به بهانه پخش سریال «مرد سههزار چهره» ساخته مهران مدیری
یک شروع ناامیدکننده از مهران مدیری، باعث شد که پس از پخش تنها یک قسمت از سریال «مرد سههزار چهره»، فضای رسانهای و مجازی، آکنده از نقدهای تند و آتشین علیه او شود. نکته اینجاست که مدیری در تمام سالهایی که برای تلویزیون سریال ساخته، همواره شروعهایش از نظر جذب مخاطب ضعیف بودند اما هرچه گذشت، او توانست مخاطبان بیشتری را جذب و در نهایت سریالهایش همواره در زمره پربینندهترینها قرار گرفتند. آیا «مرد سههزار چهره» نیز با تکیه به همین ویژگی، در ادامه تبدیل به یک سریال پرمخاطب خواهد شد؟
موضوع قابلتوجه اینجاست که فیلمبرداری این سریال در مردادماه به پایان رسیده و برخلاف نودشبیها که در زمان پخش، فیلمبرداری هم میشدند، این امکان برای بازسازی و بهتر کردن روند سریال عملاً وجود ندارد. با این حال، هیچکس از آینده این سریال و اینکه چقدر میتواند جذاب و موفق باشد، خبر ندارد.
ستونهای یک سبک
مهران مدیری کارگردانی را در تلویزیون با مجموعه ساعت خوش در سال ۱۳۷۳ آغاز کرد. پخش این سریال و استقبال شگفتانگیز مخاطبان از آن، با ممنوعالکاری مدیری و بخش مهمی از ستارههای این مجموعه با یک ایست سه ساله مواجه شد، اما در سال ۷۷ مدیری بار دیگر در قامت کارگردان به تلویزیون بازگشت و اینبار او مدل متفاوتتری از یک برنامه تلویزیونی را تجربه میکرد. آیتمهای ریز که براساس موضوع برنامه گفتوگومحور ساخته میشدند، اما این برنامه یک تجربه مفید برای مدیری و حتی تلویزیون در پخش سریالهایی بود که هر شب روی آنتن میرفتند. باید اولین تجربه مهم مهران مدیری در کارگردانی یک مجموعه داستانی را سریال «پلاک ۱۴» دانست. این سریال را البته که میتوان ناموفقترین اثر مهران مدیری در طول سالها حضورش در تلویزیون دانست، اما این «پلاک ۱۴» بود که سبک کاری مدیری را برای سالهای آینده مشخص کرد. این مجموعه یک سریال پربازیگر و پرهزینه و بیگپروداکشن بود که شاید در کارنامه مدیری در رده آخر آثارش قرار بگیرد، اما سریالهای بعدی مدیری در تلویزیون و شبکه نمایش خانگی، گویی بر ستونهای پلاک ۱۴ بنا شدند.
از آن پس سریالهای مدیری نه مجموعهای از آیتمهای مینیمال که سریالهایی با حضور ستارههای پرتعداد، سیاهیلشکرها، لوکشینهای مجلل و… بود و تریلوژی مرد هزار چهره نیز در این مجموعه قرار میگیرد.
تریلوژی مرد هزار چهره
مهران مدیری تا رسیدن به «مرد سههزار چهره» که جمعه شب، اولین قسمتاش روی آنتن شبکه سه رفت، ۱۰ سریال برای تلویزیون ساخت که تعدادی از آنها نه فقط در زمان پخش، که در پخشهای مجدد و حتی بهعنوان تکههای کوچک در فضای مجازی، پربینندهترین آثار ساخته شده در دهههای اخیر هستند. پاورچین، نقطهچین، جایزه بزرگ، شبهای برره، باغ مظفر، مرد هزار چهره، مرد دوهزار چهره، در حاشیه و در حاشیه۲ و شیشماهه سریالهایی هستند که مدیری از سال ۱۳۷۷ و به مدت سه دهه برای تلویزیون ساخته است. اگر «شیشماهه» که اصلاً دلایل تولیدش مشخص نیست را کنار بگذاریم، تقریباً تمام این آثار توانستند کارکرد کاملًا مفیدی برای صداوسیما در جذب مخاطب داشته باشند. سریالهایی که گویا همه از زیر شنل «پلاک ۱۴» درآمدند اما بهمراتب بیش از این اثر مهجور و ندیده شده به موفقیت رسیدند.
مدیری در طی مدت کارش در تلویزیون بهعنوان کارگردان و در دهه هشتاد تا سالهای ابتدایی دهه ۹۰ نشان داد به ساخت فصلهای مختلف از یک مجموعه علاقه دارد. البته احتمال موفقیت و استقبال بالا از آثار او نیز باعث شده تا تهیهکنندگان و تلویزیون نیز درخواست تولید قسمتهای دوم و سوم از یک مجموعه را داشته باشند. بعد از موفقیت «پاورچین» که با وجود پخش از شبکه «تهران» بسیار پرمخاطب شد، مدیری «نقطهچین» را برای شبکه سه ساخت. حتی اسمی که برای سریال انتخاب شده نیز گویی به مخاطب «پاورچین» اشاره میکند که با اثری شبیه به آن مواجه خواهد شد.
