همزمان با اعمال تحریمهای اقتصادی جدید آمریکا علیه ایران، “عاصم منیر”، فرمانده ارتش پاکستان، به همراه “محسن نقوی”، وزیر کشور پاکستان به ایران سفر کرد تا در آخرین رایزنیها با “مسعود پزشکیان”، رئیسجمهور و “محمدباقر قالیباف”، رئیس تیم مذاکرهکننده، بتوانند تفاهمنامه اسلامآباد را از بنبست خارج کنند

ژنرال عاصم منیر، فرمانده ارتش پاکستان، به همراه محسن نقوی، وزیر این کشور، در چارچوب تلاشهای اسلامآباد برای ارتقای صلح و ثبات منطقهای وارد تهران شد؛ سفری که در یکی از حساسترین مقاطع رویارویی ایران و آمریکا انجام میشود و از همان ابتدا نشانههایی از یک مأموریت فراتر از یک سفر معمول دیپلماتیک دارد. «اسکندر مومنی»، وزیر کشور ایران، از دو مقام پاکستانی استقبال کرد. در ادامه عاصم منیر با قالیباف، رئیس مجلس شورای اسلامی دیدار کرد. قالیباف در این دیدار گفت: ما پیگیر اجرای شروط یادداشت تفاهم هستیم و این آمریکاست که باید به تعهداتش براساس تفاهمنامه پایبند باشد. قالیباف پس از این دیدار در پستی در ایکس در واکنش به تحریمهای آمریکا هشدار داد: کسی گُندهلافیهای آمریکاییها را باور نمیکند. شرکای تجاری ایران به ما اعلام کردهاند که اظهارات آمریکا را به هیچ جا حساب نمیکنند.
این سفر از آنجایی حائز اهمیت است که عاصم منیر پیش از سفر به تهران با دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، گفتوگو کرده است؛ موضوعی که نقش او را بهعنوان میانجی در مذاکرات حساس میان واشنگتن و تهران برجسته میکند. این تلاشها در ادامه میانجیگریهای پاکستان و کشورهای منطقه است که در ۲۸ خردادماه به تفاهمی میان طرفها منجر شد؛ تفاهمی که به دلیل تنشها در تنگه هرمز خیلی زود از مسیر اجرا خارج شد. طرفین یکدیگر را به نقض آتشبس متهم کردند و محاصره دریایی علیه ایران بار دیگر برقرار شد هرچند بنا بر تأیید دو طرف، تبادل پیام از طریق میانجیها ادامه داشته است.
چرا اهمیت دارد؟
سفر عاصم منیر در نقطه تلاقی چند بحران قرار گرفته است؛ برنامه هستهای ایران، تحریمهای آمریکا، تنگه هرمز و احتمال تشدید رویارویی نظامی و اقتصادی. اهمیت مأموریت پاکستان از آنجا بیشتر میشود که این سفر تنها چند روز پس از امضای «توافق دفاعی مشترک مکه» میان پاکستان، ترکیه و عربستان سعودی در هفتم آگوست انجام شده است. این پیمان دفاع متقابل که حمله به یک عضو را حمله به همه اعضا تلقی میکند برای اسلامآباد با توجه به روابط دیرینه همسایگی با ایران پیچیدگی راهبردی ایجاد کرده است. همزمان واشنگتن خود را برای اقدامات جدید و تهاجمی اقتصادی و تحریمی علیه ایران آماده میکند و مقامهای ایرانی نیز درباره اقدامات تلافیجویانه و ایجاد اختلال در انتقال نفت از تنگه هرمز هشدار دادهاند. بنابراین منطقه بار دیگر به مرحلهای خطرناک نزدیک شده که شکست دیپلماسی میتواند، پیامدهایی فراتر از روابط تهران و واشنگتن داشته باشد.
زمینه موضوع چیست؟
تفاهمنامه اسلامآباد فرصتی ۶۰ روزه در اختیار ایران و آمریکا قرار داده بود تا برای رسیدن به توافقی جامع درباره برنامه هستهای ایران و تحریمهای آمریکا مذاکره کنند. اما این مسیر از ریل خود خارج شده و میتوان با ابتکار عمل طرفها به نقطه اشتراکی دست یافت. از همینرو میتوان گفت، تفاهمنامه در وضعیت کما قرار دارد و به فروپاشی کامل و پایان قطعی نرسیده است و همچنان امکان احیا و بازگرداندن آن وجود دارد. اکنون با تشدید فشارهای اقتصادی آمریکا و هشدارهای تهران درباره هرمز، همان چارچوب نیمهجان، میتواند بار دیگر به مرکز تلاشهای دیپلماتیک تبدیل شود.
