معاون تحقیقات و فناوری وزارت بهداشت خبر داد: آمریکا در بمباران لامرد از بمبها و مهمات آغشته به فسفر استفاده کرده است

عصر نهم اسفندماه، لامرد نه در میانه یک میدان نبرد نظامی که در آستانه آرامش روزمرهاش ایستاده بود. ساعت ۵:۱۰ عصر، وقتی نخستین موشک در آسمان منفجر شد، کمتر کسی تصور میکرد این صدا، آغاز تبدیل یک شهر کوچک غیرنظامی به آزمایشگاه مدرنترین و مخربترین تسلیحات جنگی است. شدت انفجارها آسفالت خیابانها را مانند پوست میوه کند و گودالهایی عمیق بر جا گذاشت.
حالا با گذشت ماهها از آن غروب خونین، زوایای تازهتر و تکاندهندهتری از این حادثه از سوی مقامات رسمی فاش شده است. در حالی که در هفتههای اولیه حادثه، برخی مقامات محلی و درمانی از جمله معاون فرماندار لامرد با مشاهده وضعیت عجیب مجروحان، حدس میزدند که ترکشها آلوده به مواد عفونی، قارچی یا زیستی باشند، وزارت بهداشت و درمان بالاخره پرده از حقیقت اصلی برداشت: شاهین آخوندزاده، معاون تحقیقات و فناوری وزیر بهداشت، رسماً تأیید کرد که در بمباران لامرد از بمبها و مهمات آغشته به «فسفر» استفاده شده است؛ یافتهای علمی که علامتی قطعی بر علت واقعی زخمهای التیامناپذیر و بازگشتپذیر صدها مجروح این حادثه است.
شواهد وزارت بهداشت؛ راز زخمهایی که ترمیم نمیشوند
شاهین آخوندزاده در نشست خبری اخیر خود با اشاره به مستندات گردآوری شده توسط پژوهشگران دانشگاه علوم پزشکی تهران تأکید کرد که شواهد قطعی از بهکارگیری بمبهای آغشته به فسفر در بمباران لامرد وجود دارد. به گفته او، هدف قرار دادن یک شهر کوچک غیرنظامی با مهمات فسفری، نشاندهنده الگویی برای ایجاد صدمات مزمن، عمیق و طولانیمدت بر پیکر غیرنظامیان است.
تأیید رسمی وجود فسفر، چرایی پدیدهای را روشن میکند که کادر درمان لامرد در تمام این ماهها از آن تحت عنوان «مرگ خاموش» یاد میکردند. آخوندزاده با بیان اینکه مقاله علمی این جنایت جنگی بهزودی برای ثبت در مجامع بینالمللی ارسال میشود، تشریح کرد که آثار بمبهای فسفری بهگونهای است که اگر منجر به شهادت آنی نشود، روند بهبود یک زخم ساده را بهجای دو هفته به ۳ تا ۴ ماه میرساند و بافت آسیبدیده مدام دچار عفونتهای عمیق و مجدد میشود.
این دادههای پزشکی مستقیماً مشاهدات میدانی سازندگی را در لامرد را معنا میبخشد؛ جایی که خانم بهزادی، معاون فرماندار لامرد از غسل و تدفین پیکر شهدا و وضعیت دهشتناک بیش از ۱۰۰ مجروح گزارش داده بود. او اشاره کرده بود که برعکس مصدومان ساچمهای که زخمهایشان رو به بهبود رفت، کسانی که ترکش خوردند با عفونتهای شدید و زخمهای بازِ بازگشتپذیر مواجه شدند. حتی کادر درمان گزارش داده بودند، برخی کودکان مجروح در روزهای نخست دچار نوعی بیحسی و عدم احساس درد متناسب با عمق زخم بودند که از نشانههای بالینی اثرات شیمیایی و سموم این تسلیحات بر اعصاب و بافتهاست.
۷۲۰ هزار ساچمه و بمبچههای تلهای در کمتر از یک دقیقه
ابعاد فنی و نظامی این حادثه زمانی ابعاد جنایتبارتری به خود میگیرد که الگوی شلیک بررسی شود. بر اساس گزارشهای منتشرشده، در کمتر از یک دقیقه، چهار موشک پرتاب شده (از نوع پیشرفته PrSM) در ارتفاع ۳۰ تا ۴۰ متری زمین منفجر شدند و نزدیک به ۷۲۰ هزار ترکش و ساچمه تنگستنی را بر فراز مناطق مسکونی پراکنده کردند.
