مرور پیدایش و سیر تحول روضهخوانی در ایران
روضه و روضهخوانی، بهمعنای ذکر مصیبت سیدالشهدا و مرثیهخوانی برای ائمه معصومین(ع) است که مورد تشویق امامان و یکی از عوامل زنده ماندن نهضت حسینی و پیوند روحی و عاطفی شیعه با اولیای دین است. اشک ریختن و گریستن در مصائب اهل بیت(ع) نشانۀ عشق به آنان است و علاوه بر سازندگیهای تربیتی برای سوگوار، موجب اجر و پاداش الهی در آخرت و بهره مندی از شفاعت اباعبدالله الحسین است.تاریخچۀ روضهخوانی در ایران به عهد صفویه میرسد. کمی پیش از آغاز عهد صفویه، ملاحسین واعظ کاشفی با نگارش «روضه الشهدا» سنگ بنای آن را پایهگذاری کرد. مولف «روضه الشهدا» این کتاب را به زبان فارسی نوشت. موضوع آن درباره رویدادهای کربلا و مصائب امام حسین و اهل بیت (علیهمالسلام) است و به نظر میرسد «روضه الشهدا» اولین کتاب مقتل فارسی است که خواندن آن بین فارسیزبانان رواج داشته است. روضهخوانان از دورۀ صفویه بر مبنای محتوا و نوع گفتار به دو نوع «ذاکرین» و «واعظین» تقسیم میشدند: «ذاکرین با استفاده از ویژگیهای نقالی چون داشتن آواز خوش و تسلط بر موضوعهای نقل و شناخت روحیۀ مخاطبان و همچنین توانایی ترسیم و تجسم وقایع و تغییر در حالات و رفتار مناسب با حادثه به ذکر مصیبت و واعظین با گفتن آیات و احادیث به موعظه، پند و اندرزگویی می پرداختند». ژان کالمار دربارۀ مراسم عزاداری در دوران صفویه نوشته است: «تجدید خاطره فاجعۀ کربلا به صورتی که در زمان صفویه جانی تازه گرفت، دنباله سنتی قدیمی از آداب مذهبی است؛ مانند بقاع شهیدان کربلا، سینهزنی و روضهخوانی در روز عاشورا و در دهۀ اول محرم، که بهوسیلۀ مسلمانانی که گرایشهای عقیدتی گوناگون دارند، اجرا میشده است».
ادوار روضهخوانی
روی کار آمدن دولت صفویه و رسمی شدن مذهب شیعه در ایران به همراه نگارش کتاب «روضه الشهدا»، نقش بهسزایی در آیین سوگواری و روضهخوانی در ایام محرم داشتهاند، بهگونهای که روضهخوانی سبکی جدید از عزاداری بهحساب میآمده است. علاوه بر دوران صفویه، در عصر قاجار نیز روضهخوانی و عزاداری ادامه یافته و تعزیه نیز که در زمان صفویه مسیر تکاملی خود را پیمود، در عصر قاجار به اوج شکوفایی خود رسید. در این دوره معمولاً یک روضهخوان پیش از آغاز تعزیه، از روی کتاب «روضه الشهدا» روضه میخواند و پس از آن، تعزیه و شبیه به نمایش درمیآمد. به تدریج که تعزیه به صورت یک نمایش مذهبی مشخص و مستقل و جا افتاده درآمد، روضهخوانهای مقدماتی نیز از آن حذف شد. روضهخوانی و عزاداری در دوران قاجاریه با صفویه از چند وجه قابل تمایز است. نخست آنکه عزاداریها به دهۀ اول محرم خلاصه نمیشد. در دورۀ صفویه معمولاً عزاداری از ماه محرم تجاوز نمیکرد، امّا در دوره قاجار مراسم عزاداری مدت زمان بیشتری را در بر میگرفت. در ماههای محرم و صفر مردم در بسیاری از محلههای تهران مراسم روضهخوانی برپا میکردند. دوم اینکه زنان از فعالترین قشرهایی بودند که در مراسم عزاداری ماه محرم، روضهخوانی و نمایشهای تعزیه شرکت داشتند و بهنوعی پررنگترین حضور اجتماعی زنان در دوران قاجار محسوب میشد. بیشترین بخش نقل روضهخوانان مانند شاخههای مختلف نقالی مذهبی ایرانی، نقل مربوط به پیامبر(ص)، اهل بیت (علیهمالسلام)، امامان خصوصاً شهادت امام حسین(ع) و یاران باوفایش بود که به شکلی تأثیرگذار و نمایشی از سوی روضهخوانان برای حاضران نقل میشد.
آداب روضه
نحوۀ اجرای روضه بدینترتیب بود که روضهخوانان به میان مردم رفته، روی یک صندلی یا منبر مینشستند و با سخنانی گیرا شهادت امام حسین(ع) و همراهانش را به شکل نمایشی بیان کرده و مردم را به گریه وامیداشتند. روضهخوانی بیشتر از انواع دیگر نقالی مذهبی به گفتار و نحوۀ بیان تکیه داشت. این افراد در سخنرانی چنان توانمند بودند که ساعتها پشتسر هم و بدون لحظهای توقف حرف میزدند. لباس و پوشش روضهخوانها هم در جای خود قابل ذکر و توجه است: «آنها به شیوهای محترمانه تر از سایر ایام لباس میپوشیدند. روی شانهها، بر پشت و روی شکم پارچهای بزرگ و سیاه میانداختند که نواری از آن به پهنای یک پا تا روی پاهایشان آویخته می شد و روی عمامه هم پارچه سیاهی می انداختند که تقریباً همه آن را میپوشاند». هر چند «روضه الشهدا» تا مدتها در میان ایرانیان یکی از اصلیترین منابع کسب اطلاع از وقایع عاشورا بود، اما در دهههای اخیر پس از وارد شدن برخی انتقادات به صحت اطلاعات تاریخی این کتاب، از شهرت و محبوبیت آن کاسته شد. روضهخوانی، سنت و سبکی مذهبی و دیرینه است که در تثبیت مذهب شیعه در ایران و شناساندن مصائب ائمه معصومین (علیهمالسلام) خصوصاً شهدای کربلا در ماههای محرم و صفر تأثیرگذار بوده است. اگرچه در مسیر تاریخ، گاهی خرافه به آن افزوده شده اما نقش روضهنویسها و روضهخوانها در این مهم امری غیرقابل انکار است.

