اولین جلسه مذاکره ایران و آمریکا پس از ۸ ماه بیاعتمادی در عمان برگزار شد

مذاکرات هستهای ایران و آمریکا دیروز در مسقط، پایتخت عمان برگزار شد و پس از ساعتها گفتوگوی فشرده پایان یافت. این دور از مذاکرات، پس از ماهها تنش، تعویق و گمانهزنی، بالاخره اجرایی شد و به یکی از سرنوشتسازترین لحظات در روابط تهران و واشنگتن تبدیل شد. ساعاتی پیش از آغاز جلسه، خبر لغو مذاکرات منتشر شده بود و بسیاری از مردم ایران تصور کردند که پرونده گفتوگوها برای همیشه بسته شده است اما فشار دیپلماتیک ۹ کشور منطقه و میانجیگری عمان باعث شد که این نشست برگزار شود و دیروز، نمایندگان دو طرف پشت میز مذاکرات قرار گیرند. انتخاب عمان بهعنوان میزبان نشست، هرچند در ظاهر تصمیمی فنی و دیپلماتیک بهنظر میرسد، حامل پیامهای سیاسی روشن و مهمی بود. جمهوری اسلامی حساسیت بالایی نسبت به چارچوب و قالب مذاکرات دارد و نمیخواست گفتوگو با آمریکا در بستری چندجانبه یا منطقهای برگزار شود.
کشورهایی مانند ترکیه یا قطر به دلیل نقش فعال در معادلات منطقه و روابط گسترده با بازیگران مختلف، ظرفیت تبدیل نشست به یک نمایش چندجانبه را داشتند و چنین وضعیتی میتوانست، ایران را از جایگاه بازیگر اصلی خارج کرده و تصویر تصمیمسازی دیگران را بر ذهن افکار عمومی تحمیل کند. همچنین تجربههای پیشین نشان داده که آمریکا معمولاً مایل است، دامنه مذاکرات را فراتر از پرونده هستهای برده و موضوعات منطقهای، برنامه موشکی و شبکه نیروهای نیابتی ایران را نیز وارد دستورکار کند. عمان به جمهوری اسلامی این امکان را داد که دامنه مذاکرات را محدود نگه داشته و از باز شدن پروندههای جدید و پرهزینه جلوگیری کند.
مسائل داخلی نیز نقش مهمی در انتخاب عمان داشت. مذاکره با آمریکا، بهویژه در شرایط تنشزا، برای نظام هزینه سیاسی دارد و هرگونه نمایش پررنگ رسانهای میتواند فشار داخلی را افزایش دهد. عمان، کشوری کمحاشیه و کمصدا در رسانههای منطقه این امکان را فراهم کرد که ایران روایت مذاکرات را کنترل کند و آن را محدود، تاکتیکی و غیرنمایشی معرفی نماید. گذشته از این، عمان سابقه میانجیگری دارد اما معمولاً از ایفای نقش فعال سیاسی و تولید پیام مستقل پرهیز میکند بنابراین در صورت شکست احتمالی مذاکرات، ریسک سیاسی برای تهران به حداقل میرسید. در واقع، انتقال مذاکرات به عمان نه نشانه خوشبینی مطلق بلکه تلاشی برای مهار هزینههای احتمالی و حفظ کنترل بر پیامدهای سیاسی بود.
اما این نشست، صحنهای حساس و غیرمعمول را رقم زد. هیأت آمریکایی به ریاست استیو ویتکاف، نماینده ویژه آمریکا و نزدیک به دونالد ترامپ در کنار جرد کوشنر، معمار توافقهای ابراهیم، نشاندهنده حرکت به سمت دیپلماسی شخصی و معاملهمحور بود که مستقیماً از کاخ سفید هدایت میشد. در سوی مقابل، عباس عراقچی، وزیر خارجه ایران، دیپلماتی باتجربه در پرونده هستهای با حساسیت بالا در این مقطع تاریخی جمهوری اسلامی نقشآفرینی کرد. شاید برجستهترین چهره حاضر، دریادار برد کوپر، فرمانده سنتکام بود که حضورش در میز مذاکره، نشانهای از استفاده از «دیپلماسی قهری» بود. پیام آشکار این بود که جایگزین توافق صرفاً تداوم وضع موجود نیست بلکه گزینهای نظامی و عملیاتی در دست بررسی است. این پیام با استقرار گسترده نیروی دریایی آمریکا در دریای عرب و صدور دستور «فوراً ایران را ترک کنید» برای شهروندان آمریکایی در ایران تقویت شده بود.
دیروز جمعه مذاکرات بهصورت غیرمستقیم و از طریق اتاقهای جداگانه ادامه یافت و وزیر خارجه عمان، سید بدر البوسعیدی، میان طرفین رفتوآمد کرد تا شکاف موجود را کاهش دهد. نقطه اصلی اختلاف، دامنه دستورکار بود. عراقچی تأکید داشت که گفتوگوها باید محدود به پرونده هستهای و رفع تحریمها باشد اما تیم آمریکایی با اتکا به چارچوب «فشار حداکثری» خواستار توافقی بزرگتر بود که برنامه موشکهای بالستیک و شبکههای نیابتی ایران را نیز شامل شود. حضور کوشنر نشان میداد که آمریکا احتمالاً گزینهای برای عادیسازی روابط یا ایجاد چارچوب امنیتی منطقهای بهعنوان «هویج» روی میز گذاشته درحالی که حضور دریادار کوپر، نقش «چماق» را ایفا میکرد.
