شکست سنگین ائتلاف جبلی-جلیلی در جلب حمایت نمایندگان مجلس

سه هفته دویدن، تماس گرفتن و امضا جمع کردن؛ حاصلش شد ۷۴ امضا از مجموع ۲۸۵ نماینده مجلس دوازدهم. این تمام چیزی است که پیمان جبلی، رئیس رسانه ملی برای دفاع از ادامه حضورش در صداوسیما از مجلس بهدست آورده است؛ حمایت حدود ۲۶ درصد نمایندگان.
در این مدت معاونت پارلمانی سازمان، نمایندگان را یکییکی برای امضای بیانیه حمایت از صداوسیما و ابقای جبلی پای کار آورد؛ اما در نهایت حتی یکسوم مجلس هم حاضر نشد، پای این حمایت امضا بزند. عددی که بهخودیخود حرف زیادی برای گفتن دارد. مدیری که قرار است با تکیه بر جایگاه و عملکرد خود، ادامه کار دهد حالا برای اثبات مقبولیتاش ناچار شده از نمایندگان امضا جمع کند و نتیجه آن، نشان میدهد حتی در مجلسی که بخش قابلتوجهی از ترکیب آن با جریان سیاسی حاکم بر صداوسیما همسوست اکثریت حاضر نشدهاند، پای این مدیریت هزینه بدهند.
نکته مهم اینجاست که رئیس صداوسیما منصوب رهبری است و سازمان تحت مدیریت او نیز نهادی فراتر از یک دستگاه اجرایی معمولی محسوب میشود. بنابراین اینکه چرا رئیس صداوسیما باید برای ادامه حضور خود به جمعآوری علنی امضا و جلب حمایت نمایندگان متوسل شود، محل سوال است. وقتی معاونت پارلمانی سازمان، نمایندگان را یکییکی برای امضای بیانیه حمایت از رئیس، پای کار میآورد، دیگر با یک لابی سیاسی معمولی طرف نیستیم. در مناسبات سیاسی، لابی و رایزنی برای جلب حمایت، امری شناختهشده است؛ اما اینکه خود یک سازمان برای تثبیت رئیساش وارد چنین فرآیندی شود، دستکم نشان میدهد که مدیریت صداوسیما از میزان مقبولیت خود مطمئن نیست و شاید بیش از هر کس دیگری میداند که بخش بزرگی از جامعه دیگر او را نمیخواهد.
امضاهایی که به کار نمیآیند
این ماجرا از یک جهت دیگر هم قابلتوجه است؛ اصلاً ابقای رئیس صداوسیما در اختیار نمایندگان مجلس نیست. حکم رئیس سازمان را مجلس صادر نمیکند که برای تمدید آن نیازی به جمعآوری امضای نمایندگان باشد. مشخص نیست هدف از این رایزنیها و جمعآوری امضا چیست و قرار است با این بیانیه چه تصویری از حمایت مجلس از جبلی ساخته شود؟
اقدامی که البته حتی در میان نمایندگان هم بدون انتقاد نماند. مجتبی زارعی، نماینده تهران ۱۸ مرداد در شبکه ایکس از تماس معاونت پارلمانی صداوسیما برای گرفتن امضا انتقاد کرد و این اقدام را «کار زشت» خواند. او نوشت که از تماسگیرنده پرسیده است: «اگر نمایندگان میخواهند، امضا کنند به تو و آقای جبلی چه ربطی دارد که با تماسهای تلفنی که در واقع نوعی ابزار تهدید و تطمیع است به جلب نظر و جمعآوری امضا مبادرت کنید؟»
زارعی در ادامه با انتقاد از عملکرد مدیریت صداوسیما نوشت: «مگر جمع کردن امضا، خرابکاریهای هیأترئیسه سازمان را برای وحدتشکنیها و قطبیسازیها و عدول از فرامین امام شهید و امام رشید در رسانه ملی درست جلوه خواهد داد؟!» او همچنین گفت به فرد تماسگیرنده هشدار داده این اقدام را متوقف کند و از همکارانش خواسته است، نامه حمایت از جبلی را به دلیل «خرابکاری و ناتوانیهای رئیس صداوسیما در اداره سازمان» امضا نکنند. زارعی در نهایت تأکید کرد: «به تلفنکننده گفتم اگر علیالفرض حکم آقای جبلی را امام جامعه تمدید فرمایند، منِ ناچیز اطاعت خواهم کرد، نه فقط قانونی بلکه دلی و حقیقی!»