اما این پایان ماجرا نبود. فرهاد برره که در پاورچین قهرمان داستان بود، به شیرفرهاد برره تبدیل شد و ماجرا از شهر به زمانی نامعلوم و مکانی عجیب منتقل شد. درواقع شاید «پاورچین» از نظر سبک ساختاری سریال که تم خانوادگی داشت و در محیطهای آپارتمانی میگذشت، به «نقطهچین» شباهت داشت اما شخصیتهای پاورچین گویی همانهایی بودند که در سفر زمان به «شبهای برره» رسیده بودند. بعد از سریال باغ مظفر که بهاندازه دیگر سریالهایش موفق نبود، او مرد هزار چهره و مرد دوهزار چهره را به فاصله یک سال ساخت. سریالها از آن دست سریالهای پرهزینه مدیری با حضور ستارههای پرتعداد بود و البته در جذب مخاطب بسیار موفق عمل کرد. حدود ۶ سال بعد، مدیری بار دیگر با یک مجموعه و در دو فصل به تلویزیون آمد. «در حاشیه» هم در ادامه همان روند سریالسازی مدیری که از پلاک ۱۴ آغاز شده و به پختگی رسیده بود، ساخته شد و بعد از موفقیت قسمت اولش، فصل دومش نیز ساخته و پخش شد. در واقع این آخرین کار موفق مدیری در تلویزیون بود، چراکه مسابقه دورهمی که از شبکه نسیم پخش میشد، یک رئالیتیشو بود و سریال «شیشماهه» یک شکست تمامعیار از آب درآمد.
بدترین شروع
مهران مدیری را میتوان یکی از بهترین سازندگان تلویزیون دانست که معمولاً بدترین شروعها را دارد. اغلب آثار او شروع گیرا و جذابی ندارند، اما چند نکته همواره باعث شدند تا مدیری با هوش و خلاقیتش بتواند سریالهایی که شروع ناموفقی داشتند را تبدیل به پرمخاطبترین آثار تلویزیونی کند. در سریالهای نودشبی مدیری، بهوضوح میتوان دید که بسیاری از نشانههای سریال به مرور تغییر کردهاند. مثلاً در پاورچین، او در نقش اردلان پشندی، یک کارآگاه عجیب و با دستیاری احمق با بازی ساعد هدایتی بود که نشان از یک سریال کمدی- پلیسی داشت اما این شخصیتها به مرور تغییر کرده بهطوری که در قسمتهای میانی، او دیگر کارگر نبود و کمتر مخاطبی هم بهیاد داشت که این شخصیت و این داستان در ابتدا یک چیز دیگر بوده است. این در پاورچین هم البته کمرنگتر وجود دارد. در شروع داستان خیلی آرام و شمرده روایت میشود، سه شخصیت پیرمرد که قرار است نقش مهمی در کمدی داشته باشند هم حضور دارند که در حیاط بزرگ خانه مینشینند اما به مرور مدیری همه اینها را حذف کرد و با اضافه کردن چند ستاره و تغییرات اساسی، روند داستان را تغییر داد و در جذب مخاطب هم موفق بود.
در حاشیه هم سرنوشتی مشابه داشت. در واقع آثار مدیری در ابتدا شبیه سریالهایی هستند که ساختار منسجم و فیلمنامههای دقیقی دارند و قرار است یک داستان کمدی را تعریف کنند، اما هرچه به جلو میرود، او با توجه به شناختی که از ذائقه و ذهن کمحوصله مخاطب ایرانی پیدا کرده، از داستان و روایت دور شده و تمام تمرکزش را روی ساختن موقعیتهای طنز میگذارد.
مرد سههزار چهره
مرد سههزار چهره اما در شرایط خاصی به نمایش درآمده است. مهران مدیری یکی از چهرههایی بوده که طی سالهای اخیر، به دلیل اظهارنظرها و ارتباطات کاریاش با انتقادهای سنگینی در فضای رسانهای و مجازی روبهرو شده است. او در جریان حوادث ۱۴۰۱ و درحالی که برای ساخت دورهمی با تلویزیون قرارداد بسته بود، با انتشار یک ویدئو اعلام کرد که حاضر نیست حتی یک پلان از کارهایش از تلویزیون پخش شود، اما این حرف او چندان دوام نداشت. مدیری در این مدت، همکاریاش با تلویزیون را ادامه داد و «مرد سههزار چهره» نیز آخرین محصول اوست. سریالی که شاید در ضعیفترین روزهای تلویزیون از نظر محبوبیت و میزان مخاطب روی آنتن رفته و شاید قرار است که بتواند صداوسیما را از این بحران مخاطب و فضای منفی پیرامونش نجات بدهد.
هرچند مدیری که در این سالها بهنظر از محبوبیت و اقبال عمومیاش کاسته شده، در پخش قسمت اول سریالش نتوانست روزنه امیدی نسبت به نجات تلویزیون و جذب مخاطبان بالا بگشاید. قسمت اول مرد سههزار چهره مانند اغلب آثار مهران مدیری ضعیف و ناگیرا بود، اما با این تفاوت که بهنظر میرسد مخاطب اینبار صبر و تحمل کمتری برای فرصت دادن به سریال او داشته باشد. رابطه تیره مخاطبان و تلویزیون و همچنین ریزش طرفداران مدیری طی سالهای اخیر، دلایل مهمی برای شکلگیری این فضای منفی پیرامون آخرین اثر ساخته شده مدیری هستند. هرچند مدیری که همواره بدترین شروعها را داشته، معمولاً توانسته بعد از چند قسمت دل مخاطبان و دوستدارانش را بهدست بیاورد. اینبار چقدر بتواند موفق شود، مشخص نیست. هرچند عدم همکاری با تیم سابق نویسندگیاش به سرپرستی پیمان قاسمخانی، این تردید را نسبت به آینده «مرد سههزار چهره» بهوجود آورده است. آنچه مشخص است اینکه، مرد سههزار چهره در ۱۵ قسمت پخش خواهد شد و شاید آخرین قسمت از مجموعه پرطرفدار «مرد هزار چهره» در کارنامه مدیری باشد. باید دید این تریلوژی پایانی خوش و موفق برای مهران مدیری خواهد داشت، یا تبدیل به یکی از آثار ناموفقاش خواهد شد که طی سالهای اخیر برای شبکه نمایش خانگی و تلویزیون ساخته است.

