“ميثم نيلي”، عضو پيشين شوراى مركزى جبهه پايدارى و از نزديكان خانواده سيدابراهيم رئيسى در واكنش به احتمال توافق ايران و آمریکا كه زير نظر مقامات ارشد نظام و نهادهاى ذىربط در حال انجام است، مخالفان توافق را به عدم سكوت و اعتراض خيابانى فراخواند. “سازندگی” به اين بهانه به بررسى مواضع تندروها و حملات سازمان يافته آنها پرداخته است
![]()

در شرایطی که احزاب، تشکلها و حتی گروههای صنفی در ایران برای برگزاری تجمعات با محدودیتهای جدی مواجهند و هرگونه تجمع رسمی، مستلزم طی کردن فرآیندهای قانونی و اخذ مجوزهای مشخص است، و همزمان در فضایی که زمزمههای امضای توافق میان ایران و آمریکا، با محوریت تصمیمگیری و مصلحتاندیشی در سطوح عالی نظام بهگوش میرسد، بخشی از چهرهها و جریانهای تندرو به مخالفت رسانهای با این روند بسنده نکرده و صراحتاً مردم را به شورش دعوت میکنند. در همین چارچوب، میثم نیلی، برادر داماد ابراهیم رئیسی و مدیرمسئول رجانیوز، روز گذشته در توئیتی مردم را به کنش خیابانی فراخواند و نوشت که «باید با فریاد و قدرت خیابان، به دشمن و برخی سیاسیون فهمانید که ما مردم از خطوط قرمز واضح رهبرمان نمیگذریم و توافق ذلتآور با شیطان و قاتل امام خویش را هرگز نمیپذیریم»! همزمان، مجمع نمایندگان استان قم، با صدور فراخوانی از مردم این استان خواست تا در تجمعی باعنوان «لبیک یا خامنهای» حضور یابند، که محور آن اعلام حمایت از «تحقق کامل خطوط قرمز رهبری در مذاکرات» عنوان شده است. در چنین فضایی، پرسش مهم و قابلتأمل این است، در شرایطی که کشور با مجموعهای از چالشهای اقتصادی، اجتماعی و امنیتی روبهروست، این جریانها دقیقاً چه جایگاهی در ساختار قدرت دارند که میتوانند بهسادگی علیه روندهای رسمی و سیاستهای در حال پیگیری کشور فراخوان تجمع صادر کنند، مسئولان را تحتفشار قرار دهند و فضای سیاسی را ملتهب کنند، بیآنکه با آنها برخوردی صورت گیرد یا لااقل، همان محدودیتهایی که برای سایر گروهها اعمال میشود، شامل حالشان شود؟ در مرکز حاشیهها و جنجالهای اخیر، نام میثم نیلی قرار دارد؛ مدیرمسئول رجانیوز و یکی از چهرههای شناختهشده جریان موسوم به جبهه پایداری. نیلی روز گذشته در شبکه اجتماعی ایکس از مردم خواست «ساکت ننشینند» و با «فریاد و قدرت خیابان» مانع آنچه «توافق ذلتآور» میخواند، شوند. دعوتی که بهمنظور اعمالفشار علیه روندی اتخاذ شده که در صورت تحقق، از مجاری رسمی نظام عبور کرده و طبیعتاً بدون موافقت نهادهای عالی تصمیمگیر کشور امکان اجرا نخواهد داشت. نیلی در پیام خود مدعی شد، گروهی از سیاستمداران در حال تحمیل توافقی مشابه برجام یا حتی کاپیتولاسیون هستند و تأکید کرد، مخالفان باید با حضور در خیابانها، مانع این روند شوند. همزمان با این موضعگیری، رجانیوز، رسانه تحتمدیریت او هم به یکی از اصلیترین پایگاههای حمله به توافق احتمالی تبدیل شده و طی روزهای گذشته، مجموعهای از گزارشها و یادداشتها را در مخالفت با توافق منتشر کرده است. از ادعای برگزاری مراسم امضای توافق در ژنو همزمان با سالروز تولد دونالد ترامپ گرفته تا انتقاد از آنچه «جشن امضای توافق با قاتل رهبر شهید» نامیده است. این رسانه همچنین با انتشار گزارشهایی درباره محرمانه بودن مذاکرات، مدعی شده مجلس از روند گفتوگوها کنار گذاشته شده و هزینه توافق احتمالی بهزعم این رسانه حتی از برجام هم بیشتر است. در گزارشهای متعدد این رسانه، توافق احتمالی بهعنوان توافقی «خسارتبار»، «ضعیفتر از برجام» و در برخی موارد «بدتر از خسارت محض» توصیف شده است. میثم نیلی که در حال حاضر یکی از پرچمداران مخالفت با توافق است، متولد ۱۳۵۹ و دارای مدرک کارشناسی کشاورزی از دانشگاه صنعتی اصفهان است. او از فعالان سابق اتحادیه جامعه اسلامی دانشجویان و عضو پیشین شورای مرکزی جبهه پایداری محسوب میشود. نام او طی دو دهه گذشته عمدتاً بهواسطه مدیریت رجانیوز و حضور در شبکهای از نهادهای فرهنگی و رسانهای اصولگرا مطرح شده است. فعالیت سیاسی او البته فقط محدود به رسانه نیست. برادرش مقداد نیلی، همسر ریحانهالسادات رئیسی، دختر ابراهیم رئیسی، رئیسجمهور سابق است. پدر آنها، حسین نیلی احمدآبادی در دهه ۶۰ وزیر معادن و فلزات بود.
