بررسی اظهارات سیدعلی خمینی و واکنشهای موافقان و مخالفان

سخنان اخیر سیدعلی خمینی، نوه بنیانگذار انقلاب با واکنشهای مختلفی روبهرو شد. سیدعلی خمینی، ۴۰ساله و کوچکترین فرزند مرحوم سیداحمد خمینی ۱۳۶۵ است. او تحصیلات حوزوی را در قم آغاز کرد. سیدعلی خمینی با نوه آیتالله سیدعلی سیستانی و دختر سیدجواد شهرستانی ازدواج کرده و بخشی از فعالیتهای علمی خود را نیز در نجف دنبال میکند. برخلاف برادرش، سیدحسن خمینی، که طی سالهای گذشته حضوری پررنگتر در عرصه سیاست داخلی داشته، او کمتر در متن تحولات سیاسی قرار گرفته و بیشتر با سخنرانیهای مذهبی، حضور در مراسم بیت امام و اظهارنظر درباره مسائل روز شناخته میشود.
دو محور جنجالی سخنرانی
سخنان اخیر سیدعلی خمینی بر دو محور اصلی استوار بود؛ اول، تأکید بر انتقام، نقش مردم و تجمعات خیابانی و دوم، موضوع مذاکره با آمریکا. او در بخش نخست سخنانش از تجمعات شبانه و شعارهای ضدآمریکایی حمایت کرد و گفت: «نمیشود زمانی که چشمها و مشتهای کثیف دشمنان بهدنبال جمهوری اسلامی است به مردم تکیه کنیم، آنها به خیابان بیایند و کشور را حفظ کنند اما وقتی برای انتقام خون رهبر شهید فریاد میزنند، بگوییم اینها تندرو هستند. اینها همان کسانی هستند که کشور شما را حفظ کردند و فریاد مرگ بر آمریکا و مرگ بر اسرائیل آنها گوش همه را کر کرده است». او همچنین از نقش مداحان در این مقطع قدردانی کرد و گفت: «مداحهای ما کار خودشان را درست انجام دادند و در میدانها خوب ظاهر شدند؛ باید از آنها تشکر کنیم. ملت با فهم خودش، وقتی صحنه را خطیر دید به میدان آمد».
اما بخش دوم سخنان سیدعلی خمینی بیشتر خبرساز شد. او با تأکید بر اینکه جمهوری اسلامی جنگطلب نیست، گفت: «بعضیها میگویند، بجنگیم که ترامپ انتخابات ماه نوامبر را ببازد. آمریکاییها برای ما فرقی ندارند؛ هم به جمهوریخواهان و هم به دموکراتها مرگ میفرستیم». او تأکید کرد: «اگر میبینید که جمهوری اسلامی صحبت از مذاکره دارد، مذاکره صلح نیست. مگر میشود امام حسین(ع) با یزید صلح کند؟ مگر میشود ما با آمریکای جنایتکار، صلح کنیم؟ اصلاً هویت ما سازشناپذیری با استکبار است. مذاکره یعنی جنگ؛ جنگ صورتهای مختلفی دارد». سیدعلی خمینی در ادامه، با ادبیاتی تندتر، افزود: «هر کس بخواهد، مذاکره کند برای اینکه به صلح با آمریکا برسد، خائن است. هر کس پیام دوستی به آمریکا بفرستد، دهانش خبیث و نجس است. مشکل ما با آمریکا امروز و دیروزی نیست؛ مشکل ما از کودتایی که کردند، آغاز شد اما در اتفاق اخیر ما با آمریکا پدرکشتگی پیدا کردیم».
چرا این سخنان خبرساز شد؟
در ادبیات رسمی جمهوری اسلامی، مخالفت با آمریکا مسبوق به سابقه است اما آنچه سخنان سیدعلی خمینی را خبرساز کرد، استخدام ادبیاتی بود که برای توصیف موافقان مذاکره با هدف صلح بهکار برد. استفاده از واژههایی مانند «خائن» و «دهانش خبیث و نجس است» درباره کسانی که بهدنبال صلح با آمریکا هستند، باعث شد این بخش از سخنرانی سیدعلی خمینی بیش از هر قسمت دیگری دستبهدست شود. در ادامه واکنشها نیز یکی پس از دیگری منتشر شد. برخی تلاش کردند، توضیح دهند که سخنان سیدعلی خمینی بهصورت ناقص بازنشر شده و برداشتها از آن دقیق نیست اما گروهی دیگر معتقد بودند حتی با در نظر گرفتن متن کامل سخنرانی نیز ادبیات بهکار رفته آن هم درباره موضوع حساسی مانند مذاکره، قابل دفاع نیست و استفاده از چنین ادبیاتی، آن هم در شرایطی که مسئولان کشور همچنان از مسیر دیپلماسی سخن میگویند، میتواند پیامهای متناقضی به جامعه و حتی طرفهای خارجی ارسال کند.
