پلیس تهران اعلام کرد که اجرای موسیقی زنده و استفاده از قلیان در کافهها ممنوع است

پلیس تهران قلیان، موسیقی زنده، دیجی و سد معبر را از موارد برخورد با کافهها میداند؛ هشدار تازه در شرایطی مطرح شده که مقامهای انتظامی و دولتی همزمان از ضرورت حمایت از کسبوکارها و حفظ اشتغال در دوران جنگ و فشار اقتصادی سخن میگویند. کافههای تهران بار دیگر با هشدار پلمب روبهرو شدهاند؛ این بار فهرست مواردی که پلیس میگوید، میتواند فعالیت آنها را به خطر بیندازد، از قلیان و موسیقی زنده تا دیجی و اشغال پیادهرو امتداد دارد. سرهنگ علی رفیعی، رئیس اداره نظارت بر اماکن عمومی پلیس تهران بزرگ ۱۳ مهر گفت، کافهها باید در محدوده همان رستهای فعالیت کنند که برای آن مجوز گرفتهاند. به گفته او، ارائه خدماتی مانند قلیان، اجرای موسیقی زنده و استفاده از دیجی خارج از چارچوب فعالیت کافههاست و ادامه تخلف، پس از تذکر و گرفتن تعهد، میتواند به پلمب و در نهایت ابطال پروانه کسب برسد. رفیعی شمار کافههای تهران را حدود ۵۰۰ تا ۶۰۰ واحد اعلام کرده هرچند گفته است نمیتوان همه واحدهایی که هنوز پروانه نهایی ندارند را غیرمجاز تلقی کرد؛ بخشی از آنها در حال طی مراحل دریافت مجوزند. در همین نشست، آماری از تعداد کافههای پلمب شده در دور تازه نظارت ارائه نشد. اهمیت سخنان تازه پلیس اما فقط در مقررات مربوط به کافهها نیست. هشدار پلمب در همان نشستی مطرح شد که رئیس پلیس اماکن از نقش اصناف در ادامه زندگی شهر در دوره جنگ قدردانی کرد و گفت، فعالان صنفی اجازه ندادهاند مردم با کمبود کالا و خدمات مواجه شوند. او همچنین تأکید کرد که پلیس خود را مقابل اصناف نمیبیند و باید برای فعال اقتصادی «امنیت روانی» فراهم کند.
از اخطار تا بسته شدن درها
روایتی که رئیس پلیس اماکن از روند برخورد ارائه کرده چند مرحلهای است: ابتدا تذکر و راهنمایی، سپس گرفتن تعهد و در صورت ادامه تخلف، پلمب. تکرار تخلف نیز ممکن است به لغو پروانه کسب برسد. رفیعی گفته است، شرایط اقتصادی و وضعیت جنگی کشور در این برخوردها در نظر گرفته میشود و تا جایی که امکان داشته باشد به واحد صنفی فرصت رفع تخلف داده خواهد شد. اما پلمب برای یک کافه فقط بهمعنای پائین آمدن کرکره نیست. فروش متوقف میشود، درحالی که اجاره ملک، بدهی، اقساط تجهیزات و بخشی از تعهدات مالی همچنان باقی میماند. کارکنان نیز ممکن است، دستکم برای مدتی درآمد خود را از دست بدهند و سفارش از تأمینکنندگان کاهش پیدا کند. خود رفیعی نیز به این زنجیره اشاره کرده و گفته است، کارکنان واحدهای صنفی باید نسبت به تخلف حساس باشند زیرا ممکن است در نتیجه پلمب، شغل خود آنها نیز از بین برود. این فشار در فضایی رخ میدهد که دولت نیز در ماههای گذشته از بستهای شامل ۲۵ اقدام حمایتی برای کسبوکارها در شرایط جنگی سخن گفته است؛ اقداماتی با هدف تسهیل برخی مقررات، تمدید مهلتها و کمک به حفظ اشتغال و ادامه فعالیت بنگاههای آسیبدیده. در چنین شرایطی، مدت تعطیلی و فرصتی که برای اصلاح یک تخلف داده میشود، میتواند برای یک کسبوکار کوچک تعیینکننده باشد.
