رنگ‌زمینه

سینما در سایه غم

حضور کمرنگ اما مؤثر ستاره‌ها در یادبود جواد گنجی

در مراسم روز دوشنبه در محل خانه سینما، می‌شد چهره امروز سینمای ایران را دید. در میان موسیقی جنوبی و سنج و دمام و مردان و زنان عزادار هرچند اندک اما تعدادی از افراد سرشناس نیز دیده می‌شدند. آنها با چشمانی غمگین و قلب‌های آزرده برای مراسم یادبود جواد گنجی، کارگردان و دستیار کارگردان سینما و تلویزیون به‌خانه سینما آمده بودند.

مرگ در ۳۹ سالگی
جواد گنجی، اهل همدان و دوست قدیمی بهرام افشاری بود. این بازیگر درحالی‌ که کلاه سیاه رنگی روی سر گذاشته بود و به‌خاطر بغض و اشک، توان کامل صحبت نکردن نداشت، پشت میکروفن قرار گرفت و از روزها و خاطرات خوشش با گنجی گفت. از روزهای همکاری در همدان تا هم‌خانه بودن در تهران. گنجی جوان ریزنقش و پرانرژی پشت‌صحنه سینما بود و احتمالاً با آرزوهای بزرگ که روز هجدهم دی‌ماه و در اوج حوادث بر اثر شلیک گلوله کشته شد.
اما بی‌تردید شهاب حسینی، یکی از مهم‌ترین چهره‌های حاضر در مراسم بود؛ با یک پالتوی مشکی، ریش‌هایی که معلوم بود چند روزی هست اصلاح نشده‌اند و چشمانی غمگین. او که از اواخر دهه ۸۰ تا اواخر دهه ۹۰ به مدت ۱۰ سال، محبوب‌ترین ستاره سینمای ایران بود، طی سال‌های اخیر به‌شدت تحت‌فشار رسانه‌ای و مجازی قرار داشته است. با این ‌حال همانطور که در سال ۱۴۰۱ برای آزادی برخی از چهره‌ها مانند ترانه علیدوستی، دست به‌عمل زد، این ‌بار نیز به‌عنوان یکی از معتبرترین چهره‌های سینما، پشت تریبون قرار گرفت: «او یکی از ده‌ها هزار داغی است که بر دل جامعه نشسته است. سیاستمداران مخاطب سینما نیستند که اگر بودند، منش و روش‌شان این نبود. ما فیلم می‌‎بینیم و فیلم‌ها برایمان جنبه آموزشی دارد. تفاوت هنرمند و سیاستمدار همیشه همین بوده است. سیاستمداران مخاطب سینما نیستند».
او با چهره‌ای ظاهراً آرام و صدایی در گام پایین صحبت کرد اما از چشم‌هایش اندوه می‌بارید: «از خانه سینما می‌خواهم، واکنش‌هایش هم‌سو و هم‌دل با مردم باشد. تعداد زیادی از عزیزان ما در بازداشت و خطر احکام بسیار سنگین هستند».

سکانس پایانی شیندلر
شهاب حسینی در پایان حرف‌هایش به سکانش پایانی فیلم فهرست شیندلر ساخته استیون اسپیلبرگ اشاره کرد، جایی‌ که اسکار شیندلر، تاجر یهودی با بازی لیام نیسون، وقتی حلقه طلا را روی انگشت خودش می‌بیند، اشک می‌ریزد چرا‌که با این انگشتر می‌توانست جان یک نفر دیگر را از کشته‌ شدن نجات بدهد. او با این استعاره از خانه سینما خواست که برای کمک به بازداشتی‌ها و کسانی‌ که احکام سنگین دارند، دست به کار شود.

