رنگ‌زمینه

صفحه اصلی > سیاست : بازداشت‌ها را متوقف و زندانی‌ها را آزاد کنید

بازداشت‌ها را متوقف و زندانی‌ها را آزاد کنید

سیدمحمد خاتمی به شایعات خروجش از کشور پایان داد و ابراز امیدواری کرد که مذاکرات ایران و آمریکا زودتر به نتیجه برسد

در سیاست ایران، شایعه همیشه زودتر از خبر می‌دود؛ حالا هم در روزهایی که فضای سیاسی ایران زیر فشار تهدیدهای خارجی و مشکلات اقتصادی ملتهب است، موجی از شایعات علیه چهره‌های شاخص میانه‌رو به راه افتاده است؛ از خروج سیدمحمد خاتمی، رئیس دولت اصلاحات از کشور تا ادعای کودتای داخلی حسن روحانی، رئیس دولت تدبیر و امید. همزمان هم نام علی لاریجانی وارد معادله شد با این ادعا که رهبری، مدیریت شرایط جنگی را به او سپرده است. گرچه تکذیب‌ها یکی پس از دیگری منتشر شدند اما پرسش‌هایی مطرح شد مبنی بر اینکه چرا این حجم از شایعه‌سازی علیه نیروهای میانه‌رو شکل گرفته و چه اهدافی را دنبال می‌کند؟ این شایعات در حالی دهان به دهان می‌چرخید که صبح دیروز خاتمی در جمع مشاورانش حاضر شد و به تبیین اقتضائات امروز و آینده ایران پرداخت.
رئیس دولت اصلاحات، بعد از دریافت گزارش‌ها درباره اوضاع فعلی ایران و منطقه و برگزاری مراسم یادبود قربانیان حوادث دی‌ماه در مناطق مختلف و نیز اعتراضات اخیر دانشگاه‌ها بر ضرورت درک همه‌جانبه شرایط خطیر امروز و آینده ایران تأکید کرد. او دوباره به ملت ایران تسلیت گفت، با خانواده‌های جان‌باختگان فجایع اخیر ابراز همدردی کرد، برای انبوه آسیب‌دیدگان در این حوادث تلخ، آرزوی شفای عاجل کرد ‌و خواستار آزادی همه دستگیرشدگانی شد که جز درماندگی از زندگی و اعتراض، اتهامی ندارند.
خاتمی همچنین بر ضرورت تبیین روشن و باورپذیر حوادث پیش‌آمده و مقصران آنها بر لزوم توقف دستگیری‌ها و احضارها و احیاناً احکام نامناسب برای اندیشمندان، هنرمندان و سیاست‌ورزان بخش‌های مختلف تأکید و اظهار امیدواری کرد که مسائل دانشگاه‌ها، با تدبیر و آرامش و به دور از خشونت‌های سیاسی و امنیتی و اجتماعی، حل و فصل شود. رئیس دولت اصلاحات، مذاکرات پیش‌رو میان آمریکا و ایران را در این وضعیت بسیار مهم دانست که با عنایت به خواست و‌ مصلحت ملت شریف و رنج‌کشیده ایران، بتوان به نتیجه‌ای برسد که رنج‌ها و مشکلات و تنگناهای مردم و تهدیدات روزافزون نسبت به ایران عزیز کاهش یابد و برخلاف مسیر مورد نظر بدخواهان به‌خصوص اسرائیل که خواسته‌ای جز نابودی و یا تجزیه ایران و فرو انداختن آن از قدرت تأثیرگذاری در منطقه و جهان ندارند، مسیری انتخاب شود که صلح و پیشرفت و امنیت منطقه در نظر گرفته شود. او همچنین با هشدار به اینکه هرگونه درگیری نظامی از سوی آمریکا و دیگران می‌تواند، اوضاع منطقه را به‌شدت بحرانی کند، اظهار امیدواری کرد که هم آمریکا و هم ایران با درک انگاره‌ها و انگیزه‌های خطرناک اسرائیل در دام توطئه‌ای که آتش آن به‌نحوی همه جهان را خواهد گرفت، نیفتند.

