ایران و آمریکا تصمیم گرفتند مذاکرات را آغاز کنند

در روزهای اخیر و همزمان با انتشار خبرهایی درباره تلاشها برای از سرگیری مذاکرات هستهای، فضای کلی روابط ایران و ایالات متحده، نشانههایی از تعدیل و کاهش نسبی تنش را بروز داده است. این تغییر فضا، هرچند محدود و شکننده بهنظر میرسد اما در قیاس با هفتههای گذشته که تهدیدهای آشکار نظامی، جنگ روانی و آرایش سنگین نیروهای آمریکایی در منطقه بر معادلات حاکم بود، واجد اهمیت تحلیلی است. بهویژه آنکه این تعدیل نه بهصورت رسمی بلکه از خلال مجموعهای از اظهارنظرها، تحرکات دیپلماتیک و سیگنالهای غیرمستقیم دو طرف قابل ردیابی است.
در همین چارچوب اسماعیل بقایی، سخنگوی وزارت امور خارجه ایران، با اشاره به بررسی گزینههای دیپلماتیک اعلام کرد که تصمیمگیری درباره جزئیات هر روند احتمالی در دستورکار قرار دارد و امید میرود طی روزهای آینده درباره نحوه انجام کار به جمعبندی نهایی برسند. این اظهارات اگرچه محتاطانه و فاقد جزئیات است اما نشان میدهد که مسیر دیپلماسی در سطح طراحی و ارزیابی فعال شده و تهران دستکم در مقطع کنونی، گزینه مذاکره را از دستورکار خارج نکرده است.
همزمان با این موضعگیری در تهران، از واشنگتن نیز سیگنالهایی مخابره شد که به تلطیف فضای کلی کمک کرد. دونالد ترامپ، رئیسجمهور ایالات متحده، روز یکشنبه ۱۲ بهمن در واکنش به سخنان رهبر انقلاب، ابراز امیدواری کرد که آمریکا و ایران بتوانند به توافقی درباره برنامه هستهای دست یابند. این سخن اگرچه در چارچوب ادبیات متغیر و تاکتیکی ترامپ بیان شد اما در کنار سایر نشانهها، این برداشت را تقویت کرد که کاخ سفید نیز در شرایط فعلی، راه گفتوگو را بهطور کامل مسدود نمیبیند و همچنان آن را بهعنوان یکی از گزینههای ممکن حفظ کرده است.
در داخل ایران، انتشار و بعد حذف خبری از سوی دو خبرگزاری تسنیم و فارس مبنی بر صدور دستور آغاز مذاکرات هستهای با آمریکا از سوی مسعود پزشکیان، رئیسجمهور ایران، لایه دیگری از پیچیدگی فضای تصمیمگیری را آشکار کرد. هرچند این خبر بهسرعت از خروجی این رسانهها حذف شد اما همین فرآیند انتشار و عقبنشینی، خود بهعنوان نشانهای از حساسیت بالای موضوع و مدیریت دقیق پیامها قابل تحلیل است؛ مدیریتی که تلاش دارد میان ارسال سیگنال مثبت به خارج و کنترل فضای داخلی توازن برقرار کند.
در مقابل این تحرکات محتاطانه، بازیگران مخالف هرگونه توافق نیز فعال شدهاند. شبکه ۱۲ تلویزیون اسرائیل به نقل از منابعی گزارش داد که تلآویو، سه شرط مشخص برای دستیابی به آنچه «توافق خوب» مینامد، تعیین کرده است؛ شروطی که شامل پایان کامل برنامه هستهای و موشکی ایران و توقف حمایت تهران از گروههای همپیمان منطقهای است. این منابع همچنین از اعمال فشار گسترده اسرائیل بر واشنگتن برای جلوگیری از توافق و سوق دادن آمریکا به سمت گزینه نظامی خبر دادهاند؛ رویکردی که ادامه سیاست سنتی تلآویو در مخالفت با هرگونه توافقی است که ظرفیتهای راهبردی ایران را حفظ کند.
در همین بستر سیاسی، تحرکات نظامی آمریکا در منطقه نیز همچنان ادامه دارد و بهعنوان بخشی از راهبرد فشار همزمان با دیپلماسی عمل میکند. خروج ناوشکن آمریکایی «یواساس دلبرت دی. بلک» از بندر ایلات، هرچند از سوی فرماندهی مرکزی آمریکا «برنامهریزی شده» توصیف شده اما در فضای ملتهب کنونی بهدقت رصد میشود. استقرار این ناوشکن در منطقه عملیاتی ناوگان پنجم آمریکا در غرب آسیا، یادآور این واقعیت است که گزینه نظامی، حتی در سایه گفتوگوهای احتمالی، از معادلات کنار گذاشته نشده است.