چهره سینمای ایران
رامبد جوان، دیگر چهره مطرح حاضر در مراسم بود. او البته در میان سخنرانان نبود اما حضورش معنا‌دار بود، هرچند او نیز مانند شهاب در حوادث ۱۴۰۱ نیز برای کمک به برخی از چهره‌های سینمایی دربند اقداماتی انجام داده بود. رامبد جوان هم یکی از محبوب‌ترین چهره‌هایی است که طی سال‌های اخیر از آن میزان بالای محبوبیت اجتماعی فاصله گرفته است.
با این‌ حال تعداد ستاره‌های سینما در این مراسم به‌حدی نبود که بازتاب رسانه‌ای گسترده‌ای پیدا کند. فریبا کوثری و محمد بحرانی از دیگر بازیگران مشهوری بودند که می‌شد در بین جمعیت حاضر در مراسم تشخیص‌شان داد. اما چرا خبری از دیگر ستاره‌های سینمای ایران نبود، آن ‌هم در مراسمی که در خانه سینما برگزار می‌شد؛ جایی ‌که می‌‎تواند مأمن و محل دیدار و گردهمایی سینمایی‌ها باشد. آن‌ هم در روزهایی که به‌دلیل تمام حوادث و مسائلی که طی ماه‌های اخیر در کشور وجود داشته عملاً سینما و هنرهای نمایشی از سبد فرهنگی جامعه در خطر حذف قرار دارد.
آیا دیگر بازیگران و عوامل سرشناس مشغول کار و به قول معروف سر صحنه! بودند که نتوانستند در این مراسم حضور داشته باشند؟! مراسمی که می‌توانست به یک گردهمایی مؤثر از سوی سینماگران برای بررسی و حل مشکلات و چالش‌ها تبدیل شود. البته که بعید است با توجه به رکورد کلی بازار تولیدات (به‌خصوص سینمایی) تمام ستاره‌های مطرح سینمای ایران درگیر انجام کار بوده باشند. این مراسم شاید بیانگر این موضوع نیز باشد که سینماگرانی که طی دهه‌های اخیر به چهره‌های اصلی تولیدات فرهنگی تبدیل شدند، در اثر حوادث و رویدادهایی که جامعه فرهنگی را نیز متأثر کرده است از این مجموعه فاصله گرفته‌اند. شاید هم عده‌ای دچار تردید هستند چرا‌که نمی‌دانند حضور مؤثرشان به‌عنوان چهره‌های اصلی یک صنف مهم، چه بازتابی در جامعه خواهد داشت. شاید الگوریتم غیرقابل پیش‌بینی واکنش‌های اجتماعی در سال‌های اخیر نیز نقش مهمی در انزوا و درون‌گرایی چهره‌های مطرح فرهنگی داشته است. هرچند نباید فراموش کرد که طی حوادث و اتفاقات کشور، به‌خصوص از سال ۱۴۰۱ به‌بعد، بسیاری از چهره‌های مطرح سینمایی یا به خواست خود یا به جبر از این کار فاصله گرفتند.
با این‌ وجود، آنچه به‌عنوان نمای اصلی جامعه سینمای ایران، روز دوشنبه در خانه سینما ثبت شد، نمایی اندوهگین و خلوت از ستاره‌های دور شده بود و شاید این نما بت واند، بیانی صریح از وضعیت امروز سینمای ایران باشد. سینمایی که سال‌هاست سردرگم برای یافتن ساختار و مسیری پویا بوده در ماه‌های اخیر بیش از هر زمان دیگری به بازاری راکد و ورشکسته شبیه شده است.

 

برچسب ها :

sazandegi

«پست قبلی

پست بعدی»

پست های مرتبط

خاموشی صدای کوروش

عبدالمجید ارفعی، پژوهشگر و اولین مترجم منشور کوروش در ۸۶سالگی درگذشت. سازندگی…

قمار بزرگ

علی میرسپاسی در کتاب انقلاب آرام ایران چرخش گفتمانی پهلوی دوم را…

خداحافظی وریا

وریا غفوری به ناگهان از تیم استقلال کنار گذاشته شد وریا در…

۵ اسفند ۱۴۰۴

دیدگاهتان را بنویسید