بیتوجهی به مطالبه جامعه
از این منظر ۷۴ امضا را میتوان شکست سنگین ائتلاف «جلیلی-جبلی» دانست؛ ائتلافی که طی سالهای گذشته، نماد یک رویکرد مشخص در صداوسیما بوده که منتقدانش آن را یکی از عوامل فاصله گرفتن رسانه ملی از جامعه میدانند. اگر این مدیریت توانسته بود، اعتماد عمومی و سرمایه اجتماعی لازم را ایجاد کند، انتظار میرفت دستکم در مجلس، که بخش مهمی از ترکیب آن، همسو با جریان سیاسی حاکم بر صداوسیماست، حمایت گستردهتری از او شکل بگیرد.
البته این عدد فقط درباره جبلی و وحید جلیلی، قائممقام فرهنگی او سوال ایجاد نمیکند؛ درباره نمایندگان امضاکننده هم محل سوال است. اینکه ۷۴ نفر حاضر شدهاند از ادامه کار مدیریت فعلی حمایت کنند، در شرایطی که نارضایتی از عملکرد صداوسیما در جامعه گسترده است، نیازمند توضیح است. این مسئله زمانی اهمیت بیشتری پیدا میکند که آن را در کنار بازنشر بخش مهمی از پیام رهبر انقلاب درباره عملکرد مجلس در روزهای اخیر بگذاریم؛ جایی که تأکید شده، مصوبات مجلس باید با «مسائل اصلی کشور و نیازهای مردم» نسبتی مستقیم و مشهود داشته باشد و مجلس باید با مواضع و مصوبات خود به «امیدآفرینی و آیندهسازی کشور» کمک کند. اما آیا نیاز امروز جامعه، ابقای مدیریت فعلی صداوسیماست؟
به نظر میرسد، پاسخ را باید در نسبت میان صداوسیما و جامعه جستوجو کرد. رسانه ملی سالهاست با بحران اعتماد و سرمایه اجتماعی روبهروست. بخش قابلتوجهی از جامعه احساس میکند، صداوسیما دیگر تصویر متنوع و واقعی جامعه را بازتاب نمیدهد و به جای آنکه رسانه همه مردم باشد به رسانه یک جریان سیاسی خاص تبدیل شده است. در چنین شرایطی نیاز جامعه این نیست که نمایندگان برای ابقای یک مدیر امضا جمع کنند. نیاز جامعه این است که رسانه ملی به جایگاه خودش برگردد؛ رسانهای که بتواند دوباره بخشهای مختلف جامعه را نمایندگی و اعتماد از دست رفته را بازسازی کند. اما بهنظر میرسد تا زمانی که ائتلاف جلیلی-جبلی در صداوسیما حضور دارد، رسیدن به این هدف، دستکم برای منتقدان این جریان بعید بهنظر میرسد.
مجلس، صدای مردم را بشنود
این مسئله زمانی جدیتر میشود که عملکرد مجلس را در کنار وضعیت عمومی جامعه قرار دهیم. در کشوری که مردم با فشار اقتصادی، تورم، نااطمینانی و بحران اعتماد دستوپنجه نرم میکنند، آیا مسئله فوری مجلس باید دفاع از مدیریت صداوسیما باشد؟ اگر قرار است همانطور که در پیام رهبری تأکید شده، «مسائل اصلی کشور و نیازهای مردم» مبنای تصمیمگیری مجلس باشد، اولویت نمایندگان باید مطالباتی باشد که مستقیماً با زندگی، دغدغهها و اعتماد عمومی مردم گره خورده است؛ نه تثبیت مدیریتی که برای جلب حمایت از آن سه هفته عملیات جمعآوری امضا لازم بوده است. نماینده مجلس پیش از هر چیز باید نسبت خود را با مطالبات جامعه روشن کند. وقتی بخش قابلتوجهی از مردم از عملکرد صداوسیما ناراضیاند، نمایندگان نباید صرفاً به اتکای مناسبات سیاسی و جناحی از جبلی حمایت کنند. نماینده باید ببیند، مردم از رسانه ملی چه میخواهند، نه اینکه یک سازمان از او چه امضایی طلب میکند.
در نهایت، مسئله اصلی فراتر از جبلی و جلیلی؛ جایگاه رسانه ملی است. صداوسیما برای بازگشت به جامعه به امضای ۷۴ نماینده نیاز ندارد؛ به تغییر رویکرد، بازسازی اعتماد و فاصله گرفتن از سیاستی نیاز دارد که جامعه را به خودی و غیرخودی تقسیم میکند. همین جا هم باید مرز مجلس با جناحبازی روشن شود. نمایندگان قرار است، صدای مردمی باشند که به آنها رأی دادهاند. اگر خواست جامعه بازگشت رسانه ملی به جایگاه واقعی خودش است، حمایت آنها از وضع موجود نمیتواند، پاسخ به این مطالبه باشد.