زمانبندی و حساسیت این دور از مذاکرات بهگونهای بود که هیچ حاشیه خطایی پذیرفتنی نبود. اقتصاد جهانی در حالت اضطراب قرار داشت و بازارهای نفت خود را برای جهش احتمالی قیمتها تا حدود ۱۳۰ دلار در هر بشکه در صورت شکست مذاکرات آماده میکردند. برای تهران، هدف اصلی بقا و دستیابی به اکسیژن اقتصادی بود و تعیینتکلیف ۴۰۰ کیلوگرم اورانیوم در ایران و حضور بازرسان آژانس انرژی اتمی در ایران میتوانست، مسیر ادامه مذاکرات را هموار کند. به هر روی هر دو طرف از تهدید جنگ برای اعمال فشار و شکل دادن به دیپلماسی استفاده کردند و گزینه نظامی و تقابل از جانب هر دو طرف بهعنوان ابزار فشار در کنار گفتوگوهای دیپلماتیک حاضر بود.
سیدعباس عراقچی پس از پایان نشست دیروز در مصاحبهای اعلام کرد که مذاکرات فشرده و طولانی بوده و از ساعت ۱۰ صبح تا بعدازظهر، جلسات متعدد غیرمستقیم برگزار شد. او افزود که پس از ماهها توقف و بیاعتمادی، این دور از گفتوگوها شروعی مهم داشته و درباره ادامه روند پس از مشورت با پایتختها تصمیمگیری خواهد شد. به گفته عراقچی، درباره اصل ادامه مذاکرات بهنظر میرسد که اتفاقنظر وجود دارد و این نشانهای مثبت برای ادامه گفتوگوها بهشمار میرود. عراقچی همچنین اعلام کرد، تاریخ دور بعدی مذاکرات در جریان مشورتهای آینده با همتای عمانیام تعیین خواهد شد. عراقچی همچنین تصریح کرد، نمیخواهم زود قضاوت کنم اما اگر ادامه روند مذاکرات به همین شکل باشد، میشود به یک چارچوب مورد توافق رسید.
اسماعیل بقایی، سخنگوی وزارت امور خارجه نیز با انتشار پستی در ایکس نوشت: مذاکرات ایران و آمریکا در مسقط با تفاهم طرفین برای ادامه گفتوگوها خاتمه یافت. طرفین ضمن تبیین دیدگاهها و مطالبات خود، تفاهم کردند که در مشورت با پایتختها، راجع به دور بعدی گفتوگوها تصمیمگیری کنند.
در همین حال، بدر بن حمد البوسعیدی، وزیر خارجه عمان نیز با انتشار پستی در ایکس نوشت: در مسقط گفتوگوهای بسیار جدی با نقش میانجیگری میان ایران و آمریکا برگزار شد. این گفتوگوها برای روشن شدن دیدگاهها و طرز فکر هر دو طرف ایرانی و آمریکایی مفید بود و زمینههایی برای پیشرفت احتمالی شناسایی شد. قرار است در زمان مناسب دوباره گردهم بیاییم و نتایج این مذاکرات با دقت در تهران و واشنگتن بررسی شود.
همزمان با برگزاری این مذاکرات، یک سخنگوی اتحادیه اروپا تأکید کرد که دیپلماسی و مذاکره تنها راه دستیابی به راهحلی پایدار برای مسئله هستهای ایران است. آنیتا هیپر در نشست خبری در بروکسل اظهار کرد: ما در قبال گفتوگوهای هستهای و نیز معاهده منع گسترش سلاحهای هستهای موضعی روشن داریم.
اگرچه بهنظر میرسد، دور دیگری از این مذاکرات در عمان برگزار شود اما فضای کنونی نشان میدهد که دیوار بلند بیاعتمادی همچنان پابرجاست و دستیابی به توافق نهایی نیازمند زمان و صبر بیشتر است. ارزیابیها نشان میدهد که هر دو طرف محتاطانه حرکت میکنند و ضمن حفظ خطوط قرمز خود، تلاش دارند تا راهی برای مصالحه و پیشبرد مذاکرات پیدا کنند. فضای حاکم بر مسقط، ترکیبی از فشار دیپلماتیک، ریسک نظامی و مدیریت سیاسی بود و از هر طرف، ابزارهای مختلفی برای تأثیرگذاری روی طرف مقابل به کار گرفته شد. این دور از مذاکرات بیش از آنکه تنها موضوع هستهای را پوشش دهد به آزمونی برای توانایی ایران و آمریکا در مدیریت اختلافات عمیق و بیاعتمادی تاریخی تبدیل شد و نتیجه آن میتواند مسیر سیاسی و اقتصادی منطقه را برای ماهها تعیین کند. همه چیز به نشست بعدی و نتایج حاصل آن و مشورتها بستگی دارد که در نهایت مشخص میکند، تهران-واشنگتن دیپلماسی را ادامه میدهند یا چارهای جز جنگ باقی نمیماند.