شایعه اول: خاتمی رفت
طی روزهای اخیر شایعه خروج خاتمی توسط چند کانال تلگرامی، حساب‌های ناشناس و حتی سایت‌های نزدیک به جریان‌های رادیکال منتشر شد. ادعا شده بود، رئیس‌جمهور پیشین برای درمان یا دیدار با فرزندانش به اروپا رفته یا قصد خروج داشته اما ممنوع‌الخروج شده است. در این روایت‌سازی، هدف فقط خبرسازی نبود؛ تصویرسازی بود. خاتمی باید «ترسو» نشان داده می‌شد؛ سیاستمداری که با بحرانی شدن اوضاع، «جا زده» و رفته است. این تصویر، بیش از آنکه به واقعیت نزدیک باشد، به نیاز یک پروژه سیاسی پاسخ می‌دهد: تهی‌ کردن نماد اصلاحات از سرمایه اخلاقی‌اش.
در مقابل، نزدیکان خاتمی، از‌جمله محمدعلی ابطحی و محمدرضا خاتمی، این ادعا را صریحاً تکذیب کردند. خبرگزاری رسمی دولت نیز خبر را جعلی خواند. حتی اصلاحات‌نیوز که نامش به‌عنوان منبع اولیه مطرح شده بود، اعلام کرد چنین خبری منتشر نکرده است. اما اهمیت این شایعه فقط در درست یا غلط بودن آن نیست بلکه در تصویری است که می‌سازد. خروج از کشور در شرایط بحرانی در ذهن بخشی از افکار عمومی می‌تواند به‌معنای «گریز از مسئولیت» تعبیر شود. در واقع، شایعه‌سازان تلاش کردند، خاتمی را چهره‌ای معرفی کنند که در بزنگاه حساس، کشور را ترک کرده است. این تصویرسازی، بیش از آنکه متوجه شخص او باشد، سرمایه نمادین جریان اصلاحات را هدف می‌گیرد؛ جریانی که هنوز خاتمی را نماد اصلاح در چارچوب نظام می‌داند.

شایعه دوم: پرونده‌سازی برای روحانی
اگر خاتمی را با «فرار» می‌زنند، روحانی با برچسب «توطئه» مواجه شد. روزنامه فرانسوی فیگارو در گزارشی ادعا کرد که اقدام داخلی برای برکناری رهبر در جریان بوده و روحانی با همراهی محمدجواد ظریف و برخی چهره‌ها به‌دنبال سلب اختیار از رهبری بوده است. ادعایی سنگین که بلافاصله با شایعات «حصر خانگی» و «بازداشت» تکمیل شد. پیش‌تر نیویورک‌تایمز هم در گزارشی از نقش‌آفرینی پشت‌پرده روحانی و افزایش وزن سیاسی لاریجانی در مدیریت شرایط بحرانی نوشته بود. نیویورک تایمز مدعی شد که با افزایش احتمال درگیری نظامی میان آمریکا و ایران، رهبر ایران، مأموریت تضمین بقای ساختار سیاسی و مدیریت شرایط جنگی را به علی لاریجانی واگذار کرده است. این گزارش‌ها در داخل کشور بازتاب گسترده‌ای پیدا کرد و برخی چهره‌های تندرو آن را دستمایه حملات تازه قرار دادند. اما پاسخ روحانی، حضور علنی در مراسم‌های عمومی بود؛ حضوری که عملاً روایت «حصر» را زیر سوال برد. نزدیکان او نیز تأکید کردند جلسات وی با وزرا و کارشناسان، روندی عادی و همیشگی دارد و هیچ اقدام غیرمعمولی در کار نیست.
نکته معنادار این است که همان‌قدر که رسانه‌های خارجی روحانی را به‌عنوان «آلترناتیو درون‌سیستمی» برجسته می‌کنند، جریان‌های تندرو در داخل می‌کوشند، او را به «کودتاچی بالقوه» تبدیل کنند. دو لبه قیچی که هر دو یک هدف مشترک دارند: حذف روحانی از معادله آینده. استفاده از واژه «کودتا» اهمیت ویژه‌ای دارد. این واژه در ادبیات سیاسی ایران بار امنیتی سنگینی دارد و می‌تواند هر کنش سیاسی را از چارچوب رقابت عادی خارج کرده و به سطح تهدید امنیتی ارتقا دهد. برچسب «کودتا» درواقع عملاً مشروعیت هرگونه فعالیت آینده را از پیش زیر سوال می‌برد.
در این میان، بررسی زمان‌بندی و محتوای این شایعات نشان می‌دهد که هدف صرفاً تخریب شخصی نیست و می‌توان، چند فرضیه را برای این شایعات مطرح کرد: اولین فرضیه در بستر رقابت برای آینده قدرت معنا پیدا می‌کند؛ در دوره‌هایی که بحث‌های غیررسمی درباره آینده ساختار قدرت و سناریوهای انتقال مطرح می‌شود، چهره‌های باتجربه و شبکه‌دار به‌طور طبیعی به‌عنوان گزینه‌های بالقوه دیده می‌شوند. تخریب پیش‌دستانه می‌تواند، راهی برای حذف آنان از معادله باشد. فرضیه دوم را می‌توان بر تلاش برای حذف «گزینه میانه» بنا نهاد؛ میانه‌روها معمولاً در بزنگاه‌های بحرانی به‌عنوان گزینه‌ای برای کاهش تنش و بازگشت به گفت‌وگو مطرح می‌شوند. برای جریان‌های رادیکال، وجود چنین گزینه‌ای تهدید محسوب می‌شود زیرا می‌تواند، پروژه دوقطبی‌سازی و انحصار سیاسی را تضعیف کند. سومین فرضیه را هم می‌توان تلاشی برای انحراف افکار عمومی تلقی کرد؛ در شرایط فشار اقتصادی و تهدید خارجی، برجسته شدن شایعات سیاسی می‌تواند توجه افکار عمومی را از مطالبات معیشتی منحرف کند. دعواهای درون‌حاکمیتی همواره سوژه‌ای جذاب‌تر از بحث‌های پیچیده اقتصادی است.
درباره منشأ شایعات گرچه تعیین دقیق آن دشوار است اما می‌توان از سه سطح سخن گفت. رسانه‌های خارجی که با انتشار گزارش‌های مبتنی بر منابع ناشناس، تصویری از شکاف درون حاکمیت ارائه می‌دهند و ناخواسته یا آگاهانه به خوراک تبلیغاتی جریان‌های داخلی تبدیل می‌شوند. جریان‌های تندرو داخلی که از تضعیف میانه‌روها سود سیاسی می‌برند و بازگشت آنان به عرصه قدرت را تهدیدی برای موقعیت خود می‌دانند و درنهایت، شبکه‌های غیررسمی شایعه‌پراکنی در فضای مجازی که بدون هویت مشخص، روایت‌ها را بازتولید و تقویت می‌کنند.