واکنش وزیر ارشاد
سیدعباس صالحی، وزیر فرهنگ و ارشاد، در رشتهپیامی در شبکه اجتماعی ایکس نوشت که تنها بخشهایی از سخنرانی را دیده بود اما بعد از شنیدن متن کامل، برداشت متفاوتی پیدا کرده است. صالحی با تمجید از بخشهای مختلف سخنان سیدعلی خمینی ازجمله تبیین رابطه امام و رهبری، تصویرسازی از دشمنان و تقدیر از مردم ایران و عراق تأکید کرد که درباره موضوع مذاکره نیز باید کل سخنان او دیده شود نه چند جمله جدا شده از متن.
او نوشت: «شاید نکته ابهامبرانگیز سخنان ایشان این بود که مذاکره برای صلح را خیانت دانستند اما خود ایشان در بخش دیگری از سخن یادآور شدند که مذاکره در ایران بهمعنای صلح نیست بلکه مذاکره هم یکی از میدانهای نبرد است». صالحی در پایان نتیجه گرفت که «دیدگاه ایشان را در بافتار جامع سخنانشان باید دریافت و از تقطیع کلام و فهم گزینشی دور شد». در واقع، وزیر ارشاد بیش از آنکه از محتوای سخنان دفاع یا آن را نقد کند، تلاش کرد میان برداشتهای متفاوت از این اظهارات آشتی برقرار کند و بگوید، حذف بخشی از سخنان سیدعلی خمینی، تصویر ناقصی از منظور او ارائه داده است. اما همه چنین برداشتی نداشتند.
از اجماع نظام تا منظومه انقلاب
روزنامه جمهوری اسلامی اما در یادداشتی انتقادی پرسید: «در شرایطی که شورای عالی امنیت ملی و تمام مسئولین ارشد کشور طرفدار تفاهمنامه و مذاکره تا رسیدن به توافق هستند، شنیدن این سخن از آقای سیدعلی خمینی، نوعی مقابله با اجماع مسئولین نظام است؟»
در ادامه واکنشها به اظهارات سیدعلی خمینی، فضای شبکههای اجتماعی همچنین شاهد جدال میان موافقان و منتقدان این سخنان بود. فیاض زاهد، رئیس انجمن صنفی روزنامهنگاران، در واکنش به این اظهارات در شبکه اجتماعی ایکس نوشت: «آقای سیدعلی خمینی از شما و خاندان شما انتظار سخنان مستدل، منطقی و ملی میرود. مهمترین ویژگی پدربزرگ شما مبارزه با عوامزدگی بود. مراقب باشید…» این اظهارنظر با پاسخ امیرحسین ثابتی، نماینده تندروی مجلس، روبهرو شد. ثابتی در واکنش، زاهد را «عنصری مشکوک و عامل ترامپ در داخل کشور» خواند و نوشت: «این فرد مشکوک قبل از جنگ ۱۲ روزه میگفت، قرار است با توافق با آمریکا علاوه بر لغو تحریمها، آمریکا در ایران میلیاردها دلار سرمایهگذاری هم انجام دهد! نتیجه آن توهمات و رؤیافروشیها، جنگ و هزاران موشکی بود که بر سر مردم ایران فرود آمد و امروز هم با حمله به سیدعلی خمینی میخواهد…». زاهد نیز در پاسخ به این حملات با اشاره به سابقه سیاسی و مواضع خود نوشت: «آقای ثابتی! در تمام عمر خود یک روز علیه آمریکا و اسراییل نجنگیدهای. یک سیلی در راه انقلاب نخوردهای. تو نماد رانتخواری، مهملگویی هستی. آنچه اتهامش را به من میزنی، نمادی از خودباختگی و تحقیرتان در برابر دشمنان ایران است. امثال ما ایران را بزرگ میپنداریم نه مرعوب غرب و شرق». این جدال لفظی، نشان داد که سخنان سیدعلی خمینی نهتنها در میان تحلیلگران و رسانهها بلکه در میان چهرههای سیاسی با گرایشهای متفاوت نیز به موضوعی برای صفبندی و تقابل دیدگاهها تبدیل شده است.
از دیگر سو، روزنامه جوان، این سخنرانی را «بازخوانی صریح منظومهای از اصول بنیادین انقلاب اسلامی» توصیف کرد؛ سخنانی که به باور این روزنامه بر مقاومت، استکبارستیزی، مردمباوری و وفاداری به آرمانهای امام خمینی تأکید داشت.