چه کسانی درگیرند؟
در مرکز این تلاش، پاکستان قرار دارد؛ کشوری که میخواهد از نفوذ خود برای ایجاد پل میان تهران و واشنگتن استفاده کند. سفر منیر پس از مجموعهای از ارتباطات محرمانه و پشت پرده با مقامهای آمریکایی، ازجمله گفتوگوی گزارش شده با ترامپ، انجام شده است. واشنگتن بیش از گذشته به اسلامآباد متوسل شده تا پاکستان، تهران را به بازگشت به مذاکرات متقاعد کند؛ بهجای آنکه ایران به سمت انزوای کامل اقتصادی و اقدامات تلافیجویانه نامتقارن در منطقه حرکت کند. برای ایران نیز مدیریت این فشارها حیاتی است. مسعود پزشکیان، رئیسجمهور ایران، ادامه تعاملات دیپلماتیک را تنها راه عملی برای خروج از وضعیت فرساینده «نه جنگ و نه صلح» دانسته، درحالی که جریانهای تندرو در تهران نسبت به همسویی کشورهای همسایه با راهبردهای غرب هشدار میدهند. حضور محسن نقوی در کنار فرمانده ارتش پاکستان نیز نشان میدهد، مأموریت اسلامآباد فقط به پرونده هستهای و مسائل عالی امنیتی محدود نیست. مدیریت مرزها، جلوگیری از فعالیت گروههای مسلح فرامرزی و تأمین امنیت مسیرهای تجارت و انرژی از دیگر دغدغههای دو کشور است. پاکستان نیز منافع مستقیمی در جلوگیری از گسترش جنگ دارد؛ زیرا یک درگیری گسترده میتواند، مرزهای غربی این کشور را بیثبات و مسیرهای حیاتی انرژی آن را مختل کند.
شواهد چه میگوید؟
مجموعه تحولات اخیر نشان میدهد، پاکستان تلاش دارد میان دو سطح از بحران حرکت کند: از یکسو ارتباط مستقیم با تصمیمگیرندگان آمریکایی و از سوی دیگر مذاکره با مقامهای ایرانی.
یکی از مهمترین اهرمهای اسلامآباد، تضمینهای پشت پرده است. پاکستان میتواند با تکیه بر ارتباطات خود با واشنگتن به تهران اطمینان دهد که آمریکا آماده ورود به روندی مبتنی بر اقدامات متقابل و جدی است، نه اینکه صرفاً به سیاست تنبیهی ادامه دهد.
اهرم دوم، احیای چارچوب اسلامآباد است. پاکستان میتواند با اصلاح کاستیهای اجرایی و شکافهای اعتماد موجود، نقشه راهی تازه برای کاهش تنش ارائه کند؛ به شکلی که هر دو طرف بتوانند بدون از دست دادن وجهه سیاسی از مواضع خود عقبنشینی کنند. اهرم سوم نیز مشوقهای امنیت انرژی و تجارت منطقهای است. اسلامآباد میتواند بر تجارت مرزی، تجارت دوجانبه و همکاریهای انرژی تأکید کند تا در شرایط تشدید تحریمها از فروپاشی کامل اقتصاد ایران جلوگیری شود.