چه کسانی از این فضا سود می‌برند؟
اما اگر بخواهیم بدانیم چه کسانی از این فضا سو می‌برند باید رد این شایعات را بگیریم. در نتیجه نیز به یک طیف مشخص می‌رسیم: رادیکال‌هایی که در داخل و خارج از کشور از بازگشت میانه‌روها به مرکز سیاست هراس دارند. این جریان، هم در رسانه‌های داخلی فعال است و هم از هم‌صدایی ناخواسته برخی رسانه‌های خارجی بهره می‌برد. برای این طیف، خاتمی و روحانی نه به‌خاطر گذشته‌شان بلکه به‌خاطر «امکان آینده» خطرناک‌ هستند. میانه‌روها، برخلاف اپوزیسیون برانداز، هنوز زبان ساختار را می‌دانند؛ می‌توانند مذاکره کنند، اجماع بسازند و در بزنگاه‌ها نقش میانجی داشته باشند. همین قابلیت است که باید تخریب شود.
در مورد خاتمی، تصویر سیاستمدار گریزان برجسته می‌شود؛ در مورد روحانی، سیاستمدار توطئه‌گر. این دو تصویر، اگرچه متفاوت به‌نظر می‌رسند اما هدف مشترکی دارند: بی‌اعتبارسازی اخلاقی و سیاسی. وقتی یک چهره فراری یا کودتاچی معرفی شود، دیگر نیازی به بحث درباره کارنامه یا برنامه‌هایش نیست. برچسب‌ها جای تحلیل را می‌گیرند و حذف سیاسی ساده‌تر می‌شود.
اما چرا حالا این شایعات مطرح شده؟ پاسخ ساده است؛ در شرایطی که فشار خارجی، نارضایتی داخلی و ابهام در آینده به‌هم رسیده‌اند، هر نیرویی که بتواند روایت «ثبات از مسیر اصلاح» را زنده کند، مزاحم است. شایعه هم ارزان‌ترین ابزار حذف است؛ بی‌هزینه‌تر از پرونده قضایی و مؤثرتر از سانسور.

نبرد بر سر روایت آینده
آنچه امروز در قالب شایعه علیه خاتمی، روحانی و حتی لاریجانی جریان دارد، بخشی از نبرد بزرگ‌تر بر سر روایت آینده سیاست ایران است و از شایعه، در این میان به‌عنوان ابزاری برای مهندسی ذهن‌ها استفاده می‌شود. شایعه حتی اگر تکذیب شود، می‌تواند بذر تردید را بکارد و اگر در ذهن بخشی از جامعه این تصور شکل بگیرد که خاتمی «رفته» یا روحانی «در حصر» است، هدف شایعه‌سازان تا حدی محقق شده است. مسئله اصلی نه صحت خبر بلکه جهت‌گیری موجی است که چند چهره شاخص میانه‌رو را هدف گرفته است. خروج خاتمی، ادعای کودتای روحانی و بزرگ‌نمایی نقش لاریجانی، قطعات یک پازل‌ هستند؛ پازلی که هدفش بازتعریف تهدید و بستن مسیر میانه‌روی است. در این بازی حقیقت چندان مهم نیست؛ آنچه اهمیت دارد، القای ترس است؛ ترس از اصلاح، ترس از تعادل و ترس از بازگشت عقلانیت به سیاست.

sazandegi

«پست قبلی

پست بعدی»

پست های مرتبط

بحران پرهزینه

چرا رخدادهای دی‌ماه ۱۴۰۴ خسارت‌بار و پرتلفات شد؟ به‌ قلم؛ علی‌محمد حاضری؛…

۵ اسفند ۱۴۰۴

مخالفت اروپا با جنگ

“کایا کالاس”، مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا می‌گوید: اروپا خواهان جنگ جدیدی…

۵ اسفند ۱۴۰۴

چهار فرصت از دست رفته

روایت محمد عطریان‌فر از پرونده هسته‌ای، رادیکالیسم داخلی و سایه جنگ درگفت‌وگو…

۴ اسفند ۱۴۰۴

دیدگاهتان را بنویسید