در صورت آغاز رسمی مذاکرات، ترکیب هیأتهای گفتوگوکننده نیز تا حد زیادی قابل پیشبینی است. براساس تجربه دورههای پیشین، ریاست هیأت ایرانی را سیدعباس عراقچی، وزیر امور خارجه و ریاست هیأت آمریکایی را استیو ویتکاف، نماینده ویژه ترامپ برعهده خواهند داشت. حضور دیپلماتهایی مانند مجید تختروانچی و کاظم غریبآبادی در کنار عراقچی، نشاندهنده تأکید تهران بر بهرهگیری از تیمی باتجربه و آشنا با جزئیات پیچیده پرونده هستهای و مذاکرات چندلایه آن است.
در کنار بحث درباره ترکیب هیأتها، موضوع محل برگزاری گفتوگوها نیز به یکی از محورهای مهم گمانهزنی تبدیل شده است. سفر اخیر عراقچی به ترکیه و تلاش آنکارا برای ایفای نقش میانجی این احتمال را تقویت کرده که ترکیه بهعنوان میزبان مذاکرات مطرح شود. در این سناریو، حتی احتمال مشارکت هاکان فیدان، وزیر امور خارجه ترکیه نیز مورد توجه قرار گرفته است. با این حال، ترکیه تنها گزینه روی میز نیست و کشورهایی مانند قطر و مصر نیز در ماههای اخیر، تلاشهای دیپلماتیکی برای نزدیک کردن مواضع تهران و واشنگتن انجام دادهاند.
در همین راستا، روزنامه «الأخبار» از گفتوگوی اخیر عبدالفتاح السیسی، رئیسجمهور مصر، با مسعود پزشکیان خبر داد؛ گفتوگویی که محور آن تحولات سریع منطقه، افزایش تنشها و ضرورت بازگرداندن ایران و آمریکا به مسیر مذاکره بوده است. بر اساس این گزارش، قاهره با تکیه بر کانالهای ارتباطی دیپلماتیک و اطلاعاتی که طی ماههای گذشته فعال شده در حال همکاری با چند کشور دیگر برای تدوین یک «پیشنهاد مذاکراتی جدید» است؛ پیشنهادی که کشورهایی مانند ترکیه و عربستان نیز در شکلدهی به آن نقش دارند تا چارچوبی قابل پذیرش برای آمریکا فراهم شود. این گزارش همچنین مدعی است که دستیابی به توافق میان تهران و واشنگتن «بسیار نزدیک» شده و حتی جدول زمانی و بندهای مشخصی برای آن در نظر گرفته شده است. حمایت برخی کشورهای اروپایی از این روند و احتمال برگزاری نشستهای سطح بالا در روزهای آینده برای نهاییسازی متن توافق به این تصویر خوشبینانه دامن زده است. با این حال همزمان شایعاتی درباره انتقال اورانیوم غنی شده ایران به خارج از کشور مطرح که بلافاصله با واکنش رسمی تهران مواجه شد.
در این زمینه، اسماعیل بقایی تأکید کرد که بحث انتقال مواد غنی شده تنها میتواند در چارچوب مذاکرات و نه پیش از آن مطرح شود. ایران بارها اعلام کرده که حق غنیسازی اورانیوم، خط قرمز آن در هر توافقی است و علی باقریکنی نیز صراحتاً گفته است که اساساً مذاکرات حول انتقال مواد غنی شده به کشور ثالث شکل نگرفته است. اظهارات دمیتری پسکوف، سخنگوی کرملین، درباره آمادگی روسیه برای ارائه خدمات انتقال اورانیوم مازاد، اگرچه بُعد تازهای به بحثها افزود اما تغییری در موضع اعلامی تهران ایجاد نکرد.
در سطح راهبردی، سیدعباس عراقچی در پیامی در شبکه اجتماعی ایکس هشدار داد که ایران و آمریکا در مقطعی سرنوشتساز قرار دارند؛ مقطعی که میتواند به توافقی عادلانه و سریع منجر شود یا در صورت اشتباه محاسبه، زمینهساز سناریوهای پرهزینهتر گردد. با این حال، رفتارهای متناقض ترامپ، از جمله بازنشر مقالهای در تروثسوشال که مذاکره با ایران را نوعی فریب پیش از حمله توصیف میکند، همچنان بر فضای بیاعتمادی سایه انداخته است.
در همین چارچوب، نیویورک تایمز با مقایسه ایران و ونزوئلا هشدار داده است که نادیده گرفتن تفاوتهای بنیادین این دو پرونده میتواند، آمریکا را با مخاطراتی بهمراتب سنگینتر روبهرو کند. بهزعم این روزنامه، وزن راهبردی ایران و توان این کشور برای تحمیل هزینه در هرگونه رویارویی، تهران را به بازیگری بسیار پیچیدهتر و خطرناکتر تبدیل کرده است؛ واقعیتی که هر تصمیمی درباره مذاکره یا تقابل را به انتخابی سرنوشتساز برای واشنگتن بدل میکند.

