رنگ‌زمینه

صفحه اصلی > اقتصاد : مرد صنعت

مرد صنعت

محسن خلیلی‌عراقی، از کارآفرینان ملی و از پیشگامان تشکل‌گرایی درگذشت

محسن خلیلی‌عراقی، از بنیان‌گذاران بوتان و پیشکسوتان صنعت ایران، درگذشت. صنعتگری که زندگی طولانی‌اش با گسترش مصرف گاز مایع، تولید وسایل گازسوز و شکل‌گیری تشکل‌های صنعتی پیوند خورده بود. خبر درگذشت او را محسن جلال‌پور در حالی منتشر کرد که ۹۷ سال از تولدش می‌گذشت و بیش از ۷ دهه از ورودش به فعالیت صنعتی گذشته بود.
محسن جلال‌پور نوشت: خلیلی از نسلی بود که صنعت را مسیری برای آبادانی کشور می‌دانست و تأکیدش بر این موضوع بود که ساختن یک کارخانه، تنها آغاز راه است و هنر بزرگ‌تر، زنده نگه‌داشتن آن در روزگار دشوار و سپردنش به نسل‌های بعد است.
مسعود نیلی در یادداشتی که در کانال شخصی‌اش منتشر کرد از خلیلی به‌عنوان انسانی یاد کرد که تجربه عملی صنعت، اندیشه‌ورزی و دغدغه توسعه ایران را در کنار یکدیگر داشت. زندگی خلیلی نیز همین مسیر را نشان می‌دهد. جوانی که در کنار پدر وارد صنعت شد، مسئولیت بنگاهی خانوادگی را پذیرفت و به‌تدریج بخش بزرگی از عمر خود را صرف سازمان‌دهی صنعتگران و پشتیبانی از پژوهش‌های توسعه کرد. محسن خلیلی در پنجم تیر ۱۳۰۸ در تهران به دنیا آمد. سومین فرزند خانواده‌ای بود که ۹ فرزند داشت و کار و زندگی آن با فعالیت‌های فنی محمود خلیلی، پدر خانواده، گره خورده بود. تحصیلات ابتدایی را در مدرسه ۱۵ بهمن آغاز کرد، دوره نخست متوسطه را در مدرسه شاهپور تجریش گذراند سپس در دبیرستان‌های ایرانشهر و البرز درس خواند. در سال ۱۳۲۸ وارد دانشکده فنی دانشگاه تهران شد و در سال ۱۳۳۲ در رشته الکترومکانیک فارغ‌التحصیل شد. این چهار سال دوره‌ای تعیین‌کننده در تاریخ کشور بود؛ سال‌هایی که جنبش ملی ‌شدن صنعت نفت، دانشگاه و جامعه را به‌شدت تحت‌تأثیر قرار داده بود. پدرش نخست معلم بود سپس به تعمیر ماشین‌آلات و فعالیت‌های الکترومکانیکی روی آورد. محمود خلیلی در برق‌رسانی تهران، راه‌اندازی تأسیسات برق و توسعه فعالیت‌های حفاری و تأمین آب نقش داشت. محسن در چنین محیطی بزرگ شد. محیطی که در آن ابزار، دستگاه و حل مسئله بخشی از زندگی روزمره بود. تجربه پدر، نمونه‌ای نزدیک از تبدیل دانش فنی به کار عملی پیش روی او قرار می‌داد. محمود خلیلی در سفرهای خارجی با کاربرد گاز در خانه‌ها آشنا شده بود و در سفر به خوزستان نیز متوجه شد بخشی از گاز حاصل از فعالیت‌های نفتی سوزانده می‌شود. همین مشاهده، زمینه ورود خانواده به فعالیتی تازه را فراهم کرد.
محسن در دانشگاه به عضویت انجمن اسلامی دانشجویان درآمد. او بعدها در خاطراتش، کودتای ۲۸ مرداد را از تجربه‌های اثرگذار زندگی خود توصیف کرد. به روایت خودش، آن روز در کوی دانشگاه امیرآباد بود و پس از شنیدن صدای آشوب، به سوی خانه محمد مصدق رفت و با صحنه غارت خانه روبه‌رو شد. این واقعه برای او پرسشی ماندگار درباره رابطه سیاست، فرهنگ و رفتار اجتماعی ایجاد کرد. در معرفی زندگی‌اش در وب‌سایت بنیاد خلیلی آمده است که پس از این تجربه، صنعتی‌کردن کشور و کارآفرینی همراه با آموزش و توسعه فرهنگی را مسیر فعالیت خود قرار داد. سیاست در زندگی او حضور داشت اما انتخاب حرفه‌ای‌اش به سوی مهندسی و تولید رفت. پس از پایان دانشگاه امکان ادامه تحصیل در خارج از کشور را بررسی کرد. براساس روایت منتشرشده در مجله مسئولیت اجتماعی، حتی برای تحصیل در فرانسه پذیرش گرفته بود؛ بااین‌ حال، پیشنهاد پدر مسیرش را تغییر داد. محمود خلیلی از او خواست در اجرای طرح استفاده از گاز مایع همکاری کند و محسن پذیرفت. این تصمیم، آغاز رابطه‌ای حرفه‌ای میان پدر و پسری شد که یکی تجربه کار صنعتی داشت و دیگری با آموزش دانشگاهی وارد میدان می‌شد. برای جوانی در آغاز راه، انتخاب دشواری بود: ادامه تحصیل یا پذیرش مسئولیت طرحی که هنوز تجهیزات، دانش عملی و بازار گسترده‌ای در ایران نداشت.
