درباره سفرهای لاریجانی به مسکو، مسقط و دوحه

چند روز گذشــته علی لاریجانی، دبیر شورای عالی امنیت ملی، مأموریت دیپلماتیکی را به عمان و قطر به پایان رســاند که یکی از حســاسترین تحرکات سیاست خارجی تهران در ماههای اخیر بود. این ســفر دو روزه که میــان ۱۰تا ۱۲فوریه انجام شــد، در امتداد مذاکرات غیرمستقیم ۶فوریه در مسقط صورت گرفت؛ مذاکراتی که هر دو طرف ایرانی و آمریکایی، آن را «شــروعی خوب» توصیف کردند اما در عین حال نشانهای از شــکنندگی مســیر گفتوگوها نیز به شمار میرفــت. حضــور لاریجانــی در این مقطع زمانی، جایگاه او را به عنوان یک چهره عملگرا و میانجی در ســاختار قدرت ایران برجســته کرد؛ فردی که مأموریت یافته است، میان فشار جریانهای تندرو داخلی و ضرورت فوری رفع تحریمها در پی ناپایداری اقتصادی اوایل۲۰۲۶ نوعی تعادل شــکننده برقرار کند. در مسقط لاریجانی دیداری سه ساعته با سلطان هیثم بن طارق در کاخ البرکه داشت؛ دیداری که به طور خاص بر ضرورت دستیابی به توافقی «متوازن و عادلانه» متمرکز بــود. مقامات عمانی در جریان این نشســت بر اهمیت بازگشــت به مســیر گفتوگوی مســالمت آمیز برای کاهش شکاف رو به گســترش میان تهران و واشــنگتن تأکید کردند و نقش سنتی عمان به عنوان کانال ارتباطی میان دو کشور بار دیگر برجسته شــد. در حاشیه این سفر، انتشار عکسی از لاریجانی در کنار وزیر خارجه عمان، بدر بن حمد البوســعیدی، که سندی در پوشش پلاستیکی در دست داشــت، موجی از گمانهزنیها را دربــاره وجود یک پیــام مکتوب رســمی برانگیخت. هرچند لاریجانی بعداتوضیح داد که تهران، نامه مســتقیمی به آمریکا ارســال نکرده اما تأیید کرد که میانجیهــای عمانی دیدگاهها و پیامهایی مشــخص از ســوی واشــنگتن را به تهران منتقل کردهاند؛ نشــانهای از فعال بودن کانالهای پشت پرده درحالی که عبور از آستانه تعهدات رسمی و مکتوب همچنان برای هر دو طرف خط قرمزی حساس محسوب میشود. لاریجانــی ۲۲بهمــن راهی دوحه شــد و با امیــر قطر و نخستوزیر این کشور، محمدبن عبدالرحمن آل ثانی، دیدار کــرد. محدود به پرونده هســتهای
گفتوگوها در قطر صرف نبود و موضوعــات گســتردهتری مانند امنیــت منطقهای، همکاریهای اقتصادی و آینده ترتیبات امنیتی خلیج فارس را نیز در بر گرفت. قطر که میزبان یکی از بزرگ ترین پایگاههای نظامی آمریکا در منطقه است و در جریان جنگ ۱۲روزه ایران به یکی از نقاط حســاس تبدیل شده بود همچنان نقش یک میانجی سیاسی و لجستیکی کلیدی را ایفا می کند. همزمان دیدارهــای لاریجانی با رهبران حماس در دوحه و نشســت پیشین او در مسقط با محمد عبدالسلام از جنبش انصارالله یمن نشــان داد که تهــران مذاکرات هســتهای را بهصورت یک پرونده جداگانه دنبــال نمیکند بلکه آن را در چارچوب وسیعتری از هماهنگی با متحدان منطقهای و حفظ نفوذ در«محور مقاومت» قرار داده است. این رویکرد نشان میدهد که هرگونه کاهش تنش احتمالــی با آمریکا نباید به تضعیف
موضع «دفاع پیشرو» ایران در منطقه منجر شود. همزمان با این تحرکات، انتشار گزارشی مبنی بر دیدار لاریجانی با یک مقام بلندپایه آمریکایی در دوحه، فضای رسانهای را به شدت تحت تأثیر قرار داد.
