رنگ‌زمینه

طنین وجدان جمعی

درباره نمایش فیلم ایرانی «ناتور دشت» در جشنواره بوربانک

«ناتور دشت» ساخته محمدرضا خردمندان، در حالی در جشنواره بین‌المللی فیلم بوربانک به نمایش درآمد که این فیلم ایرانی، با تکیه بر یک داستان جنایی-اجتماعی، جست‌وجوی یک دختر گمشده را به بستری برای طرح پرسش‌هایی درباره مسئولیت فردی، اعتماد اجتماعی و نسبت میان وظیفه خانوادگی و مسئولیت در برابر جامعه تبدیل می‌کند؛ فیلمی که در کنار تحسین بازی‌ها و فیلم‌برداری، از سوی منتقد خارجی به دلیل تعدد خرده‌داستان‌ها و برخی افت‌های ریتم نیز مورد نقد قرار گرفته است. فیلم سینمایی «ناتور دشت» ساخته محمدرضا خردمندان، روز پنجم اوت ۲۰۲۶ در جشنواره بین‌المللی فیلم بوربانک در ایالت کالیفرنیا به نمایش درآمد. حضور این فیلم در یکی از رویدادهای سینمای مستقل آمریکا، فرصتی برای دیده شدن تازه‌ترین ساخته خردمندان در برابر مخاطبانی خارج از فضای سینمای ایران فراهم کرده است. آنچه این حضور را قابل‌توجه‌تر می‌کند، انتشار نقدی درباره فیلم در «هالیوود تایمز» است؛ نقدی که ضمن معرفی داستان و عوامل فیلم، بخش مهمی از توجه خود را به بازی هادی حجازی‌فر، میرسعید مولویان و شبنم قربانی، فیلم‌برداری مرتضی غفوری و ظرفیت‌های نمادین اثر اختصاص داده است.«ناتور دشت» در نخستین نمایش خود در ایران نیز فیلمی متفاوت در کارنامه محمدرضا خردمندان بود. این فیلم که محصول سال ۲۰۲۵ است و فیلم‌نامه آن را محمدرضا خردمندان و حمید اکبری خامنه نوشته‌اند، نخستین‌بار در چهل‌وسومین جشنواره فیلم فجر در ۳۱ ژانویه ۲۰۲۵ به نمایش درآمد. هادی حجازی‌فر، میرسعید مولویان، شبنم قربانی، علی صالحی، سعید آقاخانی و علی مصفا از بازیگران فیلم هستند.

دختر گمشده و آغاز یک جست‌وجو
داستان فیلم در یکی از مناطق روستایی استان گلستان می‌گذرد؛ جایی‌که زندگی آرام یک خانواده با ناپدید شدن ناگهانی یک دختربچه دگرگون می‌شود. فیلم در آغاز، تصویری آرام و روستایی از زندگی ارائه می‌کند. دختر خردسال در حال ساختن یک قایق کاغذی است تا آن را در آب رها کند و پدر معلولش که تنها یک پای سالم دارد، مشغول پاک کردن زباله‌ها و خاشاک از برکه‌ای در زمین محل زندگی‌شان است. اما این آرامش خیلی‌زود از بین می‌رود. دختر ناپدید می‌شود و پدر، وحشت‌زده، برای پیدا کردن او کمک می‌خواهد. در این نقطه، شخصیت احمد پیران وارد داستان می‌شود؛ محیط‌بان و فعال محیط‌زیست بازنشسته‌ای که با بازی هادی حجازی‌فر به یکی از محورهای اصلی فیلم تبدیل شده است. احمد در آستانه سفر به تهران است تا در مسابقه فوتبال پسرش حضور داشته باشد، اما با دیدن شرایط روستا تصمیم می‌گیرد سفر خود را لغو کند و در جست‌وجوی دختر مشارکت داشته باشد. همین تصمیم ساده، هسته اخلاقی فیلم را شکل می‌دهد: آیا انسان باید در شرایطی که مسئولیت خانوادگی دارد، از کنار یک بحران اجتماعی عبور کند یا وظیفه‌ای بزرگ‌تر در قبال دیگران برعهده بگیرد؟ احمد پیران انتخاب خود را انجام می‌دهد و به‌تدریج به رهبر عملیات جست‌وجو تبدیل می‌شود. از همین منظر، فیلم تلاش می‌کند فراتر از یک داستان درباره گم شدن یک کودک حرکت کند. دختر گمشده در روایت، بهانه‌ای برای بررسی مفهوم مسئولیت و شکل‌گیری یک واکنش جمعی است. جست‌وجوی او به‌تدریج از یک اقدام محدود خانوادگی به یک عملیات اجتماعی گسترده تبدیل می‌شود.