شرکت بوتان در مرداد ۱۳۳۲ به دست محمود و محسن خلیلی تأسیس شد. هدف اولیه آن، توزیع گاز مایع در ایران بود. این فعالیت در زمانی آغاز شد که استفاده خانگی از چنین سوختی هنوز فراگیر نشده بود و بسیاری از خانواده‌ها برای پخت‌وپز و گرم ‌کردن خانه از نفت، هیزم و زغال استفاده می‌کردند. بنابراین تأسیس شرکت به‌تنهایی کافی نبود؛ باید سوخت تأمین می‌شد، به محل مصرف می‌رسید و مردم نیز با شیوه استفاده از آن آشنا می‌شدند. بوتان از ابتدا با مسئله‌ای روبه‌رو بود که هم جنبه صنعتی داشت و هم به عادت‌های زندگی مردم مربوط می‌شد. پدر و پسر برای آموختن شیوه‌های کار به فرانسه، آلمان و آمریکا سفر کردند. در اروپا با تولید سیلندر، تجهیزات و وسایل گازسوز آشنا شدند سپس برای بررسی مراحل برداشت، حمل و ذخیره‌سازی گاز مایع به آمریکا رفتند. محسن بعدها از سفری چندماهه گفت که طی آن منابع فنی را جمع‌آوری کردند و تجهیزات اولیه سفارش دادند. پس از بازگشت، تأسیسات تپه‌سفید راه‌اندازی شد و گاز مایع از پالایشگاه آبادان تأمین می‌شد. این سفرها بخش عملی آموزش او بود؛ تجربه‌ای که مهندس جوان را با مجموعه به‌هم‌پیوسته‌ای از تولید، ایمنی، حمل‌ونقل و مصرف آشنا کرد.
گسترش فعالیت بوتان، محسن خلیلی را به تولید وسایل گازسوز رساند. در تاریخچه رسمی گروه صنعتی بوتان، تولید اجاق گاز در سال ۱۳۳۵، بخاری گازی در سال ۱۳۳۸، آبگرمکن ایستاده در سال ۱۳۴۳ و سیلندر گاز مایع در سال ۱۳۴۵ ثبت شده است. این مراحل نشان می‌دهد، فعالیت خانواده خلیلی چگونه از توزیع سوخت به ساخت تجهیزات موردنیاز مصرف آن توسعه یافت. هر محصول تازه، استفاده از گاز را برای گروه بیشتری از خانواده‌ها ممکن می‌کرد و در عین‌ حال به دانش فنی، نیروی کار و سازمان تولید تازه‌ای نیاز داشت. محسن در این دوره، تجربه اداره فعالیتی رو به گسترش را به‌دست آورد. در سال‌های بعد، اجاق پیک‌نیکی نیز به محصولات بوتان اضافه شد؛ وسیله‌ای که برای بسیاری از ایرانیان با سفر و گردش پیوند خورد. تاریخچه شرکت، تولید آن را در سال ۱۳۵۳ ثبت کرده است. بوتان همچنین شبکه خدمات مشتریان خود را توسعه داد و بعدها وارد تولید آبگرمکن دیواری و تجهیزات گرمایشی تازه شد. این تحولات حاصل کار مجموعه‌ای از اعضای خانواده، مدیران، مهندسان و کارگران بود. زندگی حرفه‌ای محسن خلیلی در دل همین همکاری شکل گرفت؛ بنگاهی خانوادگی که با افزایش مقیاس فعالیت به تقسیم مسئولیت و توسعه توان مدیریتی نیاز پیدا می‌کرد. انقلاب ۱۳۵۷ دوره دشواری در زندگی او گشود. اعتصاب‌ها، اختلال در درآمد شرکت و مناقشه بر سر مالکیت صنایع، ادامه فعالیت را با مشکلات فراوان مواجه کرد. خلیلی در خاطراتی که تجارت‌فردا نقل کرده، گفته است برای پرداخت حقوق کارکنان، خانه‌های متعلق به شرکا را فروختند. او همچنین از احضارهای مکرر و پرونده‌های طولانی قضایی درباره بوتان یاد کرده است. این روایت‌ها بخش مهمی از تجربه شخصی او در سال‌های پس از انقلاب را تشکیل می‌دهند. اداره کارخانه در آن دوره علاوه بر تولید و فروش، مستلزم پیگیری حقوقی، مذاکره و تلاش برای حفظ رابطه با کارکنان بود.
