مشکل کشور کمبود نیروی اجرایی نیست انتخابهای اشتباه است
بهقلم؛ سیدمصطفی هاشمیطبا؛ عضو شورای عالی مشورتی حزب کارگزاران سازندگی ایران

پیشنهاد مسعود پزشکیان به سعید جلیلی برای اینکه به میدان بیاید و «کاری انجام بدهد» حرفی غیرقابل باور است. بهنظر میرسد آقای پزشکیان، جلیلی را هم اشتباه گرفته است. جلیلی تا امروز یک کار اجرایی جدی انجام نداده و کارنامهای در اداره یک مجموعه یا اجرای یک سیاست ندارد؛ با این حال، رئیسجمهور از او میخواهد برای حل مشکلات اجرایی کشور وارد میدان شود. این تناقض را چطور میتوان توضیح داد؟ جلیلی یکسری نظریات متوهمانه دارد و نمیتوان از کنار این واقعیت گذشت که برخی نگاهها و مواضع او برای کشور هزینههای سنگینی داشته است. پرونده کرسنت و خسارتهای چند دهمیلیارد دلاری که کشور از تبعات آن متحمل شده یکی از روشنترین نمونههای این ماجراست. جای تعجب هم ندارد؛ چون مشکل فقط پیشنهاد جلیلی نیست، مشکل به انتخابهای خود آقای پزشکیان هم برمیگردد. دولت در مواردی آدمهایی را برای مسئولیتهای مهم گذاشته که سابقه اجرایی مرتبطی نداشتهاند. نمونه روشن آن، مسئله بهینهسازی انرژی است؛ یک موضوع بسیار مهم و تخصصی که فردی برای آن گذاشته شده که عملاً از صفر وارد این حوزه شده و بعد هم با اظهارنظرهایش به مردم توهین میکند و حرفهایی میزند که تناسبی با واقعیات کشور ندارد. این درحالی است که ما در کشور نیروی کارآمد، مدیر کارآزموده و آدم متخصص کم نداریم. من در طول سالهایی که مسئولیت داشتهام با نیروهای بسیار قوی و کاردانی مواجه شدهام. در همین حوزه بهینهسازی هم افرادی هستند که سالها در این حوزه کار کردهاند و دقیقاً میدانند، مسئله چیست و چطور باید آن را حل کرد. پس اینکه انتخابها اشتباه است به این معنا نیست که کشور آدم اجرایی ندارد. ماجرای بنزین هم نمونه دیگری از این وضعیت است؛ کشور با کمبود بنزین مواجه بود اما بحران بنزین نداشتیم. این کمبود بهراحتی قابل مدیریت و تحمل بود. اما ببینید چه حرفهایی زده شد، چه تصمیمهایی گرفته شد و چطور یک مسئله قابل مدیریت با تصمیمهای سلیقهای تبدیل به بحران شد. بنابراین، این ادعا که ما در کشور افراد کاربلد یا نیرویی که بتواند اجرا کند، نداریم اصلاً درست نیست. مسئله این است که دنبال آدمی میگردیم که اصلاً از اجرا بویی نبرده، یک سنگ روی سنگ نگذاشته و تجربهای در کار اجرایی ندارد. بعد هم انتظار داریم، مشکلات کشور را حل کند. بهنظر میرسد، آقای پزشکیان یا مشاوران خوبی ندارد یا آنقدر تحتفشار است که بعضی مفاهیم را با مفاهیم دیگر عوض میکند. کسانی که دلسوزانه میخواهند، کمک کنند و نظر بدهند از دولت دور میشوند و بعد نتیجهاش میشود اینکه برای حل مشکلات اجرایی کشور سراغ چنین انتخابهایی برویم. مسئله حتی با عنوان «وفاق» هم قابلتوجیه نیست. اگر قرار است از ظرفیت نیروهای مختلف استفاده شود بسیار خوب؛ اما آدمی که انتخاب میشود باید توانمند باشد و کارش را بلد باشد. نمیشود به اسم وفاق، آدمی را برای یک مسئولیت مهم گذاشت که هیچ تناسبی با آن مسئولیت ندارد. البته بعید میدانم خود آقای جلیلی هم زیر بار چنین پیشنهادی برود. او بهتر از هر کسی میداند چه کاری از عهدهاش برمیآید و چه کاری نه. کسی که در گذشته، ایدههایی مثل راهاندازی خیاطی در روستاها و تولید لباس را مطرح کرده که فاصله زیادی با واقعیتهای اقتصاد و اداره کشور دارد، چطور میتواند برای حل مسائل پیچیده اجرایی کشور نسخه بپیچد؟ نمونههای دیگری هم داشتهایم. مدیری به آقای رئیسی وعدههایی داده که هیچکدام عملی نشده اما بعد دوباره برای یک کار دیگر انتخاب شده است. خب اگر آدم خوبی بود، چرا برای همان کار قبلی نگهاش نداشتند؟ و اگر خوب نبود، چرا دوباره مسئولیت دیگری به او دادند؟ این تناقضها کم نیست و زیاد گفتهایم و نوشتهایم اما متأسفانه گوش شنوایی وجود ندارد.