شکل‌گیری یک جست‌وجوی جمعی
یکی از نقاط جذاب روایت، ورود یک نوجوان روستایی مسلط به شبکه‌های اجتماعی است. او احمد پیران را متقاعد می‌کند ویدئویی یک‌دقیقه‌ای برای درخواست کمک ضبط کند. ویدئو در فضای مجازی منتشر و فراگیر می‌شود و در پی آن، گروه‌های امدادی حرفه‌ای و تعداد زیادی داوطلب برای پیدا کردن دختر وارد منطقه می‌شوند. فیلم در این بخش، فناوری را نه صرفاً به‌عنوان عنصر تزئینی، بلکه به‌عنوان ابزاری برای شکل دادن به یک واکنش اجتماعی وارد داستان می‌کند. نوجوانی که در ابتدا شخصیتی فرعی به‌نظر می‌رسد، به یکی از عوامل مؤثر در گسترش عملیات تبدیل می‌شود. او حتی با استفاده از کایت خود تلاش می‌کند منطقه را از بالا بررسی کند تا اینکه بالگرد دولتی برای جست‌وجوی دقیق‌تر وارد عمل می‌شود. این بخش از فیلم، تصویری از قدرت ارتباطات جدید و شکل‌گیری اعتماد جمعی ارائه می‌دهد؛ جایی‌که یک پیام کوتاه می‌تواند افراد بسیاری را درگیر مسئله‌ای کند که در ابتدا تنها مشکل یک خانواده و یک روستا بوده است.

احمد پیران در برابر ایهان
در کنار خط اصلی جست‌وجوی دختر، فیلم داستان شخصیت ایهان را نیز دنبال می‌کند؛ مردی که برای احمد پیران کار می‌کند و گذشته‌ای پرمسئله دارد. ایهان که سابقه اعتیاد داشته، با کمک احمد صاحب شغل شده است. او قطعه زمینی را از پدرش به ارث برده و تلاش می‌کند با فروش آن، پول مورد نیاز برای ازدواج با زن مورد علاقه‌اش را فراهم کند. اما شخصیت ایهان به‌تدریج از یک مرد گرفتار مشکلات مالی به شخصیتی مشکوک و تهدیدآمیز تبدیل می‌شود. او می‌خواهد زن مورد علاقه‌اش را با خود همراه کند و به تهران ببرد و در این مسیر با افرادی مشکوک ارتباط پیدا می‌کند. میرسعید مولویان در نقش ایهان یکی از بازی‌های مورد توجه فیلم را ارائه کرده است. منتقد «هالیوود تایمز» او را شخصیتی پیچیده و چندلایه توصیف کرده و معتقد است تیک‌های عصبی و نگاه نافذ مولویان باعث شده ایهان همزمان ترسناک و قابل‌ترحم به‌نظر برسد. در مقابل، هادی حجازی‌فر در نقش احمد، شخصیتی آرام، مسئول و قابل اعتماد را شکل داده است. احمد در این خوانش، نماینده وجدان بیدار جامعه است و ایهان نماد تاریکی درونی انسان. تقابل این دو شخصیت، بنابراین، تنها یک درگیری داستانی نیست، بلکه در سطحی نمادین به تقابل خیر و شر در وجود انسان اشاره دارد. شبنم قربانی نیز در نقش زن مورد علاقه ایهان، حضوری تأثیرگذار دارد. زنی که یک دختر از ازدواج قبلی دارد و مراقبت از پدر سالخورده‌اش را مهم‌ترین وظیفه خود می‌داند، میان خواست شخصی و مسئولیت خانوادگی گرفتار شده است.