همین پیوندهای خانوادگی و سیاسی هم باعث شده که طی سالهای اخیر، نام میثم نیلی بارها در گزارشها و تحلیلهای مربوط به شبکه قدرت در کشور مطرح شود. نیلی در سالهای گذشته، مسئولیتهای متعددی برعهده داشته است؛ از عضویت در شورایعالی خبرگزاری جمهوری اسلامی و هیأت امنای بنیاد سینمایی فارابی تا حضور در شورایعالی کتاب صداوسیما، اتاق فکر شبکه سه، هیأتمدیره مؤسسات فرهنگی و انتشاراتی و مشاورت در وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی.
او از چهرههای اثرگذار جریان فرهنگی اصولگرا بهشمار میرود که دامنه نفوذش، فراتر از جایگاه رسمی او ارزیابی میشود، هرچند حامیانش او را بیشتر در قالب فعالان فرهنگی جبهه انقلاب معرفی میکنند. سایت تحت مدیریت او، رجانیوز، از نظر خطمشی سیاسی به جریان سعید جلیلی نزدیک تلقی میشود. این رسانه ابتدا در حمایت از دولت محمود احمدینژاد شکل گرفت و در ادامه نیز عمدتاً با رویکردی تند در حوزه سیاست خارجی شناخته شد؛ تا جایی که در مقاطعی حتی با انتقاد برخی جریانهای اصولگرا مواجه شد و از جمله در سال ۱۳۹۰ شهید علی لاریجانی از ۴۵ خبر منتشرشده در این سایت شکایت کرد. نام میثم نیلی همچنین در برخی حواشی سیاسی نیز مطرح بوده است؛ از نقدها به برخی انتصابات در دولت رئیسی گرفته تا ماجرای موسوم به «سیسمونیگیت» که در آن برخی چهرهها از نقشآفرینی او در پشت صحنه برای تخریب محمدباقر قالیباف، رئیس وقت مجلس، سخن گفتند.
در کنار نیلی، طیف دیگری از مخالفان توافق نیز در روزهای اخیر فعال شدهاند. مجمع نمایندگان استان قم شامل مجتبی ذوالنوری، قاسم روانبخش و محمدمنان رئیسی با صدور فراخوانی از مردم خواستند طی روزهای آتی در تجمعی با عنوان «لبیک یا خامنهای» شرکت کنند که هدف آن، حمایت از «تحقق کامل خطوط قرمز رهبری در مذاکرات» عنوان شده است! سیدمحمود نبویان، نماینده تهران و از چهرههای شاخص جبهه پایداری هم که این روزها بسیار پرکار شده و از تندترین منتقدان توافق احتمالی است، متنهای منتشرشده درباره توافق را «خسارتبار» توصیف کرده و مدعی شده لغو واقعی تحریمها در آن تضمین نشده است. نبویان همچنین در موضعی دیگر برخی مسئولان را ترسو خطاب کرده و با متهم کردن آنها به «آمارسازی» تأکید کرده که در مسیر تسلیم ایران حرکت میکنند و حتی تهدید به افشای نام آنها در صورت عدم اصلاح کرده است.
امیرحسین ثابتی، نماینده تهران هم در یکی از تجمعات شبانه اعلام کرده براساس اطلاعاتی که در اختیار دارد، توافق احتمالی «ضعیفتر از برجام» خواهد بود و نه گشایش اقتصادی ایجاد میکند و نه امنیت کشور را تضمین خواهد کرد. او تأکید کرده که اگر بخواهیم امنیتمان را حفظ کنیم باید بیشتر از همیشه آماده جنگ باشیم وگرنه با ژست مذاکره و گفتوگو و تن دادن به توافق به هر قیمت، امنیت کشور نیز در درازمدت بیشتر آسیب خواهد دید.
