صدا و سیما چه اهداف و انگیزههایی در ناکارآمد جلوه دادن دولت دارد؟
بهقلم؛ مجید فراهانی؛ رئیس شورای مرکزی حزب ندای ایرانیان
![]()
![]()
![]()

![]()
صداوسیمای جمهوری اسلامی ایران، همانگونه که در گذشته نیز سوابق متعددی از آن مشاهده شده در برخی مقاطع اهداف گوناگونی را در راستای ناکارآمد جلوه دادن دولتها دنبال کرده است. این اهداف را میتوان در چند محور اصلی مورد بررسی قرار داد. نخستین محور، اهداف سیاسی است. در بسیاری از موارد، صداوسیما با برجستهسازی ضعفها و مشکلات دولت تلاش میکند به کاهش محبوبیت سیاسی آن کمک کند. این رویکرد معمولاً زمانی پررنگتر میشود که دولت مستقر از منظر این رسانه در جناحی متفاوت یا رقیب تعریف شود. در چنین شرایطی، صداوسیما میکوشد از ظرفیت رسانهای خود برای کاهش سرمایه اجتماعی و سیاسی دولت استفاده کند و زمینه را برای تقویت جریان سیاسی مورد حمایت خود فراهم آورد. دومین هدف را میتوان در تأثیرگذاری بر انتخاباتهای آینده جستوجو کرد. اگر یک رسانه فراگیر بتواند، تصویری از ناکارآمدی دولت در ذهن افکار عمومی ایجاد کند این تصویر میتواند در رفتار انتخاباتی شهروندان اثرگذار باشد. از این منظر، ناکارآمد جلوه دادن دولت ممکن است به صورت مستقیم یا غیرمستقیم به سود یک جریان سیاسی خاص تمام شود و در نهایت به تحقق اهداف سیاسی آن جریان در انتخاباتهای آتی کمک کند. محور سوم به منافع اقتصادی و اجتماعی بازمیگردد. به هر حال برخی از سیاستهای اقتصادی و اجتماعی دولتها ممکن است با منافع گروههای خاصی که از حمایت یا نفوذ بیشتری در ساختار رسانهای برخوردارند، در تضاد قرار گیرد. در چنین شرایطی، این گروهها تلاش میکنند با بهرهگیری از ظرفیتهای رسانهای، دولت را تحت فشار قرار دهند. نتیجه این رویکرد، برجسته شدن کاستیها و مشکلات اجرایی دولت و القای تصویری از ناکارآمدی آن در افکار عمومی است. موضوع دیگری که باید مورد توجه قرار گیرد، تأثیرات و ملاحظات بینالمللی است. در برخی موارد بهویژه هنگامی که دولت تحت فشارهای خارجی قرار دارد یا با چالشهای بینالمللی روبهرو شده است، صداوسیما ممکن است این شرایط را نشانهای از ضعف دولت تلقی کند. در چنین وضعیتی، این رسانه با تشدید انتقادات و افزایش حجم تبلیغات منفی علیه دولت تلاش میکند این تصور را در جامعه تقویت کند که دولت در مواجهه با چالشهای خارجی و بینالمللی ناتوان و ناکارآمد عمل کرده است. عامل مهم دیگر، مسئله کنترل روایتهاست. صداوسیما به عنوان یک رسانه فراگیر و تأثیرگذار معمولاً تلاش میکند، روایتهای مورد نظر خود را در عرصه عمومی تثبیت کند. هنگامی که دولت نتواند یا نخواهد با این روایتها همسو شود احتمال افزایش فشار رسانهای علیه آن وجود دارد. در چنین شرایطی ناکارآمد جلوه دادن دولت میتواند، ابزاری برای حفظ و تقویت روایت مسلط و جلوگیری از شکلگیری روایتهای رقیب باشد. در کنار این موارد نباید از نقش انتقادات عمومی نسبت به عملکرد دولت غافل شد. تجربه نشان داده در دورههایی که جامعه با مشکلات اقتصادی و اجتماعی گسترده مواجه است، صداوسیما نیز تلاش میکند، همسو با مطالبات و انتقادات عمومی حرکت کند. برای مثال در شرایطی که کشور با تورم بالا، مشکلات ناشی از تخریب زیرساختها، دشواریهای واردات کالاهای اساسی، افزایش بیکاری و سایر پیامدهای اقتصادی و اجتماعی ناشی از جنگ یا فشارهای خارجی روبهرو باشد، طبیعی است که انتقاد از عملکرد دولت افزایش یابد. در چنین فضایی، صداوسیما نیز میتواند با برجستهسازی این مشکلات بر موج نارضایتیهای عمومی سوار شود و تصویری پررنگتر از ناکارآمدی دولت ارائه دهد. در مجموع، نقش صداوسیما در ناکارآمد جلوه دادن دولت را باید پدیدهای چندوجهی دانست که تحت تأثیر عوامل سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و بینالمللی شکل میگیرد. میزان و شیوه بروز این رویکرد نیز بسته به شرایط زمانی و تحولات محیطی متفاوت است و معمولاً ترکیبی از عوامل یاد شده در شکلگیری آن نقش دارند.

