رنگ‌زمینه

صفحه اصلی > تیتر یک و سیاست : بریکس علیه تحریم؟

بریکس علیه تحریم؟

نشست اعضای بریکس در میانه تحریم و محاصره دریایی ایران پایان یافت. “سازندگی” به این موضوع پرداخته که چنین اجلاس‌هایی چگونه می تواند دستاوردهای ملموسی برای ما داشته باشد؟

هجدهمین نشست سران بریکس روزهای شنبه و یک‌شنبه در دهلی‌نو برگزار شد؛ نشستی که بار دیگر بر تغییر موازنه در اقتصاد جهانی تأکید کرد. ولادیمیر پوتین، رئیس‌جمهور روسیه، گفت کشورهای عضو بریکس اکنون بیش از نیمی از رشد اقتصادی جهان را به‌خود اختصاص داده‌اند، درحالی‌ که سهم گروه ۷ تنها ۱۸‌ درصد است. او این آمار را نشانه تغییر تدریجی مرکز ثقل اقتصاد جهانی به سمت اقتصادهای نوظهور دانست. مسعود پزشکیان، رئیس‌جمهور ایران نیز در سخنرانی خود تأکید کرد که پاسخ بریکس به تحولات مهم جهانی نباید تنها به صدور بیانیه محدود شود و این گروه باید برای اصلاح واقعی سازوکارهای بین‌المللی گام بردارد. اما فراتر از این اظهارات پرسش مهم برای ایران این است که سهم تهران از این تغییر بزرگ اقتصادی چیست؟ آیا عضویت در بریکس می‌تواند در شرایط تحریم گرهی از مشکلات اقتصادی ایران باز کند؟ تهران نیز همواره عضویت در بریکس را یک دستاورد راهبردی و ابزاری برای کاهش فشار تحریم‌های غرب می‌داند. بریکس یک اتحادیه پولی یا تجاری یکپارچه نیست و سازوکار مشخصی برای محافظت از اعضا در برابر تحریم‌های ثانویه آمریکا ندارد. چین، هند و برزیل، به‌عنوان قدرت‌های مهم بریکس، همچنان روابط گسترده‌ای با بازارهای مالی غرب دارند. به همین دلیل، بانک‌ها و شرکت‌های این کشورها نیز برای حفظ دسترسی خود به سوئیفت و نظام مالی جهانی و دور زدن تحریم‌ها، مسیر دشواری را پیش‌رو خواهند داشت.