نقطه قوت و ضعف
فیلم‌نامه «ناتور دشت» نوشته محمدرضا خردمندان و حمید اکبری‌خامنه، از نظر منتقد خارجی دارای نقاط قوت قابل‌توجهی است، اما در عین‌حال از تعدد خرده‌داستان‌ها آسیب می‌بیند. یکی از نمونه‌های مورد اشاره، خط داستانی مربوط به شخصیت سعید آقاخانی است. او مردی میانسال است که سابقه همکاری با احمد پیران را دارد و مجموعه‌ای غیرقانونی از پرندگان شکاری را در قفس‌هایی در حمام خانه خود نگهداری می‌کند. مواجهه احمد با او و درگیری میان دو شخصیت، به‌عنوان یک صحنه مستقل جذاب است، اما ارتباط آن با خط اصلی داستان چندان پررنگ نیست و به اعتقاد منتقد، در بعضی لحظات موجب افت ریتم فیلم می‌شود. با این‌حال، همین تعدد خطوط داستانی را می‌توان تلاشی برای گسترش جهان فیلم و پیوند دادن مسئله گم شدن دختر با مجموعه‌ای از آسیب‌های اخلاقی و اجتماعی دانست؛ رویکردی که البته خطر پراکنده شدن تمرکز روایی را نیز به همراه دارد.

طبیعت گلستان به‌عنوان یکی از شخصیت‌های فیلم
فیلم‌برداری مرتضی غفوری از مهم‌ترین نقاط قوت «ناتور دشت» است. فیلم در بخش‌هایی از استان گلستان و در لوکیشن‌های واقعی ساخته شده و فیلم‌ساز از طبیعت شمال ایران برای شکل دادن به فضای داستان استفاده کرده است. نماهای باز و طولانی، گستردگی مزارع و طبیعت را به نمایش می‌گذارند و در مقابل، نماهای نزدیک به شخصیت‌ها امکان نزدیک شدن به احساسات و اضطراب درونی آنها را فراهم می‌کنند. نورپردازی سرد و خاکستری فیلم نیز در ایجاد فضای دلهره‌آور داستان مؤثر است. طراحی صحنه و لباس، به‌ویژه لباس زنان، تصویری ساده و واقع‌گرایانه از زندگی روستایی ارائه می‌کند و حال‌وهوایی نزدیک به مستند به فیلم می‌بخشد. موسیقی حامد ثابت نیز بدون تکیه مستقیم بر ملودی‌های محلی، فضایی جهان‌شمول برای درام ایجاد کرده است. طراحی صدای حسین ابوالصدق در صحنه‌های جست‌وجوی شبانه در مزارع ذرت نیز به ایجاد اضطراب و تنش کمک می‌کند.

تمرکز بر سینمای مستقل
جشنواره بین‌المللی فیلم بوربانک که میزبان «ناتور دشت» بوده، در شهر بوربانک ایالت کالیفرنیا برگزار می‌شود؛ شهری که به دلیل حضور مجموعه‌ای از استودیوها و شرکت‌های بزرگ سینمایی و تلویزیونی، یکی از مراکز مهم صنعت سرگرمی آمریکا محسوب می‌شود. این جشنواره یک سازمان غیرانتفاعی کالیفرنیایی است که تحت‌عنوان شرکت معاف از مالیات فعالیت می‌کند. هیأت مشاوران و هیأت‌مدیره آن از متخصصان صنعت سینما و مدیران تولید تشکیل شده و جشنواره اعلام کرده که بسیاری از داوران، اعضای کمیته‌های انتخاب و داوطلبان آن نیز از فعالان حرفه‌ای سینما و تلویزیون هستند. بوربانک در مأموریت رسمی خود بر حمایت از دیدگاه‌های متنوع فرهنگی، فیلم‌سازان مستقل، استعدادهای نوظهور و داستان‌های منحصربه‌فرد تأکید دارد و از طریق نشست‌های پرسش و پاسخ، پنل‌ها، گردهمایی‌های حرفه‌ای و رویدادهای ویژه فیلم‌سازان، در طول سال امکان ارتباط میان فیلم‌سازان و فعالان صنعت را فراهم می‌کند.