اختلاف بر سر چیست؟
اختلاف اصلی همچنان بر سر برنامه هستهای ایران، تحریمهای آمریکا، اجرای تعهدات تفاهمنامه اسلامآباد و وضعیت تنگه هرمز است. واشنگتن در حال افزایش فشار برای وادار کردن تهران به پذیرش خواستههای خود است و تهران نیز در برابر آنچه نقض تعهدات و فشار یکجانبه میداند، حاضر به پذیرش محدودیتهای یکطرفه نیست. در همین شرایط آمریکا سنگینترین بسته تحریمی علیه ایران را فعال کرد. وزیر خزانهداری در کنفرانس خبری گفت: با دستور دونالد ترامپ، رئیسحمهور ترامپ «کارزار تحریمی گسترده علیه ایران» آغاز شده و ۶۰ نهاد، شخص و کشتی مرتبط با ایران در فهرست تحریمها علیه ایران قرار گرفتند. وی گفت: تحریمها شرکتها و کشتیهای ناوگان سایه در امارات، هنگ کنگ، چین، سنگاپور و سوئیس را هدف قرار میدهد. عملیاتی را برای خفه کردن اقتصاد و نظام ایران آغاز کرده ایم. او مدعی شد: ترامپ برای قطع روابط اقتصادی با ایران با رهبران جهان در تماس است. اقدامات ما نظام ایران را در تنگنا قرار خواهد داد و سپاه پاسداران را هدف قرار خواهد داد. وی ادعا کرد: هر کشور یک جدول زمانی مشخص برای توقف فعالیتها دارد و اگر کشورها اقدامی نکنند ما به صورت یکجانبه و از طریق اختیارات خود اقدام خواهیم کرد. ما به کشورهایی که قاچاق نفت ایران را تسهیل میکنند و اجازه میدهند، بانکهایشان به نمایندگی از رژیم ایران مورد استفاده قرار گیرد، هشدار دادهایم. کشورها مهلت خواهند داشت تا فعالیتهای شناسایی شده توسط وزارت خزانهداری از جمله تعطیلی شعب بانکهای ایرانی در خارج از کشور را متوقف کنند. هر نهادی که پولشویی را برای ایران تسهیل کند از سیستم مالی مبتنی بر دلار آمریکا حذف خواهد شد.
پیامدها چیست؟
شکست مأموریت پاکستان، میتواند یکی از معدود کانالهای باقیمانده برای کاهش تنش میان تهران و واشنگتن را تضعیف کند.
تشدید درگیری نه فقط فشار اقتصادی بر ایران را افزایش میدهد بلکه میتواند، امنیت مرزهای پاکستان، جریان انرژی منطقه و تجارت در آبراههای حیاتی را نیز تحتتأثیر قرار دهد. برای اسلامآباد موضوع فقط موفقیت یک میانجیگری نیست. پاکستان باید میان روابط همسایگی با ایران و تعهدات جدید خود در چارچوب توافق دفاعی با عربستان و ترکیه تعادل برقرار کند. از سوی دیگر ادامه فشارهای اقتصادی آمریکا ممکن است، تهران را به سمت اقدامات تلافیجویانه بیشتر سوق دهد؛ شرایطی که میتواند، وضعیت تنگه هرمز را بغرنجتر کند.
چه خواهد شد؟
سفر عاصم منیر را میتوان تلاشی پرمخاطره و شاید یکی از آخرین تلاشها برای بازگرداندن منطقه از لبه یک شوک گسترده اقتصادی و نظامی دانست. تفاهمنامه اسلامآباد اگرچه عملاً در وضعیت «کما» قرار گرفته اما همچنان امکان احیای آن وجود دارد. اسلامآباد تلاش دارد به تهران نشان دهد، بازگشت به مذاکره الزاماً بهمعنای تسلیم در برابر فشار نیست و میتواند با تضمینهای متقابل، مشوقهای اقتصادی و نقشه راهی جدید همراه شود. همزمان باید واشنگتن را متقاعد کند که فشار حداکثری بدون ایجاد یک مسیر معتبر برای مذاکره ممکن است، نتیجه معکوس داشته باشد. در این میان تنگه هرمز همچنان مهمترین نقطه سنجش بحران است. اگر مسیرهای دیپلماتیک دوباره باز شوند، تفاهمی که در خردادماه متوقف شد، میتواند احیا شود؛ اما اگر فشار تحریمی آمریکا و اقدامات متقابل ایران بر یکدیگر افزوده شوند، منطقه ممکن است بار دیگر وارد رویاروییای شود که دیگر به تهران و واشنگتن محدود نخواهد ماند. سفر عاصم منیر به تهران، در چنین شرایطی، بیش از یک سفر سیاسی است؛ تلاشی برای باز کردن آخرین پنجره دیپلماسی پیش از آنکه منطقه و جهان شاهد یک رویداد غیرمنتظره دیگر در خاورمیانه باشند.