برخی منابع از احتمال دیــدار او با جی.دی ونس، معاون رئیس جمهور آمریکا، سخن گفتند؛ شایعهای که به دلیل سفر همزمان ونس به ارمنســتان و جمهوری آذربایجان و نزدیکی جغرافیایی او به منطقه مطرح شــد. پیش تر نیز در ســفرهای قبلی لاریجانی، ازجمله ســفر به روسیه، گزارشهایی مشابه درباره تماسها یا گفتوگوهای ســطح بالا منتشــر شده بود کــه صحت آنهــا هرگز به طور رســمی تأیید نشــد. در همین راســتا احمد زیدآبــادی، روزنامهنگار نوشــت که لاریجانی در ســفر خود به مســکو شــاید بــا میانجیگــری ولادیمیر پوتین از طریــق ویدئوکنفرانس با ترامپ گفتوگویی داشــته اســت. این گمانهزنیها هرچند فاقد تأیید رســمی هستند اما نشاندهنده اهمیت نقش لاریجانی به عنوان کانالی بالقوه برای ارتباطات غیرعلنی در ســطح بالا هســتند. از منظر تحلیلی، مواضــع لاریجانی در جریان این ســفرها بازتابدهنده تلاش حساب شــدهای برای چارچوببندی مذاکرات در قالبی بود که فشــارهای اسرائیل را از مســیر گفتوگوی ایران و آمریکا جدا کند. او با هشــدار به واشــنگتن دربــاره «نقش مخرب صهیونیستها» پیش از سفر بنیامین نتانیاهو به آمریکا، سعی کرد مذاکرات را به عنوان انتخابی میان ثبات منطقهای و تشدید تنشها ترســیم کند. این رویکرد به طــور ضمنی بر این فرض استوار است که بخشی از نخبگان آمریکایی ممکن است تمایل داشته باشند، سیاســت ایران را از محاسبات اسرائیل مستقلتر کنند، هرچند تجربه گذشته نشــان داده که پیوندهای راهبردی واشنگتن و تل آویــو، محدودیتهای جــدی برای چنین تفکیکی ایجاد می کند. در عین حال، اشــاره لاریجانــی به اینکه آمریکا رویکــردی «واقع بینانهتر» اتخاذ کرده و پرونده هســتهای را از مســائل موشــکی و منطقهای جدا کرده اســت، نشانهای از تغییر تاکتیکی در راهبرد تهران محســوب می شود.
تمرکــز بر یــک توافــق هســتهای محدود و مرحلــهای می توانــد به ایران امــکان دهد در کوتاه مدت به گشــایش اقتصادی دست یابد بدون آنکه مجبور شــود درباره توان موشکی یا نفوذ منطقهای خــود امتیازات گســترده بدهد. با این حال، مواضع رســمی واشــنگتن نشــان میدهد که آمریکا همچنان تمایل دارد در نهایــت دامنــه مذاکرات را بــه موضوعات موشــکی و رفتار منطقهای نیز گســترش دهــد؛ موضوعی که میتواند مســیر مذاکرات را پیچیدهتر و پرتنشتر کند.
در همیــن چارچوب، اظهــارات ترامپ پــس از دیدار با نتانیاهو و اشــاره او به «فرصت یک ماهه» برای دســتیابی به توافق با ایران، نشــاندهنده فشــار زمانی و فضای پرریسک پیرامون گفتوگوهاســت. این بازه زمانی کوتاه، چه به عنوان یک تاکتیک فشــار و چه به عنوان یک ضربالاجل واقعی بر شکنندگی مسیر دیپلماسی تأکید می کند. اگر مذاکرات در این بازه به نتیجه نرســد، گزینههای جایگزین از تشدید تحریمها تا ســناریوهای نظامی محدود می توانند بار دیگر به دستورکار بازگردند؛ درحالی که دســتیابی به یک توافق حتی محدود نیز می تواند، تنشها را دست کم برای مدتی کاهش دهد.

