صدا و سیمای واقعی که توانست سینما را فتح کند
حسین خواجهامیری از ابتدای دهه ۳۰ هجری شمسی وارد سینمای ایران شد. صدای او اولینبار در فیلم «میهنپرست» به کارگردانی غلامحسین نقشینه روی پرده شنیده شد و این آغاز فصل تازه و موفقی برای ایرج بود. او سپس در فیلمهایی چون «بلبل مزرعه» ساخته مجید محسنی و «روزنه امید» بهجای بازیگرانی چون مجید محسنی و نصرتالله میخواند اما سیامک یاسمی، یکی از کارگردانان سرشناس سینمای فارسی باعث شکلگیری پیوندی شد که بخشی از تاریخ سینمای ایران را ساخت. در سال ۱۳۴۳ سیامک یاسمی، فیلمی به اسم «آقای قرن بیستم» ساخت که نقش اول آن را جوان خوشقیافه و جذاب و تازه مطرح شده سینمای ایران، محمدعلی فردین بازی میکرد. این فیلم یکی از آن فیلمهایی بود که شخصیت اصلی داستان، در جای جای فیلم و در رویدادهای مختلف، آواز میخواند. ایرج در این فیلم، ترانهای از جعفر یاسینی را در دستگاه بیات خواند و صدا بهطرزی معجزهآسا روی چهره فردین نشست. فردین شاید نظر منتقدان سختگیر سینما که قدرت بازیگری را با متر و معیارهای سختگیرانه میسنجیدند را نمیتوانست جلب کند اما در چند مورد، او بهترین بازیگر عصر خود و یا شاید بهترین در سینمای ایران بوده و هست. چهره او برای سینما ساخته شده بود و شاید اگر در هالیوود بود، میتوانست نقش قهرمانهای کلاسیک دوران طلایی را بازی کند، اما دیگر نقطهقوت او که در رونق تجارت فیلمفارسی نقش داشت، لیپسینک بود. صدای ایرج که رنگ و تن قهرمانانی از دل جامعه را داشت، طوری با چهره و بازی فردین هماهنگ شد که در عصر کمبود و محدودیت رسانهها، بسیاری نمیتوانستند باور کنند که این صدای خود او نیست.
ایرج، یک نظامی سبزه و چهارشانه با قد بلند و اندامی تنومند بود. برخلاف فردین که اغلب چهرهای بدون ریش و سبیل داشت، بیشتر مواقع سبیلی پشت لب خود داشت. انتشار عکسهای او، نشان میداد که او چهره جذاب یک مرد ایرانی را دارد، اما کاری نمیشد کرد، این صدا طوری با فردین عجین بود که هواداران پرشمار فیلمفارسی و این سوپراستار سینما، نمیتوانستند بپذیرند که این صدای زیبا و آواز و تحریرهای ظریف و دقیق، متعلق به او نیست. ایرج در ۲۶ فیلم سینمایی بهجای فردین خوانده است و شاید هم بتوان گفت فردین در این فیلمها بهجای ایرج لب زده است. با این حال، شهرت بالای فیلمهای فردین، باعث شد که در رسانهها یک دوقطبی عجیب شکل بگیرد؛ اعتبار جذابیت این قهرمان سینمایی که باعث میشود برخی، دهها بار یک فیلم را تماشا کنند، متعلق به فردین است یا ایرج؟ موضوعی که موجب اختلاف این دو نفر هم شد. ایرج بعدها گفت که علت اختلاف از آنجایی شروع شد که در یک فیلم از او خواستند که آهنگی نه در ردیفهای ایرانی مانند بیات، بلکه در سبک جاز بخواند. ایرج این را نمیپذیرد و عارف عارفکیا، موسیقی فیلم سلطان قلبها را میخواند. هرچند نمیتوان نقش رسانهها را در تشدید این اختلاف نادیده گرفت. موسیقی سلطان قلبها که توسط انوشیروان روحانی ساخته شده بود، بسیار گل کرد و شاید امروز یکی از آهنگهای کالت فارسی باشد، اما آیا صدای عارف برای فردین، همان کیفیت و هماهنگی صدای ایرج با او را داشت؟ با اینوجود، کماکان این سوال وجود داشت که این فردین بود که ایرج را به شهرت رساند یا صدای ایرج بود که باعث شهرت قهرمانانی شد که فردین بازی میکرد. البته که شهرت فراگیر ایرج را باید به حضور در فیلمفارسیها و البته خواندن بهجای قهرمانانی دانست که فردین نقششان را بازی میکرد. با اینوجود، ایرج در اوج همکاریاش با فردین، دستمزدی ۲۰۰هزار تومانی برای خواندن در یک فیلم گرفت و این در حالی است که فردین بهعنوان گرانترین بازیگر سینمای ایران و نقش اول فیلم، ۳۰۰هزار تومان دستمزد میگرفت. با اینحال، هرقدر هم که پاسخ به این سوال فردین یا ایرج؟ ناممکن بهنظر برسد، اما این زوج توانستند بخشی از طلاییترین دوران سینمای ایران (از نظر جذب مخاطب عام) را رقم بزنند.

