانهداری اعلام کرد. اختلاف این ارقام گرچه بهتنهایی برای قضاوت درباره کل وضعیت مالی دولت کافی نیست اما نشان میداد که میزان منابع نقدی، تعهدات بودجهای و چگونگی تأمین هزینههای جاری از همان روزهای نخست یکی از مسائل مهم پیش روی دولت جدید بود.
ناترازی؛ بحرانی فراتر از یک تابستان
برق تنها یکی از مشکلات زیرساختی کشور بود. کاهش بارندگی، فشار بر منابع آبی، نیاز فزاینده به انرژی و کمبود سرمایهگذاری در زیرساختها، مجموعهای از ناترازیها را شکل داده بودند که دولت چهاردهم باید با آنها مواجه میشد. در تابستان ۱۴۰۳ نیاز برق کشور به حدود ۷۹ هزار مگاوات رسیده بود و وضعیت سدها نیز نگرانیهایی درباره تأمین آب ایجاد میکرد. در کنار برق، محدودیت تأمین گاز در فصل سرد و مشکلات مربوط به سوخت نیروگاهها از چالشهای تکرارشونده اقتصاد ایران بود. حل این مسائل به سرمایهگذاری بلندمدت، اصلاح شبکه توزیع، افزایش بهرهوری و تصمیمگیری درباره الگوی مصرف نیاز داشت؛ اقداماتی که آثار آنها در کوتاهمدت ظاهر نمیشد. به همین دلیل دولت جدید از همان ابتدا با مسئلهای مواجه بود که نمیتوانست صرفاً با تغییر مدیران یا صدور بخشنامه آن را حل کند. ناترازی انرژی حاصل مجموعهای از تصمیمهای انباشته، محدودیت منابع و نیازهای رو به افزایش بود؛ بحرانی ساختاری که هر سال میتوانست دوباره به خاموشی، محدودیت تولید و نارضایتی عمومی منجر شود.
تحریمها؛ گرهای که باز نشد
یکی از مهمترین وعدههای انتخاباتی پزشکیان، تلاش برای کاهش تحریمها و بهبود روابط خارجی بود. او بارها تأکید کرده بود که نمیتوان اقتصاد را با محدودیتهای گسترده خارجی اداره کرد و در همان حال انتظار رشد پایدار داشت. با این حال تحریمهای نفتی و بانکی، دشواری نقلوانتقال پول و محدودیت دسترسی به فناوری و سرمایه خارجی همچنان از موانع مهم توسعه اقتصادی بودند.
دولت چهاردهم برای گشودن این گره تلاش کرد، مسیر مذاکرات غیرمستقیم با آمریکا را فعال کند. گفتوگوها در فروردین ۱۴۰۴ آغاز شد و پس از پنج دور، قرار بود دور ششم آن در ۲۶ خرداد برگزار شود؛ اما حمله اسرائیل به ایران در ۲۳ خرداد، روند مذاکرات را متوقف کرد. چند روز بعد، آمریکا نیز به تأسیسات هستهای ایران حمله کرد و فضای بیاعتمادی تشدید شد.
در این مقطع، دولت با تناقضی دشوار روبهرو بود: از یکسو، رفع تحریمها برای بهبود اقتصاد و دسترسی به منابع مالی اهمیت داشت؛ از سوی دیگر، تحولات امنیتی و نظامی، مسیر دیپلماسی را با موانع تازهای مواجه میکرد. در نتیجه، یکی از محورهای اصلی برنامه دولت برای ایجاد گشایش اقتصادی، تحتتأثیر تحولاتی قرار گرفت که مدیریت و مهار آنها بهطور کامل در اختیار او نبود.
جامعهای که منتظر تغییر بود
بحرانهای اقتصادی تنها مسئله دولت چهاردهم نبودند. پزشکیان در شرایطی به ریاستجمهوری رسید که نشانههای سرخوردگی سیاسی و اجتماعی، ازجمله کاهش مشارکت در انتخاباتهای سالهای پیش از آن به یکی از دغدغههای مهم کشور تبدیل شده بود. بخشی از جامعه از تداوم تحریمها و فشار معیشتی ناراضی بود و گروههایی از مردم نیز خواستار تغییر در شیوه مواجهه حکومت با سبک زندگی، آزادیهای اجتماعی و دسترسی به اینترنت بودند.
پزشکیان در انتخابات از رفع فیلترینگ، شنیدن صدای گروههای مختلف و استفاده از کارشناسان سخن گفته بود. با این حال رفع کامل محدودیتهای اینترنتی محقق نشد و اختلافنظر میان نهادهای تصمیمگیر، اجرای برخی وعدهها را پیچیده کرد. موضوع حجاب اجباری و نحوه مواجهه با زنان نیز همچنان یکی از مسائل مناقشهبرانگیز اجتماعی بود.
در حوزه فرهنگ و رسانه نیز مشکلات ساختاری، فعالیت این بخشها را دشوار کرده بود. محدودیتهای اینترنتی بر کار رسانهها و کسبوکارهای دیجیتال اثر میگذاشت و افزایش هزینهها، تولید و انتشار محتوا را گرانتر میکرد. صنعت نشر و مطبوعات نیز همزمان با رشد هزینههای کاغذ، چاپ و توزیع، با کاهش قدرت خرید مخاطبان روبهرو بود. هنرمندان و فعالان فرهنگی هم در کنار دغدغههای اقتصادی با محدودیتهایی در فعالیتهای حرفهای خود مواجه بودند. به این ترتیب دولت چهاردهم در کنار چالشهای اقتصادی با مجموعهای از مطالبات اجتماعی و فرهنگی نیز روبهرو بود؛ مطالباتی که پاسخگویی به آنها تنها در اختیار دولت نبود و به هماهنگی میان نهادهای مختلف و تصمیمگیری در سطوح گوناگون نیاز داشت.
جنگ؛ بار تازه بر دوش دولت
در کنار این چالشها، وقوع جنگ ۱۲ روزه سپس جنگ ۴۰ روزه فشار مضاعفی بر دولت چهاردهم وارد کرد. این درگیریها علاوه بر پیامدهای امنیتی و سیاسی، هزینههای اقتصادی تازهای به کشور تحمیل کردند و بخشی از توان دولت را به مدیریت شرایط اضطراری اختصاص دادند. به این ترتیب، دولت پزشکیان درحالی با بحرانهای تازه روبهرو شد که هنوز بسیاری از مشکلات انباشته اقتصادی و زیرساختی کشور حلنشده باقی مانده بود.
بنابراین ارزیابی عملکرد پزشکیان بدون در نظر گرفتن شرایط آغاز به کار دولت و بحرانهایی که در ادامه با آنها روبهرو شد، نمیتواند تصویری کامل از مسیر دولت چهاردهم ارائه دهد. دولت او با مجموعهای از مشکلات اقتصادی، زیرساختی و اجتماعی مواجه بود و در ادامه نیز بحرانهای امنیتی و منطقهای بر دشواری اداره کشور افزودند. با این حال اشاره به این موانع نباید بهمعنای نادیده گرفتن مسئولیت دولت در قبال وعدههایش باشد. مسئله اصلی اکنون این است که پزشکیان تا چه اندازه میتواند از ظرفیتهای موجود برای مهار بحرانها، پیشبرد اصلاحات و بهبود زندگی مردم استفاده کند. توضیح دشواریهای مسیر، زمانی قانعکننده خواهد بود که در کنار آن، نشانههایی روشن از تلاش برای تغییر نیز دیده شود.
