چرا پیادهروی در خیابان باید به مسئلهای انتظامی تبدیل شود؟!
بهقلم؛ فرزانه ترکان؛ عضو شورای مرکزی و معاون فرهنگی دبیرکل حزب کارگزاران سازندگی ایران

اخیراً رئیس پلیس اماکن تهران در اظهاراتی درباره حضور جوانان در پیادهروها و خیابانهای مشخصی از پایتخت سخن گفته است؛ اظهاراتی که این نگرانی را ایجاد میکند که حتی پیادهروی و معاشرتهای معمول شهروندان نیز با محدودیت روبهرو شود. بهنظر میرسد هیچ منطق و دلیل قانعکنندهای برای چنین محدودیتهایی وجود ندارد.این موضوع در شرایطی مطرح میشود که جامعه با مشکلات شدید اقتصادی دستوپنجه نرم میکند. قیمت دلار از ۲۷۰ هزار تومان عبور کرده، هزینههای زندگی بهشدت افزایش یافته و بخش بزرگی از مردم، بهویژه جوانان، با بیکاری، نداشتن شغل ثابت و درآمد نامنظم مواجهند. برای بسیاری از جوانان حتی رفتن به کافیشاپ به دلیل افزایش قیمتها به تفریحی پرهزینه تبدیل شده است. در چنین وضعیتی، یکی از معدود تفریحات باقیمانده برای آنان پیادهروی در بعضی خیابانهای شهر، خرید مختصر از دستفروشان و گفتوگو با دوستان است. محدود کردن همین امکان ساده، اقدامی عجیب و تعجببرانگیز است. متأسفانه شاهد آن هستیم که گروهی خاص روزبهروز بر محدودیتهای اجتماعی شهروندان میافزایند و دامنه آزادیهای فردی و اجتماعی را تنگتر میکنند. نتیجه چنین رویکردی، تشدید فشارهای روانی بر مردمی است که پیشتر نیز زیر بار مشکلات اقتصادی و اجتماعی قرار دارند. امروز خانوادهها علاوه بر مشکلات معیشتی با نگرانیهای مربوط به سلامت، کمبود دارو، افسردگی و اضطراب روبهرو هستند. دخلوخرج بسیاری از خانوارها با یکدیگر تناسب ندارد و حقوق برخی کارکنان حتی تا دهم ماه نیز کفاف هزینههای زندگی را نمیدهد. در کنار این فشارها، محدودیتهای مربوط به اعتراضات اجتماعی نیز بر نارضایتیها افزوده است. این پرسش جدی وجود دارد که چرا گروهی میتوانند آزادانه به تیم مذاکرهکننده و مسئولان ارشد بتازند، اما اعتراض شهروندان به گرانی، مشکلات معیشتی، اخبار مربوط به پروندههای تراستی و تخلفات اقتصادی با محدودیت مواجه میشود؟ از مردم خواسته میشود به دلیل شرایط جنگی و حساسیت اوضاع کشور، سکوت کنند و اعتراض خود را کنار بگذارند. همزمان، همان امکانات محدود تفریحی و اجتماعی جوانان نیز هدف محدودیتهای تازه قرار میگیرد؛ از دورهمنشینی در خیابانها تا ممنوعیت قلیان و اجرای موسیقی در رستورانها و کافهها. واقعاً روشن نیست چرا باید پیادهروی شهروندان در خیابان آن هم به این دلیل که به تعبیر برخی مسئولان «هدف مشخصی ندارند» مسئلهای انتظامی تلقی شود. شهروند برای قدم زدن در فضای عمومی ملزم نیست، هدف خود را توضیح دهد. حتی اگر کسی بدون مقصد مشخصی در خیابان راه برود این موضوع بهخودی خود ارتباطی با وظایف نهادهای انتظامی ندارد. همین پرسش درباره محدود کردن موسیقی مجاز در کافهها و رستورانها نیز مطرح است. چرا باید فعالیت یک واحد صنفی به دلیل پخش موسیقی مجاز با تهدید تعطیلی مواجه شود؟ گسترش مقررات محدودکننده بدون ارائه دلایل روشن و قابل دفاع، تنها بر احساس نارضایتی میافزاید. نگرانی اصلی این است که چنین تصمیمهایی، آگاهانه یا ناآگاهانه، به عصبانیتر شدن جامعه و نزدیک شدن آن به نقطه جوش منجر شود. تجربه اعتراضات سال ۱۴۰۱ پس از جان باختن مهسا امینی نشان داد که انباشت نارضایتی و فشارهای اجتماعی تا چه اندازه میتواند پیامدهای گستردهای داشته باشد. امروز نیز افراد دلسوز و آگاه جامعه نگرانند که ادامه این روند به بروز ناآرامیهای اجتماعی منجر شود. ضروری است مسئولان، بهویژه دولتمردان، نسبت به پیامدهای چنین تصمیمهایی حساسیت بیشتری نشان دهند و برای کاهش فشارهای اقتصادی، اجتماعی و روانی مردم اقدام کنند. جامعه بیش از هر زمان دیگری به آرامش نیاز دارد. نباید با محدود کردن سادهترین امکانات زندگی روزمره، بهویژه برای جوانان، بر فشارهای موجود افزود و زمینه نارضایتی بیشتر را فراهم کرد.