اما اختلاف برداشتها فقط به رسانهها محدود نماند و خیلی زود به شبکههای اجتماعی کشیده شد. احمد زیدآبادی، روزنامهنگار و تحلیلگر سیاسی، از زاویهای دیگر به ماجرا نگاه کرد. او با یادآوری پذیرش قطعنامه ۵۹۸ از سوی امام خمینی نوشت که بنیانگذار جمهوری اسلامی زمانی که ادامه جنگ را به سود کشور نمیدانست با وجود همه مواضع قبلی خود، تصمیم به پذیرش آتشبس گرفت و حتی آن را «جام زهر» نامید تا کشور از ادامه جنگ آسیب نبیند. زیدآبادی معتقد بود، سخنان سیدعلی خمینی با این تجربه تاریخی همخوانی ندارد و نهتنها تناقضآلود استبلکه ممکن است تصمیمگیری را برای مسئولان کشور در شرایط حساس کنونی دشوارتر کند.
یادداشت زیدآبادی با پاسخ عبدالرضا داوری، مشاور سابق محمود احمدینژاد روبهرو شد. داوری استدلال کرد که زیدآبادی در مقایسه سیدعلی خمینی با امام خمینی دچار خطای تحلیلی شده است. به اعتقاد او، پذیرش قطعنامه ۵۹۸ فقط یکی از تصمیمهای امام بود و نمیتوان کل منظومه فکری او را به همان تصمیم تقلیل داد. داوری نوشت اگر قرار باشد تنها با پذیرش قطعنامه درباره شباهت افراد به امام قضاوت شود، تصویری ناقص از شخصیت امام ارائه خواهد شد و از همین منظر حتی مدعی شد که «سیدعلی خمینی در میان خاندان امام، اشبهالناس به ایشان است؛ خلقاً، خُلقاً و منطقاً».
مجاهدان عرصه دیپلماسی یا خائنین؟
شاید مهمترین عاملی که باعث شده، سخنرانی سیدعلی خمینی همچنان در کانون بحثها باقی بماند، مقایسه آن با مواضع چند ماه قبل او درباره مذاکره باشد. سیدعلی خمینی در اوج بحثهای مربوط به مذاکرات از مذاکرهکنندگان با عنوان «مجاهدان عرصه دیپلماسی» یاد کرده و گفته بود: «مذاکره فعلی با آمریکا نوعی جهاد است». حالا اما تأکید او بر اینکه «هر کس بخواهد برای صلح با آمریکا مذاکره کند، خائن است» این سوال را پیش کشیده که آیا نگاه او تغییر کرده یا صرفاً همان موضع قبلی را با بیانی تندتر مطرح کرده است.
حامیانش میگویند هیچ تناقضی وجود ندارد؛ آنها میگویند که سیدعلی خمینی هم در گذشته و هم امروز مذاکره را صرفاً یک ابزار میداند نه راهی برای آشتی با آمریکا. منتقدان اما معتقدند، فاصله میان توصیف مذاکرهکنندگان بهعنوان «مجاهدان دیپلماسی» و به کار بردن واژه «خائن» برای کسانی که مذاکره را راهی برای صلح میدانند، آنقدر زیاد هست که نتوان آن را صرفاً تفاوت در شیوه بیان دانست. در کنار همه اینها، جایگاه خود سیدعلی خمینی نیز بر حساسیتها نسبت به این اظهارات افزوده است. او نه مسئولیتی اجرایی در دولت دارد، نه عضو شورای عالی امنیت ملی است و نه نقشی در مدیریت پرونده سیاست خارجی بر عهده دارد؛ اما بهواسطه انتسابش به بیت امام خمینی(ره) هر موضعگیری او، فراتر از یک سخنرانی معمولی دیده و تحلیل میشود. به همین دلیل نیز سخنرانی اخیر او، بهانهای برای طرح پرسشهای بزرگتر شد؛ از جایگاه سیاسی او در ساختار قدرت گرفته تا نسبت دیدگاههایش با سیاست رسمی کشور. از سوی دیگر این پرسش نیز مطرح شد که آیا از نگاه سیدعلی خمینی، مذاکره صرفاً ابزاری برای پیشبرد اهداف جمهوری اسلامی است یا میتواند به عنوان راهی برای حل اختلاف و کاهش تنش با آمریکا نیز تلقی شود. در کنار این، برخی هم این سوال را مطرح کردند که مواضعی از این دست تا چه اندازه بیانگر دیدگاه شخصی اوست و تا چه حد میتوان آن را نزدیک به نگاه برخی جریانهای سیاسی در داخل کشور دانست؟