مخالفان؛ از مجلس تا خیابان
در سطح رسانهای هم روزنامه کیهان دوباره ساز مخالفت کوک کرد و با ادبیاتی تند، هشدار داد که نباید هیچ امتیازی به آمریکا داده شود و توافق را در چارچوب ادامه نبرد با واشنگتن تحلیل کرده است. روزنامه خراسان نیز در یادداشتی استدلال کرده که هر توافق احتمالی صرفاً زمان نبرد نهایی میان ایران و آمریکا را به تعویق میاندازد. اما همه اصولگرایان در این جبهه قرار ندارند. روزنامه جوان در یادداشتی انتقادی به جریانهای مخالف توافق حمله کرد. این روزنامه بخشی از منتقدان توافق را متهم میکند که با «توهمسازی درباره جنگ و مذاکره» و نادیده گرفتن واقعیتهای میدان، بهجای تحلیل کارشناسی، به سمت ایجاد فضای احساسی و بیثباتی سیاسی حرکت میکنند. جوان تأکید میکند که مخالفان توافق، درک دقیقی از سازوکارهای جنگ و دیپلماسی ندارند و با سادهسازی شرایط مذاکره را معادل «تسلیم» میگیرند؛ درحالی که از نگاه این روزنامه سیاست خارجی ترکیبی از مذاکره و مقاومت است. همچنین این جریانها متهم شدهاند که با بیاعتمادی مطلق به نهادهای رسمی و تیم مذاکرهکننده عملاً به تضعیف تصمیمگیری ملی کمک میکنند. روزنامه جوان همچنین هشدار میدهد که برجستهسازی شعارهای تند علیه توافق و تحریک افکار عمومی برای تقابل خیابانی میتواند به بیثباتی سیاسی منجر شود و در نهایت به نفع دشمنان خارجی تمام شود. این روزنامه از منتقدان خواست به نهادهای رسمی، رهبری و مذاکرهکنندگان اعتماد کنند و هشدار داد که نباید زمینه هرجومرج سیاسی فراهم شود.
روزنامه فرهیختگان اما در تحلیل فضای شکلگرفته پیرامون توافق احتمالی بر مسئله «جنگ روایتها» و ضعف در اطلاعرسانی رسمی تأکید دارد. این روزنامه معتقد است در شرایطی که متن دقیق توافق هنوز بهصورت رسمی منتشر نشده، بخش مهمی از مناقشه سیاسی بر پایه گمانهزنیها و برداشتهای ناقص شکل گرفته و همین موضوع به تشدید فضای دوقطبی کمک کرده است. از نگاه «فرهیختگان» بخشی از مخالفتهای تند با توافق بیش از آنکه مبتنی بر جزئیات فنی متن باشد تحتتأثیر تجربه برجام و فضای رسانهای پیرامون آن است؛ فضایی که باعث شده، تحلیلها گاهی جای خود را به پیشداوری بدهند. این روزنامه در نهایت هشدار میدهد که ادامه این وضعیت میتواند، فرآیند تصمیمگیری را از مسیر کارشناسی خارج کرده و آن را به سطح جدالهای رسانهای و سیاسی تقلیل دهد.
روزنامه جمهوری اسلامی هم در نقد هر دو سوی افراطی ماجرا نوشت نه تصور پیروزی مطلق و نه تصور شکست مطلق هیچکدام با واقعیت منطبق نیست و کشور نیازمند تصمیمگیری عقلانی و دوری از توهمسازی است. این روزنامه نوشت: برای این نیاز باید به سمت تولید قدرت ملی رفت و راه را بر توهمفروشی بست. توهم پیروزی پیشهنگام مثل ترس پیشامرگ، غیرواقعی و خطرناک است. هر دو توان و ظرفیتهای کشور را در ضریبی بالا میفرساید. گزارههایی از این دست که «ما آمریکا را زمین زدیم و روی سینهاش نشستیم که کار را تمام کنیم اما ناگهان رفتیم پای میز مذاکره و میخواهیم توافقی بکنیم که او بیاید و بنشیند روی سینه ما» جز همین توهم پیروزی پیشهنگام نیست. اشاره این روزنامه به اظهارات اخیر نبویان در این باره است. این روزنامه در ادامه مینویسد: صحنه نبرد مختصات خاص خود را دارد. درست فهم نکنیم به تصمیم درست هم نمیرسیم. کسی هم آرزوها و تصوراتی که در چارچوب توهم قاب شود را به چیزی نمیخرد. از هر دو سو توهم بیخریدار میماند. هم از این جماعتی که ما را پیروز مطلق نظامی میپندارد و از ۱۰ قدمی، میخهای شل شده خیمه معاویه را میشمارد تا آن جماعتی که چنان شب زده اینترنشنال شدهاند که هیچ صبح موفقی در این خاک متصور نیستند.