دوره ۲۰۲۶؛ بیش از ۱۲۰ نمایش فیلم
دوره ۲۰۲۶ جشنواره از دوم تا هشتم اوت برگزار می‌شود و محل اصلی نمایش فیلم‌ها سالن سینمای «ای‌ام‌سی بوربانک ۱۶» است. برنامه این دوره شامل بیش از ۱۲۰ نمایش فیلم، نشست‌های پرسش و پاسخ، پنل‌های تخصصی، مراسم فرش قرمز، جوایز تماشاگران و برنامه‌های ویژه فیلم‌سازان است. مراسم اختتامیه نیز هشتم اوت همراه با شام و اهدای جوایز برگزار می‌شود. جشنواره در بخش‌های مختلف، فیلم‌های بلند و کوتاه داستانی، مستند، انیمیشن، کمدی، درام، آثار ژانری، فیلم‌نامه و قسمت آزمایشی مجموعه‌های تلویزیونی را می‌پذیرد و بیش از ۳۰ جایزه در بخش‌های مختلف اهدا می‌کند. بخشی از جوایز نیز به موضوعاتی مانند فراگیری، آگاهی اجتماعی و تنوع فرهنگی اختصاص دارد. البته جایگاه بوربانک را نباید با جشنواره‌های رده اول جهانی مانند کن، ونیز، برلین، ساندنس یا تورنتو یکسان دانست. با این‌حال، این جشنواره نیز یک رویداد صرفاً محلی و کم‌اهمیت محسوب نمی‌شود. بوربانک به دلیل قرار گرفتن در قلب صنعت فیلم و تلویزیون کالیفرنیا، موقعیتی ویژه برای ارتباط سینمای مستقل با فضای حرفه‌ای هالیوود دارد. از این منظر، حضور «ناتور دشت» در این جشنواره را می‌توان یک فرصت قابل‌توجه برای عرضه بین‌المللی فیلم دانست؛ فیلمی که داستانی کاملاً بومی را از روستاهای گلستان به مخاطبانی در خارج از ایران ارائه می‌کند و تلاش دارد از دل یک ماجرای گم شدن یک کودک، به مسئله‌ای جهان‌شمول‌تر برسد: مسئولیت انسان در برابر دیگری و جست‌وجوی وجدان جمعی. در نهایت، «ناتور دشت» اگرچه در فیلم‌نامه خود با مشکل تعدد خرده‌داستان‌ها و افت ریتم در برخی بخش‌ها مواجه است، اما ترکیب بازی‌های قدرتمند، فضای بومی، فیلم‌برداری چشمگیر و لایه‌های اجتماعی و نمادین، آن را به اثری تبدیل کرده که می‌تواند فراتر از مرزهای جغرافیایی محل وقوع داستان با مخاطب ارتباط برقرار کند.

sazandegi

پست های مرتبط

راه ناتمام آزادی

سخنرانی هاشم آقاجری در نشست بازخوانی مشروطه در افق ایران امروز نشست…

نه قدیس و نه متهم

گفت‌و‌گو با حنیف شهپرراد، کارگردان مستند زندگی «ذبیح‌الله منصوری» در سال‌های اخیر،…

دیدگاهتان را بنویسید