اما مسئله فقط بارش ترکشها نبود؛ معاون وزیر بهداشت افشا کرده است که بخشی از این مهمات بهصورت بمبچههایی عمل میکردند که به ریزسازه یا نخهای حساس مجهز بودند. این مهمات مینیاتوری آغشته به فسفر با کوچکترین ارتعاش زمین یا حتی به دلیل شباهت ظاهری به قوطی کنسرو، با دست زدن مردم و کودکان، انفجارهای بعدی را رقم میزدند و قربانی میگرفتند. پزشکان و محققانی که روی پرونده علمی این فاجعه کار کردهاند، تمامی این موارد را مستند کردهاند. هرچند به اذعان آخوندزاده به دلیل قید شدن نام آمریکا در این سند حقوقی و علمی، احتمالاً مقاومتها و مانعتراشیهای زیادی در برابر انتشار آن در نشریات غربی وجود خواهد داشت اما مستندات بالینی موجود در بیمارستانها غیرقابل انکار است.
قربانیان غیرنظامی؛ از سالن ورزشی تا حیاط خانه
تحلیلهای میدانی و آمار رسمی بنیاد شهید نشان میدهد همه قربانیان بدون استثنا مردم عادی بودند. از ۲۳ شهید و بیش از ۱۲۰ مجروح این حادثه، بخش عمدهای را زنان و کودکان تشکیل میدهند؛ بهطوری که حدود ۵۰ درصد از مجروحان افراد زیر ۱۵ سال هستند.
یکی از دردناکترین صحنهها در مجموعه ورزشی جنوب سپاه رخ داد؛ جایی که ۲۶ کودک مشغول تمرین بودند. با موج اولین انفجار، بچهها سراسیمه بیرون دویدند اما اصابت موشکهای بعدی به ضلع غربی، جان «هلما احمدیزاده» و «الهام ظاهری» که برای برداشتن کیفهایشان بازگشته بودند، گرفت. چند کوچه آن طرفتر، «آوینا» کودک دو سالهای که در باغچه خانه بازی میکرد، در اثر اصابت ترکش به شهادت رسید.
روایت شهادت زنان خانه نیز ابعاد دیگری از این جنایت را نشان میدهد. «رباب دهدشتی»، از پرسنل رادیولوژی بیمارستان لامرد، ساعاتی پیش از افطار در حیاط منزلش و در کنار دختر کوچک خود مشغول خواندن قرآن بود که اصابت مستقیم ترکش فسفری به سینه، او را در مقابل چشمان فرزندش به شهادت رساند.
در کوچهای دیگر، «زهرا اسدینژاد» مادری ۳۳ ساله، همراه سه فرزند خردسالش جلوی در خانه ایستاده بود که بر اثر اصابت ترکش به سینه و پهلو شهید شد و سه کودک ۶، ۱۰ و ۱۲ سالهاش با جراحات شدید، راهی بیمارستان شدند. همچنین «سحر غلامی» زن ۳۴ سالهای که همراه همسر و کودک ۴ سالهاش «آرشا» برای خریدی ساده به سوپرمارکت رفته بود، درون خودرو هدف قرار گرفت و جان باخت.
تنی که محل آزمایش جدیدترین موشکها شد
در میان مجروحان، وضعیت کودکان رنجور نشان میدهد که فاجعه با رفتن موشکها تمام نشده است. «آنیتا»ی ۱۰ ساله یکی از همان کودکانی است که در سالن ورزشی هدف قرار گرفت. ترکشها پشت دست، باسن و کشاله ران او را شکافتند. او پس از هفتهها بستری در بیمارستان نمازی شیراز ترخیص شده اما به دلیل آسیب شدید به دستگاه گوارش، پزشکان ناچار شدهاند ،روده بزرگ او را بهصورت موقت خارج از بدن قرار دهند تا بافتهای داخلی فرصت ترمیم داشته باشند.
خانواده آنیتا میگویند حتی دست زدن به قطعات بجا مانده از آن بمبها روی زمین سالن ورزشی، موجب سوزش شدید و خارشهای غیرعادی دست میشده است؛ سوزشی که حتی با صابون و شستوشو هم پاک نمیشد و حالا با تأیید وجود فسفر، علت آن سوزشهای شیمیایی مشخص شده است.
داستان آرشای ۴ ساله نیز کماکان ادامه دارد؛ کودکی که مادرش، سحر غلامی، جلوی چشمانش در ماشین شهید شد و پدرش از ناحیه عصب سیاتیک آسیب دید. آرشا هنوز مفهوم مرگ مادر را هضم نکرده و با همان زبان کودکانه میگوید:«مادرم شهید شده اما برمیگردد».