تأکید موافقان بر مدیریت سیاسی تنشها
در سوی دیگر میدان، حامیان مذاکرات و منتقدان جریان تندرو هم به این تحرکات واکنش نشان دادهاند. سیدمهدی طباطبایی، معاون ارتباطات و اطلاعرسانی دفتر رئیسجمهور، در شبکه اجتماعی ایکس نوشت: «وحدتشکنانی که با مواضع تند و ظاهراً انقلابی در پی ایجاد تفرقه میان صفوف ملت هستند، یا ناآگاهند و نیازمند روشنگریاند یا مأمورند و باید با برخورد قانونی مواجه شوند». او تأکید کرد که این افراد برخلاف سیره رهبران انقلاب عمل میکنند و کسی فریب آنها را نخواهد خورد.
جلال رشیدیکوچی، نماینده سابق مجلس هم این جریانها را متهم کرد که «رسماً دعوت به شورش خیابانی» میکنند و در حال تضعیف نظام هستند. رشیدیکوچی نوشت: «رسماً دعوت به شورش خیابانی میکنند. به فرماندهان میدان و مذاکره علناً توهین میکنند. با قدرت تمام درحال تضعیف نظام هستند. به رهبر جدید بیپروا حمله میکنند. واو به واو کلمات ترامپ را نصبالعین تحلیلهایشان قرار دادهاند. چرا؟ چون میدانند قرار است به زبالهدان تاریخ فرستاده شوند مثل فرقان و حجتیه».
حسامالدین آشنا، مشاور حسن روحانی، نیز با اشاره به تجربه برخورد با تیم برجام در شبکه ایکس نوشت که مخالفان توافق دیگر نمیتوانند همان رفتار گذشته را با مذاکرهکنندگان امروز تکرار کنند. محمدجواد آذریجهرمی، وزیر ارتباطات دولت روحانی هم ضمن درک نگرانی مخالفان توافق در کانال تلگرامی خود تأکید کرد که مسئولان ارشد کشور نسبت به مخاطرات توافق آگاه هستند و در شرایط فعلی ایران نیز به یک دوره تنفس سیاسی، اقتصادی و امنیتی نیاز دارد. او خواستار حمایت از تیم سیاسی کشور و پرهیز از دوقطبیسازی شد.
این مناقشه اگرچه در ظاهر بر سر یک موضوع سیاسی مشخص شکل گرفته اما در عمق خود به مسئلهای بنیادیتر برمیگردد. اینکه نسبت خیابان با سیاست رسمی و نابرابری در دسترسی جریانهای سیاسی به ابزارهای اثرگذاری جمعی چیست؟ در شرایطی که برگزاری بسیاری از تجمعات سیاسی، صنفی و مدنی با محدودیتهای جدی روبهروست، دعوت به خیابان از سوی برخی جریانها عملاً به ابزار فشار سیاسی برای اثرگذاری بر روندهای در حال تصمیمگیری در چارچوب نهادهای رسمی تبدیل شده است. اما نکته مهمتر به مسئله نابرابری در دسترسی به این ابزار برمیگردد؛ چرا وقتی سایر احزاب و جریانها از توان سازماندهی و بسیج اجتماعی محروماند یا با محدودیت مواجهند، برخی جریانها به راحتی فراخوان عمومی میدهند و با آنها برخوردی نمیشود؟ چرا برخی حق دارند از خیابان بهعنوان ابزار کنش سیاسی استفاده کنند اما سایرین نه؟ این حق تا چه اندازه بهطور برابر توزیع شده است؟ پاسخ به این پرسشها، فارغ از سرنوشت توافق به توازن قدرت سیاسی و کیفیت رقابت میان جریانهای مختلف در ایران مربوط میشود؛ رقابتی که این بار علاوه بر اتاقهای مذاکره و رسانهها بر سر حق حضور در خیابان و میزان اثرگذاری بر تصمیمات کلان کشور نیز جریان دارد.