۷ کافه و یک سابقه نزدیک
برای کافهداران محدوده سنایی و ایرانشهر، هشدار تازه پلیس سابقهای بسیار نزدیک دارد. ۲۹ تیر ۷ کافه «جو کافه»، «۱۴۰۱»، «سام کافه»، «دوبار»، «مان»، «نووک» و «تئوری» تقریباً همزمان پلمب شدند. درباره علت این اقدام روایتهای یکسانی منتشر نشد. تسنیم به نقل از منابعی که آنها را «موثق» خواند، دلیل پلمب را مشکلات صنفی دانست و ارتباط آن را با مسائل امنیت اخلاقی رد کرد. در مقابل هرانا گزارش داد، دلیل رسمی اعلام نشده اما در پیگیریهایش، موضوعاتی ازجمله «شئونات اسلامی» و حجاب مطرح شده است. چند روز بعد کافهها دوباره باز شدند. رسانهها گزارش دادند، بازگشایی پس از سپردن تعهدهایی از جمله درباره پوشش کارکنان و جلوگیری از تجمع مشتریان در پیادهرو و خیابان صورت گرفته است. همین بخش آخر حالا دوباره اهمیت پیدا کرده است. رفیعی در سخنان تازه خود از خدماترسانی برخی کافههای سنایی و ایرانشهر در پیادهرو و «بساطگستری» انتقاد کرده و گفته پلیس و شهرداری برای مقابله با سد معبر در این محدوده طرح مشترکی اجرا کردهاند. منع اشغال پیادهرو البته فقط یک دستور انتظامی نیست. تبصره بند دوم ماده ۵۵ قانون شهرداری، سد معبر عمومی و اشغال پیادهرو برای کسب را ممنوع کرده است. بنابراین میز، صندلی یا تجهیزات یک کافه نمیتواند به شکلی قرار گیرد که مسیر عابر را مسدود کند؛ بهویژه برای سالمندان، افراد دارای معلولیت یا ساکنانی که باید بدون مانع به خانه خود دسترسی داشته باشند. مسئله از جایی پیچیدهتر میشود که مسئولیت کافه از میز و صندلی خودش به حضور مردم در خیابان کشیده شود.
از سد معبر تا «دور دور پیاده»
بخشی از اظهارات رئیس پلیس اماکن که بازتاب زیادی پیدا کرد نه درباره قلیان بود و نه موسیقی زنده. رفیعی درباره سنایی و ایرانشهر از اصطلاح «دور دور پیاده» استفاده کرد و گفت، بعضی جوانانی که در این محدوده رفتوآمد میکنند حتی خودشان نمیدانند برای چه به آنجا آمدهاند. او سپس از بساطگستری و خدماترسانی کافهها در پیادهرو بهعنوان بخشی از عوامل شلوغی منطقه نام برد. اما این دو موضوع از نظر مسئولیت یک واحد صنفی یکسان نیستند. کافه میتواند میز و صندلیاش را از پیادهرو جمع کند، ارائه خدمات بیرون از واحد را متوقف کند یا کارکنانش را ملزم به رعایت ضوابط کند. قدم زدن، ایستادن و معاشرت شهروندان در یک خیابان عمومی اما در سخنان منتشر شده پلیس بهعنوان تخلف مستقلی معرفی نشده است. تجربه پلمبهای تیرماه این مرز را مهمتر میکند. اگر جلوگیری از «تجمع مشتریان» در خارج از کافه یکی از شروط ادامه فعالیت باشد هنوز روشن نیست که محدوده مسئولیت متصدی کجاست؛ مشتری تا چه فاصلهای از کافه همچنان در حوزه مسئولیت آن واحد قرار دارد و چگونه میتوان او را از رهگذری که فقط در همان خیابان حضور دارد، تشخیص داد.
سه هزار کافه و ۴۵۰ هزار نفر- ساعت
ابعاد اجتماعی کافهها نیز بسیار بزرگتر از چند خیابان مرکز تهران است. عبدالرضا چراغعلی، سرپرست مرکز امور اجتماعی استانداری تهران در مرداد گفته بود حدود سه هزار کافه در سطح استان تهران فعالیت میکنند و براساس بررسیهای این مرکز، جوانان روزانه بیش از ۴۵۰ هزار نفر-ساعت از وقت خود را در این فضاها میگذرانند.
این آمار با برآورد ۵۰۰ تا ۶۰۰ کافهای پلیس تناقض الزامی ندارد؛ آمار چراغعلی مربوط به کل استان است درحالی که رقم پلیس درباره تهران مطرح شده است. چراغعلی کافهها را یکی از فرصتهای «توسعه اجتماعی» خوانده و گفته در عین موافقت با برخورد قانونی با تخلف با «برخوردهای تند» موافق نیست. در شهری که بخش بزرگی از زندگی در آپارتمانها میگذرد، کافه برای بسیاری فقط محل خرید قهوه نیست. محل قرار، گفتوگو، کار و ساعتی ماندن بیرون از خانه است. در دوره جنگ و نااطمینانی اقتصادی، ادامه همین زندگی عادی نیز معنای متفاوتی پیدا میکند. این نقش اجتماعی، کافه را از قانون مستثنا نمیکند. حق عابر بر پیادهرو، آسایش ساکنان و رعایت ضوابط صنفی همچنان پابرجاست. در مقابل، تخلف یک واحد صنفی نیز نمیتواند به خودی خود مسئولیت آن واحد را به تمام آنچه در فضای عمومی اطرافش اتفاق میافتد، گسترش دهد.