در همان سال‌ها، فعالیت تشکلی جای بیشتری در زندگی خلیلی پیدا کرد. او پیش از انقلاب در تشکل‌های مرتبط با گاز مایع و لوازم خانگی حضور داشت و پس از انقلاب، در سال ۱۳۵۹ به جمع بنیان‌گذاران انجمن مدیران صنایع پیوست. از سال ۱۳۶۰ ریاست هیأت‌مدیره آن را برعهده گرفت. همچنین در سال‌های ۱۳۵۸ و ۱۳۶۲ نماینده کارفرمایان در شورای عالی کار بود. این مسئولیت‌ها دامنه فعالیت او را از بنگاه شخصی فراتر برد و با مسائل مشترک تولیدکنندگان، مناسبات کار و سیاستگذاری صنعتی پیوند داد. خلیلی در انجمن مدیران صنایع، همکاری با کارشناسان اقتصادی و صنعتی را دنبال کرد. به روایت آسو، از متخصصان برای تهیه بررسی‌ها و برنامه‌های توسعه کمک گرفت و نتایج این کارها را در اختیار نهادهای تصمیم‌گیر گذاشت. او سپس برای گرد آوردن تشکل‌های صنعتی در مجموعه‌ای مشترک تلاش کرد؛ مسیری که در مهر ۱۳۸۰ به آغاز فعالیت رسمی کنفدراسیون صنعت ایران انجامید. این بخش از کارنامه‌اش، تلاشی مستمر برای ایجاد ارتباط میان تجربه صنعتگران و دانش کارشناسان بود. در نگاه او، مشکلات مشترک صنعت به گفت‌وگو و همکاری سازمان‌یافته نیاز داشت. حضور در اتاق‌های بازرگانی ایران و تهران، اتاق‌های مشترک و نهادهای کارفرمایی نیز از فعالیت‌های او بود. در کنار این مسئولیت‌ها در امور اجتماعی مشارکت داشت. وب‌سایت رسمی محک نام محسن خلیلی را در میان اعضای پیشین هیأت‌امنای این مؤسسه ثبت کرده و آغاز عضویت او را سال ۱۳۷۰ دانسته است. این سابقه، وجه دیگری از زندگی او را نشان می‌دهد: مشارکت در نهادی که موضوع فعالیتش حمایت از کودکان مبتلا به سرطان بود. دامنه مسئولیت‌های خلیلی به‌تدریج از صنعت و تجارت به فعالیت‌های مدنی و حمایتی گسترش یافت. در سال‌های سالمندی، بنیاد توسعه صنعتی محسن خلیلی شکل گرفت. او در نوشته‌ای درباره تأسیس بنیاد توضیح داد که پس از حدود ۷۰ سال فعالیت، مسئله انباشت تجربه و دانش را برای توسعه ایران اساسی می‌داند. بنیاد برای حمایت از پژوهش‌های کاربردی، تشکل‌های صنعتی و محققان طراحی شد. خلیلی تأکید داشت مطالعات ارزشمند باید شناخته شوند و به تصمیم‌گیری راه پیدا کنند. این اقدام، ادامه همان مسیری بود که از فعالیت تشکلی آغاز کرده بود: ایجاد نهادی که تجربه‌ها را حفظ کند و همکاری میان صنعت و پژوهش را دوام دهد. زندگی طولانی او با تقدیرهای متعدد همراه شد. انجمن آثار و مفاخر فرهنگی در نوزدهم آذر ۱۳۹۱ برایش بزرگداشت برگزار کرد و او را از مفاخر ایران معرفی کرد. با درگذشت خلیلی، کارنامه مردی پایان یافت که از دانشکده فنی و همکاری با پدر به ساخت بنگاه، اداره بحران‌ها و تأسیس نهادهای صنعتی رسید. نامش در تاریخ بوتان باقی می‌ماند اما زندگی‌نامه‌اش در کارخانه خلاصه نمی‌شود؛ تشکل‌ها و بنیاد پژوهشی او نیز بخش‌هایی از همان عمر طولانی‌اند که صرف پیگیری صنعتی ‌شدن ایران شد.

sazandegi

پست های مرتبط

نماد هم‌افزایی ملی و منطقه‌ای

چرا منطقه ویژه اقتصادی ارگ جدید بم می‌تواند نمونه‌ای الهام‌بخش در مسیر…

۱۹ مهر ۱۴۰۵

دولت بدهکار

تأخیر دولت در پرداخت تعهدات چگونه اقتصاد را گرفتار می‌کند؟ پیمانکار بخت…

۱۹ مهر ۱۴۰۵

قله اسمی

بورس از اقتصاد چه تصویری نشان می‌دهد؟ بورس تهران از مرز ۸‌…

۱۶ مهر ۱۴۰۵

دیدگاهتان را بنویسید