بنابراین عضویت ایران در بریکس مشکل اصلی اقتصاد کشور یعنی محدودیت دسترسی به نظام بانکی جهانی را برطرف نکرده است. بانک توسعه جدید بریکس نیز نمی‌تواند راه‌حل فوری این مشکل باشد. این بانک همچنان استانداردهای بین‌المللی و مقررات مرتبط با تحریم‌های آمریکا را رعایت می‌کند و در نتیجه، ظرفیت آن برای تأمین مالی پروژه‌های ایرانی تا به امروز محدود بوده است.
اختلاف نگاه اعضای بریکس نیز مانعی دیگر است. تهران این گروه را بستری برای مقابله با فشار غرب می‌بیند اما کشورهایی مانند هند، برزیل و امارات، بریکس را بیشتر ابزاری برای ایجاد توازن در سیاست خارجی و افزایش استقلال از قدرت‌های بزرگ می‌دانند نه یک بلوک ضدغربی. از این منظر، بریکس برای ایران بیش از آنکه یک راه خروج از تحریم باشد، فرصتی سیاسی و دیپلماتیک با منافع اقتصادی محدود است؛ فرصتی که بدون اصلاح ساختارهای مالی و بانکی این گروه بعید است، بتواند گره تحریم‌های ایران را باز کند.
فریدون مجلسی، دیپلمات پیشین کشور، در گفت‌وگو با «سازندگی» درباره اینکه آیا عضویت ایران در سازمانی مانند بریکس توانسته است، منفعتی برای کشور به همراه داشته باشد، گفت: بریکس تاکنون به موفقیت چندانی دست نیافته و اکنون زمان آن رسیده است که بریکس بتواند به‌عنوان سازوکاری برای مبادلات میان کشورها، بدون وابستگی به دلار و نظام مالی تحت سلطه آمریکا، نقش مؤثرتری ایفا کند.
او ادامه داد: در طول تاریخ، کشورها با یکدیگر مبادله می‌کردند و مسئله اصلی این بود که ارزش کالاها و پول مبادله‌ شده بر چه مبنایی تعیین شود. برای مثال، ایران از چین کالایی خریداری می‌کند و پول آن را می‌پردازد و چین نیز در مقابل، کالا یا خدماتی از ایران دریافت می‌کند. مسئله مهم این است که این مبادلات بر چه مبنایی انجام و ارزش پول چگونه حفظ شود. اگر ایران کالایی را بفروشد و در فاصله انجام معامله تا دریافت پول، ارزش ریال به یک‌باره نصف شود، تکلیف خریدار و فروشنده چه خواهد بود؟
این دیپلمات پیشین درباره تفاوت بریکس و سازمان همکاری شانگهای نیز گفت: سازمان همکاری شانگهای بیشتر ماهیتی امنیتی و حفاظتی دارد و در کنار آن زمینه‌هایی برای همکاری‌های تجاری و بازرگانی میان اعضا فراهم می‌کند. بریکس اما بیشتر بر مسائل اقتصادی، مبادلات مالی و ایجاد زمینه برای توسعه تجارت و تبادل پول میان کشورهای عضو متمرکز است.
مجلسی با اشاره به اهمیت حضور ایران در این مجموعه‌ها اظهار کرد: حضور ایران در بریکس و آشنایی نزدیک‌تر با کشورهای بزرگی که امروز از قدرت اقتصادی بالایی برخوردارند، اهمیت دارد. بیشتر کشورهای عضو بریکس در نظام بانکی بین‌المللی سهم و امکانات قابل‌توجهی دارند، درحالی‌ که ایران از این نظر در موقعیتی استثنایی قرار گرفته است. بنابراین مهم است که این کشورها، وضعیت خاص ایران را درک کنند و ترتیبی داده شود که ایران بتواند از ظرفیت‌های عضویت در شانگهای برای توسعه روابط تجاری و بازرگانی و از ظرفیت بریکس برای گسترش تجارت به‌ویژه تبادل آزادانه پول استفاده کند. دستاورد فعلی عضویت ایران، بیش از هر چیز، همین آشنایی و فراهم شدن زمینه برای همکاری‌های آینده است. او در عین‌ حال تأکید کرد: مشکل اینجاست تا زمانی‌ که ایران از تحریم‌های بین‌المللی خارج نشود و بانک‌ها آمادگی معامله با ایران را پیدا نکنند، عضویت در بریکس خاصیت فوری و قابل دستیابی نخواهد داشت. بانک‌های طرف معامله با ایران باید بتوانند، تحریم‌های آمریکا و احتمالاً تحریم‌های بین‌المللی مرتبط با آن را نپذیرند. بنابراین ظرفیت‌های بریکس برای ایران در شرایط فعلی بیشتر یک امکان امیدبخش مربوط به آینده است تا منفعتی فوری و ملموس.
مجلسی افزود: رهبران ایران باید در این نشست‌ها حضور پیدا کنند و از نزدیک ببینند که کشورهای عضو چه امکاناتی در اختیار دارند. در نهایت یکی از مسائل اصلی باقی‌مانده، موافقت ایران با پایان دادن به این جنگ نامربوط است. منظور من از نامربوط بودن جنگ این نیست که حقانیت مردم فلسطین یا بی‌عدالتی‌هایی که بر آنها رفته است، قابل‌قبول نیست. ایران نیز مانند سایر کشورهایی که در این مسائل دخالت می‌کنند، می‌تواند و باید به این بی‌عدالتی‌ها اعتراض داشته باشد. اما اینکه ایران خود را در صف مقدم قرار دهد برای این مسائل بجنگد و بخواهد اسرائیل را نابود کند و در نتیجه خسارت‌ها و مشکلات گسترده‌ای به دلیل موضوعاتی که مستقیماً به منافع ایران ارتباط ندارد، متوجه کشور شود، درسی است که باید از آن بیاموزیم.
این دیپلمات پیشین با اشاره به هزینه‌های وارد شده بر کشور ادامه داد: این همه خسارت، ویرانی، کشتار و تلفات انسانی همچنین تنگناهای اقتصادی و بحران بزرگ تورمی که مردم با آن مواجهند، ایجاب می‌کند که در اتخاذ سیاست‌ها، همواره منافع نزدیک به ۹۰‌ میلیون ایرانی در اولویت قرار گیرد.
مجلسی تأکید کرد: برای خروج از این وضعیت، یا باید مذاکرات مستقیم انجام شود یا مذاکراتی در قالب یک روند صلح منطقه‌ای شکل بگیرد؛ روندی که در آن مرزهای بین‌المللی همه کشورهای منطقه به‌رسمیت شناخته شود و شر این کینه و عداوت ۴۷‌ ساله از سر ایران برداشته شود. او افزود: در چنین شرایطی ایران می‌تواند از مزایای بریکس استفاده کند؛ نه به‌عنوان کشوری منزوی و ناتوان بلکه به‌عنوان ایرانی قدرتمند با بزرگ‌ترین منابع استراتژیک، جمعیتی نزدیک به ۹۰‌ میلیون نفر، صدها هزار مهندس و میلیون‌ها تحصیل‌کرده دانشگاهی که ظرفیت‌های گسترده‌ای برای حضور در اقتصاد جهانی دارد.
مجلسی در پایان گفت: ما باید از این جنگ مزمن خارج شویم؛ جنگی که حتی بدون شلیک گلوله نیز همچنان ادامه دارد و موجب بسیج دائمی، هزینه‌های مستمر، بیکاری و فرسایش سرمایه‌های زیرساختی کشور شده است. ایران باید بتواند به جهان بازگردد و به شرایط عادی و متعارف جهانی برگردد و تنها کشوری نباشد که در جهان به‌عنوان کشوری نامتعارف و بدنام شناخته می‌شود، چه حق با ما باشد و چه نباشد. امروز بیش از هر چیز نیازمند آن هستیم که احترام و اعتبار ملت ایران بازگردد و مسیر بهره‌مندی از ارتباطات و مزایای بین‌المللی دوباره برای کشور باز شود.

saazandegi

پست های مرتبط

♦️بحران پروازها سرگردانی مسافران خارجی

۲۱ شهریور ۱۴۰۵

♦️درهای نیمه بسته بررسی محدودیت‌های مرزی

۲۱ شهریور ۱۴۰۵

انفجار شاهرگ نفتی

خط لوله‌ای که قرار بود هرمز را دور بزند، مورد حمله پهپادی…

۲۱ شهریور ۱۴۰۵

دیدگاهتان را بنویسید